قبلا اصلا این موقع از صبح رو دوست نداشتم شاید بخاطر مدرسه یا دانشگاه بود مخصوصا تو زمستون تو هوای گرگ و میش که آدم مجبور بود بره بیرون ولی امسال که باردارم و نمیتونم برم دانشگاه برا پارسال این موقع ها که دانشگاه میرفتم دلم تنگ شده
حالا این به کنار من تازه ۱۲ شب رو سر شب میدونم و قبلا کلی از کارامو شب انجام میدادم به جز جارو برقی خونه که صدا داشت وگرنه تا پتو و روفرشی هم میشستم ، الانم تا این موقع بیدار میمونم و کلا شب و روزم جا به جا شده از اون ور میخوابم تا ۳ ظهر و برا بچه هم مضرره خب
ولی خب هیچ کار و انگیزه ای ندارم برا صبح زود بیدار شدن ای کاش منم یه شغل سبکی داشتم که بهش علاقه داشتم و صبحا به عشق اون کار بیدار میشدم یا مثل دخترای مجرد دانشگاهمون فقط بیدار میشدم و به خودم میرسیدم و یا بابام میبردم دانشگاه یا خودم بلد بودم رانندگی کنم ، آخه همون دانشگاه رفتن هم واسه من سخت بود چون باید از یک ساعت قبل از خونه بیرون میرفتم چون دانشگاه اون سر شهر بود و کلی طول میکشید با تاکسی های مختلف برسم اونجا