اصلا دست بزن نداره شاید یکی دوبار هلم داده باشه یا یه بار که دعوامون شد از ذدستم گرف پرتم کرد اما اصلاااا دست بزن نداره
از عاشورا خالش نذری اورده بود سهم مارو داد مادرشوهرم بریم بگیریم، دیشب رفتیم خونشون گفتن خوردیم خودمون دیگه گفتیم شما خودتون میگیرید ، شوهرم بهش برخورد گف یعنی چی سهم مارو چرا خوردید مادرش گف چیه مگه قیمه، مگه نگه داشتن داره شوهرم گف اره باید نگه میداشتی صداشو برد بالا با مادرشوهرم کل کل کردن اما شوهرم سر یه نذری خیلی بد واکنش نشون داد من ساکت بودم تا اون موقع دیدم بس نمیکنه گفتم ول کن دیگه قیمه گرفتیم خودمون دیگه عیبی نداره هیچی نگف مادرشوهرم زبونش خیلی تلخه به شوهرم گفت بدبخت شکم به منم گفت با تو گشته اینطوری شده من اصلا هیچی نگفتم دوباره جوابشو ندادم، در صورتی که زیادم شکمو نیست شوهرم از شکمش به بقیه میبخشه نمیدونم اون روزززز چرا گیر داده بود ول نمیکرد، اینو که گف شوهرم جنی شد دیگه خیلی بد عربده میکشید رفتم جلو گفتم بس کن دیگه زشتههه ساکت شو یدونه محکم با دست گذاشت روی سینم هنوز درد میکنه
منم گفتم به من چه همدیگه رو تیکه پاره کنید رفتم بیرون از خونه شوهرم یه ربع بعد اومد رفتیم خونه هی بهش میگم چرا اینطوری کردی چرا منو زدی میگه اخه همیشه حق منو میبخشه به بقیه همه کاراش روی دوش منه خوبیاش برای بقیه اس میگم چرا منو زدی میگه دست خودم نبود اما من خیلی ناراحتم این وحشیارو از کجا پیدا کردیم ما اخه