2777
2789

من ادمیم ک سیاست تو زندگیم ندارم خوشم هم نمیاد سیاست داشته باشم از هرکس خوشم بیاد نشون میدم از هرکس خوشم نیاد هم نشون میدم ولی مشکلی ک الان دارم اینه شوهرم و برادر شوهرم ک خیلی ازش بزرگتره و جای پدر هستش براش با من بد رفتار میکنه خودش و همسرش یعنی جاریم هر جا منو میبینن منو بی محل میکنن یا روشونو میکنن اونور اینم بگم شوهرم کارش باهاش شراکتی هست وچون هیچ حد و مرزی با هم ندارن من اعتراض کردم ب این وعضعیت چون برادر شوهرم خیلی تو زندگیمون دخالت میکنه و کلا سعی میکنه شوهر ب من وابسته نباشه اینو از کاراش فهمیدم ومنم دیگه قطع رابطه باهاشون مردم ولی برادر شوهرم خیلی پرو هست و هر روز میاد خونمون فقط با برادرش حرف میزنه و طوری رفتار میکنه ک تو رو نمبینم من با چنین ادمی چطور رفتار کنم حرف زدن باشوهرم هم بی فایده ست چون اون برادرشه 

 میخواد اینجوری کنه یعنی تو ادم نیستی و اینجا خونه برادرم هست تو عددی نیستی بی سیاستی کردی که این حرفو مستقیم زدی باید زیرزیرکی به شوهرت میگفتی بنظرم خق دارن این رفتارو‌نشون بدن مخصوصا اگر از شوهرت خیلی بزرگتره نمیگم حرفت استباه بوده اما کارت بی عقلی بود 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میخواد اینجوری کنه یعنی تو ادم نیستی و اینجا خونه برادرم هست تو عددی نیستی بی سیاستی کردی که این حرف ...

من میخوام ادم قوی ب نطر بیام فقط پیششون ک هیچی روش تاثیر نداره مثلا میاد خونه اصلا حرفی با من نمیزنه فقط با برادرش 

میخواد اینجوری کنه یعنی تو ادم نیستی و اینجا خونه برادرم هست تو عددی نیستی بی سیاستی کردی که این حرف ...

شوهرم اصلا نمیفهمه من چی میگم مثلا نوبت دکتر دارم ی شهر دیکه میگه با برادرم برو 

من میخوام ادم قوی ب نطر بیام فقط پیششون ک هیچی روش تاثیر نداره مثلا میاد خونه اصلا حرفی با من نمیزنه ...

 خب توهم باهاش حرف نزن برو‌تلویزیون ببین یا برو تو اتاق البته اگر به وضوح بی توجهی میکنه ها یا میتونی بری پیش شوهرت بشینی 

اخ اخ پس نقصیر ببخشید حماقت شوهرت هست رک باهاش از رفتارای برادرش بگو و بگو راحت نیستم

بله من میگم دیگه نمیرم خونشون همش میخواد ب بهونه ایی منو بفرستع یا نوبت داشتم خودش کار داشت نمیتونست منو ببره منم تو کروه خانوادگیمون نوشتم کی فردا میره فلان جا منم باهاش برم دکتر شوهرم خواست دعوا راه بندازه ک تو میخوایی با اینا بری با دادام نمیری

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز