بخدا دارم دیوونه میشم از دست کارای خودم از یه طرف هر سری از دانشگاه میام میشینم گریه زاری میکنمم کهه چرا واینمیستمم نگاش کنم
اون ارهه خیلی نگام میکنه و کرمم میریزه همه دوستام متوجه شدن ولی این هفتهه باهام سرسنگین شد چون هفته قبل اومد بره درون کلاسشش چشم تو چشم شدیم دو دقیقه سرکلاس نشستت دراومدد الکی به یه بهونه سمت من داشت میومددد هول شدمم در رفتم فکر کرده خودمو چص میکنم براشش اینم از بعد این قضیه تو قیافه رفته