دختر چند بار لهجمو به روم آورده . درسته خودش تهرانیه ولی خب منم ته لهجه خودمو دارم ، خدا بهم داده . هر بار که میگه اعتماد به نفسم کمتر میشه پیشش ، حتی دلم نمیخاد تلفنی حرف بزنیم که ته لهجم معلوم بشه پیشش .
دوستاننن بنده کنکوری ام جز اینجا هم جایی رو ندارم و برنامه ای هم ندارم دوست و فامیل هم ندارم مامان هم بود و نبودش فرقی برام نداره یدونه فقط اینجارو دارم اونم دلم نیومد بزارم برم چون خااااالص تو تنهایی خفه میشدم پس اگه روزی ،ساعتی ،دقیقه ای منو تو دو تا تاپیک پشت سر هم دیدین حتماااا بهم گوشزدی فحشی چیزی بدین که برم چون از دستم در رفته و آنلاین شدم (البته جز شبا ساعت۹/۵_۱۰به بعد تا ۱۱که دیگه کلا برا خودمه) مرررررررسییی از همتون 😌♥️✨ آهای آقا پسری که برا من درخواست دوستی میدی همینکه تو اینجا عضوی برا من با اوبی ها هیچچچچچ فرقی نداری پس با درخواست به من یدور فحش برا ناموست میشنوی🤭♥️(بابت بی ادبی از کاربرای زن عذر میخوام)
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی