2777
2789
عنوان

یاد یه داستان جالب از خودم افتادم

115 بازدید | 0 پست

من برای کنکور 📝میخوندم و ریاضیم📗 قوی بود ولی چون ریاضی تو کنکور من مهم بود ،کلاس هم ثبت نام کردم 

با کلاس جلو میرفتم ،گاهی با خودم میگفتم اینا از من جلوترن ،اینا زرنگتر ،چرا من کامل نیستم ! چرا من !!! و هزارجور بهانه گیری ....که میومد تو ذهن من🧠 ....

یه روز استادمون🙍 بهمون گفت که جمعه کلاس اضافی میخوام بذارم ( فوق العاده) ،کی نمیتونه بیاد ؟ 

من دستمو ✋بلند کردم که نمیتونم ! استاد گفت چرا اونوقت؟ 

گفتم طبق برنامه ریزیم🔥 اون روز تایم خوندن مبحث لگاریتم📗 من هست و من نمیتونم بیام ...

کلاسمون پسر 🧑🧒و دختر مختلط بود ،استاد یه ادایی🤦 با صورتش درآورد و کل کلاس ترکید از خنده🤣 ....که خانم میگه من برنامه📝 خودمو دارم ،من دارم براتون وقت میذازم ،نیای قطعا قبول👀 نمیشی ،من سوالات مشابه میخوام کار کنم و ...

جمعه شد و من طبق برنامه 📝خودم نرفتم چون اطمینان داشتم به روندی که داشتم پیش میرفتم ...👌

بعد از اینکه جواب کنکور 👀اومد ....تو اون کلاس پرجمعیت ،فقط پنج نفر رتبه سه رقمی شدیم که یکیش من بودم با رتبه ۳۰۳ ( این قضیه واسه چند سال پیش هست) .

ریاضیمم💪 ۶۶ درصد زده بودم .

👈نتیجه گیری خودم از این داستان : طبق برنامه📝 خودت جلو برو ،اگه کسی این وسط بهت متلک😼 هم انداخت یا مسخره ت کرد یا با قاطعیت⚡ گفت راهت غلطه ،بهش گوش نکن .

این داستان شامل همه نمیشه ،شامل کسایی میشه که تو زندگی برنامه📝 ریختن و طبق اون جلو میرن و به موفقیت رسیدن  یا از خودشون ،فکرشون مطمئنن....وگرنه منظور من این نیست مشورت 😅نکنید.البته تو نی نی سایت با حرف هرکسی دلتون❤️ نگیره چون اصن نمیدونید طرف چه گذشته ای🤔 داره !!!

موفق باشین ...⭐

الهی مرا آن ده که آن به ... 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  15 ساعت پیش
توسط   آیسان۶۴۶۴  |  15 ساعت پیش
توسط   عسلیی_بلا  |  16 ساعت پیش