سلام بچه ها
شوهرم سال گذشته با یه خانومی همکار شدن رابطشون در حد محیط کار بود گهگداری هم دسته جمعی کافه میرفتن شوهرم تلفنی یا پیام با این دختر خانوم در ارتباط بود زنگ میزدن در مورد مسائل مختلف حرف میزدن منتها شوهرم همه صحبتاشونو به من میگفت منم بعضی وقتا واسه اینکه ازم پنهون نکنه باهاش همراه میشدم بعضی اوقات حساس اذیت میشدم و ازش میخواستم رابطشو با این خانوم کم کنه محدود کنه
شوهرمم همه ش میگفت چیزی نیست ،تا حدی رعایت میکرد تا اینکه. این دختر خانوم محیط کارش عوض شد
کلی خوشحال بودم از این قضیه
ولی دیدم ارتباطشون همچنان باهم دارن گهگداری دسته جمعی کافه میرن و الان روز به روز ارتباطشون باهم صمیمی تر شدهقبلا اگه ماهی یکبار پیام میدادن الان هر روز یا یه روز در میان بهم پیام میدن و شوهرم هر بارش بهم نمیگه فقط بعضی روزاشو میگه چون میدونه من حساسم
همه شم میگه رابطمون فقط در حد اسمایل شوخی اینجور چیزاست رابطمون بیشتر نیست
اینم بگم این ارتباط تاثیری رو زندگی من نذاشته و شوهرم مثل باهام و اینم میدونم ارتباطش زود به زود هست ولی ادامه دار از صبح تا شب نیست
وقتایی که میبینم یا حس میکنم شوهرم داره باهاش چت میکنه خیلی حالم بد میشه اصلا دست خودم نیست عصبی پرخاشگر میشم
ودوست ندارم یه زن پرخاشگر باشم که شوهرم بیشتر سمت این دختر خانوم کشیده بشه و بیشتر اوقاتش با اون پر میکنه
از طرفی هم دست خودم نیست .....
و اینم بگم من خیلی زن پایه ای هستم نه سخت گیرم نه غرغرو و نه اذیت کن ولی یه مدتی بخاطر این قضیه خیلی تغییر کردم شوهرمم میگه مثل قبلا نیستی
همه ش فک میکنم زشتم ،خودمو با اون دختر مقایسه میکنم
بعضی اوقات هم میگم بیخیال بشم روی فردیت خودم کار بکنم به خودم بیشتر برسم
و اینکه دختر خانوم مجرد تقریبا همسن خودم ،از لحاظ چهره اینا هم متوسط ،از نزدیک دختر رو یک بار دیدم دختر خوبی بنظر میرسید تو برخورد
سعی میکنم دختر رو تخریب کنم جلو شوهرم
خیلی نسبت به این قضیه روح روانم بهم ریخته
بنظرتون حساسیت هم الکی ؟