من، یادمه دو ماه پیش خیلی نا امید بودم و رو عکسشون گریه کردم ، چند ساعت گریه میکردم و بعد بهشون گفتم که من نمیدونم چطوری ولی تو میتونی برام درستش کنی اگه بخوای ...
و اتفاقی که میخواستم افتاد
قبل از دوماه پیش رفته بودم امام زاده ، من شهید ابراهیم هادی رو نمیشناختم اصن اونموقع ، یادمه کنار حوض نشسته بودم یه خانمی اومد بهم گفت که نمیدونه چرا ولی وقتی منو دیده یاد شهید ابراهیم هادی افتاده و بهم گفت که کتاب ایشون رو بخونم ، گفت ایشون هستن که انتخاب میکنن کی ایشون رو بشناسه ...🫠♥️