دوستم با چند تا از همکلاسیام دوسته و چون دوستم باهاشون خیلی میگرده منم مجبورم که باهاش برم
از قضا این همکلاسیام اصلا ادمای درستی نیستن و هی حرفای زشتی میزدن دیگه خودتون بدونید راجب چی و من نمیتونستم با این حرفا و اخلاقاشون کنار بیام ولی بازم کنارشون حرف میزدم میخندیدم هرچند ظاهری ولی این کارو میکردم
اینا ردیف پشتی ما میشینن نمیدونم چجوری بگم ولی و هی از پشت به ما دست میزدن سرکلاس و منم چون خیلی واکنش نشون میدادم چند تا از همکلاسیام فهمیدن و رفتن به معاونمون گفتن و معاونمون الان با من لجه و هی بهمون گیر میده
رفتم به دوستم گفتم من دیگه نمیخوام با این ادما بگردم که بعدش دو روز بعد بشم مثل خودشون یهو دوستم پرید تو حرفم گفت ببین اینکه تو نمی خوای باهاشون نگردی من مشکلی ندارم بهت این اجازه رو میدم ولی اگه یهو باهاشون سرد بشی باهات بد میشن و بهت میگن عقده ای
منم پریدم تو حرفش گفتم اولا من نیاز به اجازه تو ندارم دوما منم زبون دارم جوابشونو بدم و چیزای رو هم راجبشون میدونم که اگه پاشون رو از گلیمشون دراز تر بزارن لوشون میدم
حالا بگید کارم درسته یانه؟ با این ادما چه برخوردی باید باشم؟