هنوز عقد نکردم نامزدی هستیم یک سال و خورده ای
بعد 10 سال پیش نامزدم یه دختری رو خوشش میومده اون دختره ول میکنه میره خارج و خب نامزدم اون دوران خیلی آسیب مالی بهش وارد میشه درواقع دختره نارو میزنه
چندین بار اسم دختره اومده اصلا فراموش کرده انگار که قبلا دختری به فلان اسم تو زندگیش بوده مثلا بحثشو خودم کشیدم وسط اون اصلا حواسش نبوده تا زمانی که خودم بگم منظورم فلان دختره
خیلی خودش و خانوادش هوامو دارن و انگار آسمون باز شده من افتادم پایین
این دو ماه اخیر خیلی اتفاق های بدی داره براشون میوفته تو دو ماه داداشش 7 بار تصادف کرده الان دوباره بیمارستانه هر روز اتاق عمل از کار و زندگی همه چیزشون افتادن
من متوجه هستم شرایطش خوب نیس خسته هس
اما یه استوری گذاشته تو اینستا
تو اکسپلور بوده این اد استوری کرده
متنش اینه
بشینم به مرور مارا چه ها که نشد
اینم بگم تو یه دوران ورشکست میشن و از بچگی کار میکرده خیلی آرزو ها داشته نشده
مامانم میگه تو چون میدونی جریان اون دختره رو بد بین شدی وگرنه اگر نمیدونسی به خودت و دختره نمیگرفتی
ذهنم بد درگیر شده از یه طرف میگم اگر دلش هنوز پیش اون طرفه پس چرا خودش و خانوادش تو خاندانشون بخاطر من دعوا کردن که پشت عروسم ن حرف نزنید و اینقدر بهم میرسن حتی یک بار بحث اونو نکشیدن وسط من خودم هی مرض دارم یاد آوری میکنم از یه طرف میگم شاید بخاطر شرایط سخت الانشه