با مادر شوهرم تو ی ساختمونیم مادر شوهرم شب ها میترسه خودش تنها بخوابه من گفتم شاید ب نوش میگه میاد پیشش چون تا من نیستم بهش میگفت انگار نوش رفته بود مسافرت بعد سه تا از خواهر شوهرهام ازدواج کردن و کارمندن ب من زنگ زدن مادر امشب خودش تنهاست بیا پیشش منم کفتم باشه اومدم ولی الان میگم چرا بهشون نگفتم خودتون پیش مادرتون بمونید خواستم دلخوری ایجاد نشه ولی من وظیفم نیست منم حق دارم اونا وظیفشونه مادر اوناست
ببین من یه پیشنهاد بهت بدم؟ خودم وقتی انجامش دادم توی زندگیم معجزه کرد.
قبل از هر تصمیمی چند دقیقه وقت بزار و برو کاملاً رایگان تست روانشناسی DMB مادران رو بزن. از جواب تست سوپرایز می شی، کلی از مشکلاتت می فهمی و راه حل می گیری.
تازه بعدش بازم بدون هیچ هزینه ای می تونی از مشاوره تلفنی با متخصص استفاده کنی و راهنمایی بگیری.
ولی بخدا تو بااین بیچاره ها مشکل داری حالا اون داستان بچه خواهر شوهرت رو گفتیم باشع مثلا حق با تو ولی اینجا دیگه خدایی خیلی بدذاتیه،ی شب پیشش بخوابی آسمون ب زمین میاد