جلسه اول که با لبخند سنمو پرسید گفتم معمولا دکتر ها میپرسن بیخیال جلسه دوم وقتی وارد اتاقش شدم همینطوری خشکش زد و زل زده بود بهم تا اینکه اون یکی دکتر گفت نمیخواید کار ایشونو شروع کنید؟ اونجا برگشت گفت مغزم هنوز ریست نشده و موقع جراحیم نظر منو راجب یه آهنگ پرسید و حتی وسط جراحی رفت تو فکر طوری که دستیار پرسید چیشده دکتر؟ و بعد بخیه ای که برام زده بود رو دوباره باز کرد و دوباره زد دستیارش هم از کارش تعجب کرده بود ..بعد جلسه سوم که برای کشیدن بخیه رفتم پیشش تا دستیار بیاد اومد کنارم نشست و بدون حرفی فقط زل زده بود بهم بعد از اینکه دستیار اومد تازه حرف زد و من پیجشو دیدم به نظرم متاهله شما چه برداشتی از رفتاراش میکنید؟
هیچی دندون پزشکا برای اینکه حواستو پرت کنن از کاری ک دارن انجام میدن حین کار حرف میزنن .من میرم پیش یک پیرمردی واقعا مثل بابا بزرگاست
همیشه برام حرف میزنه تا دندونامو درست کنه
از اسمون از زمین از اهنگ از همه چیز
اونسری از پسرش برام درد و دل میکرد
همونطور که از اسم کاربریم مشخصه اسمم هستی هست😁 (اسممو خیلی دوست دارم بابام انتخابش کرده) یک دختر مجردم مشغول تحصیل و تلاش برای اینده برای همگی یک زندگی سرشار از حس خوب و سلامتی و خوشی ارزو میکنم شمام اگر امضامو خوندین یک ارزوی قشنگ برام بکنید اگر تونستید به خودمم بگید چه ارزویی کردید😁 جدیدا مامان بزرگمو از دست دادم زن خوبی بود اگر امضامو خوندین براش یک صلواتی چیزی بفرستین اگر فرستادین بگید منم برای رفتگانتون صلواتی چیزی بفرستم
وواقعا هوله؟آخه تا حالا مثل بعضی از دندونپزشکا سعی نکرده بهم دست بزنه..
نمیدونم خودم با اینکه متاهلم دو تا بچه احساس کردم سال قبل همچین چیزی پیش اومد بالاخره احساس آدم اشتباه نمیکنه دکترم عوض کردم به خدا مردا هول تشریف دارن
یه صلوات برای آرامش و شاکر بودنم به همه چیزایی که هست و دیگه نمیشه تغییرش داد