2777
2789
عنوان

ب نطرتون کار درستی انجام دادم یا ن

1560 بازدید | 15 پست

با مادر شوهرم تو ی ساختمونیم مادر شوهرم شب ها میترسه خودش تنها بخوابه من گفتم شاید ب نوش میگه میاد پیشش چون تا من نیستم بهش میگفت انگار نوش رفته بود مسافرت بعد سه تا از خواهر شوهرهام ازدواج کردن و کارمندن ب من زنگ زدن مادر امشب خودش تنهاست بیا پیشش منم کفتم باشه اومدم ولی الان میگم چرا بهشون نگفتم خودتون پیش مادرتون بمونید خواستم دلخوری ایجاد نشه  ولی من وظیفم نیست منم حق دارم اونا وظیفشونه مادر اوناست 

یه شب که هزار شب نمیشه، اگه شبای دیگه هم بهت گفتن دیگه نرو

گاهی وقتا این که یکم راه بیای اصلا بد نیست

[ ‹تبریز گوزلی› ][تمنایِ وصالم نیست عشقِ من مگیر از من؛ به دردت خو گرفتم! نیستم در بندِ درمانت🤍]

ببین من یه پیشنهاد بهت بدم؟ خودم وقتی انجامش دادم توی زندگیم معجزه کرد.

قبل از هر تصمیمی چند دقیقه وقت بزار و برو کاملاً رایگان تست روانشناسی DMB مادران رو بزن. از جواب تست سوپرایز می شی، کلی از مشکلاتت می فهمی و راه حل می گیری.

تازه بعدش بازم بدون هیچ هزینه ای می تونی از مشاوره تلفنی با متخصص استفاده کنی و راهنمایی بگیری.

لینک 100% رایگان تست DMB

یه شب که هزار شب نمیشه، اگه شبای دیگه هم بهت گفتن دیگه نروگاهی وقتا این که یکم راه بیای اصلا بد نیست

الان چند بار بهم گفتن صبح برو عصر بیا مادر خودش تنها نباشه در اینده نزدیک هم مستقل میشیم باید خودشون ی فکری کنن

خواهر منم قدیما

خواهر شوهرش 2تا بچه هاشو میاورد خونه ننش

ننه اش هم اونارو میفرستاد وقت و بی وقت طبقه ی ابجسم اینا 

ابجیمم دیگه بعد 1 سال زد سیم اخر

ب شوه ش گفت

اونم گفت مگ خونم مهدکودکه بچه هاتو میزاری 


دیگ قطع ارتباط شدن 10 ساله الحمدلله

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز