2777
2789

یادم‌میاد باهاش ک میرفتم بازار  با بدترین نوع پوشش میومد بیرون چقدر تو کوچه عشوه وناز میکرد 

چقدر پسرا بهش متلک مینداختن 

اون هم بافحش های رکیک جوابشونو میداد 


چقدر دوست پسر داشت 

من از ۴تاشون حداقل باخبر بودم 

توکوچه بلند بلند جلو پسرا میخندید 

اگه ب خانوادم میگفتم شاید فوقش ی  کتک میزدنش  حداقل فرار نمیکرد 

البته ی سری ب داداشم گفتم  داداشم انقدر بهش اعتماد داشت میگفت هیچی نیس 

یعنی من دروغ میگم 

کمر خانوادمون رو شکست مفت خور پر توقع 

مامان ۵۰ سالم تمام کارهارو میکرد دست ب سیاه وسفید نمیزد فقط تو اتاقش سرش تو گوشی بود 

چقدر آدم میتونه خائن باشه طلا رو برد ب درک چطوری دلش اومد قرص خواب بده ب خانوادم  چطوری اگه چیزیشون میشد چی 

اگه من هم با بچه ام بودم. حتما ب بچه منم قرص میداد 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الان چ کاره س؟ کجاس؟

فرار کرده از خونه ۱۴ روزه ازش بی خبریم 

مدارک کل خانواده رو دزدیده با ۱۰۰گرم طلا

شکایت کردم‌پروندشم پاسگاه گم کرده یعنی از اول بایر شکایت کنم 

2790
2778
2791
2779
2792