2777
2789
عنوان

اصلا با خانواده شوهرم راحت نیستم

625 بازدید | 44 پست

عقدم ی سال دوسال هم نامزد بودم من ادم درونگرایی هستم ولی با ادمایی که راحتم مثلا دوستام و فامیلای خودم خیلی راحتم عاشق اینم باهاشون وقت بگذردنم و حرف بزنم ولی ولی توی این سه سال نتونستم یکم با خانواده و فامیلای همسرم راحت بشم 

توی جمع اصلا حرفی ندارم برای گفتن 😕

یا مثلا وقتی تنهایی با یکی از خواهر شوهرام نشستم یا هر کدوم دیگشون حرفم نمیاد ی کلمه هم حرف نمیزنم مگر اینکه طرفم ی چیزی بگه منم جواب کوتاه بدم و تمام 😢

اوایل فکر میکردم بگذره کم کم بهتر میشه شاید راحت شدم باهاشون ولی انگار داره بدتر هم میشه ، 

رابطه خانوادگی با خانواده همسرت باید بر اساس احترام باشه نه صمیمیت اینو یه مشاور ازدواج می‌گفت 

پس اگه بینتون احترام دارین اوکیه دیگه سعی نکن نزدیک بشی 

دوری و دوستی بهتره

کاربر قدیمی هستم🫂

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

همین روال ادامه بده 

کسی از صمیمیت سود نبرده

یه دل میگه برم برم       یه دل میگه نرم نرم       طاقت نداره دلم دلم       بی تو چه کنم            پیش ای عشق زیبا زیبا          خیلی کوچیکه دنیا دنیا         با یاد تو ام هرجا هرجا      ترکت نکنم            سلطان قلبم توهستی توهستی       دروازه های دلم را شکستی شکستی         پیمان یاری به قلبم تو بستی تو بستی  با من پیوستی 

خو فکر میکنن ادم خودشو میگیره ولی درصورتی ک فقط حرفی برا زدن نداریم

به درک فکر کنن

یه دل میگه برم برم       یه دل میگه نرم نرم       طاقت نداره دلم دلم       بی تو چه کنم            پیش ای عشق زیبا زیبا          خیلی کوچیکه دنیا دنیا         با یاد تو ام هرجا هرجا      ترکت نکنم            سلطان قلبم توهستی توهستی       دروازه های دلم را شکستی شکستی         پیمان یاری به قلبم تو بستی تو بستی  با من پیوستی 

وقتی حرف نمیزنم حس میکنم ی جوریم تو جمع حس میکنم فکر میکنن دیونم 😐

نه بابا 😐

من اوایل باهاشون خیلی راحت بودم بعد دیدم کم کم داره پشت سرم حرف در میاد که آره زن فلانی سبکه ، پر حرفه، مغزش پوکه 

بعد اونا هم سر شوخی های خیلی چرت و باز کرده بودن باهام تو شوخی همه حرفی بهم میزدن حتی شوهرم جلو بقیه تخریبم‌میکرد بعد کم‌کم فهمیدم باید رابطم کم کنم باهاشون در حد یه سلام احوال پرسی اینا حتی تو جمعشون ساکتم فقط اگه چیزی بهم بگن جوابشون میدم 

کاربر قدیمی هستم🫂
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز