2789
عنوان

روزای تاریک

39 بازدید | 2 پست

چقدر زندگی نفرت انگیز شده . هر چقدرم که میری جلو بازم اون سیاهی همه جا هست 

حالا بر میگردیم به نظریه معروفم که اگر در یه اتاق سیاهو باز بزاری سیاهی به بیرونم نشت میکنه.  

از کسایی که میان تو زندگیم و تمام محبتم رو نشون میدم ولی اونها هیچوقت منو نمیبینن خسته ام . دوست دارم یه روز سر تک تکشون فریاد بزنم چرا اینطور بودن . 

اینم از داستان امروز . 

کسی چه میدونه روزای آینده چطور روزیه ولی فعلا که اینطوره . من زنده ام . اصلا هم از من خوشش نمیاد . چقدر خوب حداقل کسی رو داره که دوست داشته باشه . چقدر زیبا و پر احساس . آدم دوست داره بخنده جای گریه کردن . 

مگه از اولم اهمیتی داشت  . نهایتا قراره تا این قسمت توی داستان واردش کنم قسمت بعد از کجا میدونه قراره چیکار کنم ؟؟؟ اینم خودش سوالیه برای پرسیدن . کسی چه میدونه تا سه ماه دیگه جدا چه اتفاقی میفته ولی خوب ...

بزارید بگم ، براش سوپرایز های خوبی دارم . قراره براش یه سینمایی بی‌نظیر پخش کنم . 



یادداشت / ۲۲ تیر 

چرا یادداشت انقدر مرموزه؟ :/وایب قاتلای زنجیره ای رو میده

نمیدونم . احتمالا باید این چند وقت بیشتر تلاش کنم. کسی هست که اهمیت میدم ولی حالا مطمئنم باید ردش کنم تا این مرحله تموم بشه . اون قبل تر ، سخت تر از من تلاش کرده.  باید تو تاریخ زندگیم تمومش کنم و ازش قوی‌تر باشم تا این مرحله رو بگذرونم و نفر بعدی وارد زندگیم بشه.  

برای همین وارد زندگیم شد . 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792