من بخاطر خرید خونه تمامه طلاهام رو فروختم ماه پیش شوهرم برام یه سرویس خرید ۱۵ میلیون کم داشت از شوهر خواهرش قرض کرده بود و این ماه قرضش رو پس داد
امشب دختر دایم زنگ زده بود و گفت که شوهر خواهر شوهرم زندانه و....شش ماهی میشه میخواست با من در میون بزاره و مطمعن بشه از صحته خبر(صمیمی هستیم)منم از دهنم پرید گفتم ن دو ماه پیش باهاش ازش پول قرض کردم دیشب شوهرم زنگ زد بهش حالش خوب بود و زندان اینا دروغه
😐بعد دختر دایم گفت برا چی قرض کردی چه چیز جدیدی خریدی ؟؟ منم دلم نمیخواست بدونه طلا خریدم از الکی گفتم همینجوری پول لازم بودیم
یهو دختر دایم برگشت گفت حالا تو این بی پولی و فلاکت همش بچه بیار و زایمان کن 😐😐منم گفتم ماشاالله بچه هام خوش برکتن و صاحب روزی و ملک این چرت پرتا چیه میگه اونم ساکت شد
الان حس خود تحقیری دارم ای کاش پز میدادم و میگفتم طلا خریدم فکر نکنه بی پول شدیم و همش لنگیم🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️خودم ابرو خودم رو بردم