سلام من وقتی عقد کردم یه قلم کالا با خانواده شوهرم بود بعد دعواشون شد دوتا خانواده خانواده من جهاز ندادن و خانواده شوهرم گفتن ما جای عروسی اون سه تا کالارو میخریم من به مادرشوهرم گفتم شما هرچقدر میخواین هزینه کنین بهم بگین بقیش خودم از حقوقم میذارم جنسی که میخوام بخرم بعدش یه روز مادر شوهرم اومد خونه دیدم بدون اینکه نظرم بپرسه رفته به سلیقه خودش همرو خریده که تلویزیونم سه سال نشده خراب شد تعمیر کردیم یخچالم ماه اول تمام کشوهاش شکست و اصلا راضی نیستم اون موقع هیچی نگفتم چون خانوادم باعث شدن زبونم کوتاه باشه الان باردارم اونروز رفتیم بازار مادرشوهرم خرید داشت یه دفعه لباس بچگونه دید اصرار اصرار که بیا بخریم منم فکر کردم میخواد خودش بخره چیزی نگفتم اونجا یکی دو مدل نشون دادم بدون اینکه توجه کنه به سلیقه خودش دوتا انتخاب کرد شد ۲۰۰ تومن دیدم اینور اونور میکنه منتظر من کارت بکشم کارتم درآوردم سریع از دستم کارت کشید داد به مرده یعنی یه درصد پیش خودش فکر نکرد شاید من همون ۲۰۰ همرام نیست امروزم زنگ زده دوتا عکس فرستادم ببین حوله و پتو واسه بچه میشه ۹۰۰ تومن 😑یعنی زشت ترین و قدیمی ترین فرستاده بود به شوهرم گفتم من چی بگم آخه اینو نمیخوام گفت زنگ بزن رک بگو نه یعنی سرخود میخواست بخره پولش از ما بگیره از ظهر انقد حرص خوردم سرم درد گرفته ولش کنی کل سیسمونی میخواد به سلیقه خودش و پول ما بخره ازین حرکتام زیاد ازش دیدما