2777
2789
عنوان

نمیخوام بدبین باشم و یا تهمتی بزنم

365 بازدید | 26 پست

خانوما ما امروز یجا دعوت شدیم

من زودتر اومدم که به میزبان کمک کنم

میزبان بامن زیاد خوب نیست و نبوده هیچوقت.

مهر و محبتی نداره بهم


یه مقدار کار انجوم دادم و کارایی که میخاستو انجوم دادم

اومدم بشینم با شیرینی و چایی ازم پذیرایی کرد

نمیدونم چرا واقعا چند دقیقه بعدش حس کردم گلوم میسوزه و سرگیجه دارم

دراز کشیدم و نمیخوام فک کنم بخاطر چایی و شیرینی بوده 

به میزبان هم نمیگم که یه وقت اشتباه برداشت نکنه 


ولی شما بودین چه برداشتی داشتین

من مشکلی نداشتم از امروز صب



   متاسفانه روانم دیگه یاری نمیکنه صبوری کنم ، تذکر بدم ، یادآوری کنم یا قهر کنم که باهام درست رفتار بشه فقط دارم حذف میکنم .

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اسکلی باهاش بدی رفتی خونش

درست صحبت کن خانم

طرف از نزدیکانمه

خودش دعوت کرده 

منم مبخواستم میونمون بهتر شه که رفتم کمک

   متاسفانه روانم دیگه یاری نمیکنه صبوری کنم ، تذکر بدم ، یادآوری کنم یا قهر کنم که باهام درست رفتار بشه فقط دارم حذف میکنم .

آیه چشم زخم وایت الکرسی وصلوات میفرستادم به یکی هم که اعتماد کامل داشتم تو پیام اوضاع رو براش توضیع ...

خیلی ممنون عزیزم

   متاسفانه روانم دیگه یاری نمیکنه صبوری کنم ، تذکر بدم ، یادآوری کنم یا قهر کنم که باهام درست رفتار بشه فقط دارم حذف میکنم .

2790
2778
2791
2779
2792