960
44
عنوان

جواب خانواده شوهرمو چی بدم وقتی میگن بچه لاغره؟!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 1003 بازدید | 72 پست

بگو دكترش ميگه رشدش عاليه

خانواده شوهر منم هميشه ميگن بچه ات لاغره، منم يه بار گفتم به دكترش اين حرف رو زدم دكترش گفته بچه انسان بايد مغز داشته باشه، چاقي واسه گوسفند مهمه....ديگه از اون روز به بعد خفه شدن

دختر پاییز که باشی عاشقانه هایت را پایانی نیست..

استارترحالتودرک میکنم سردخترم خودمم ازاین حرفاشنیدم.همش گفتن بهش نمیرسی لاغره بچه فلانی بادخترت همسنه ولی تپل تره....گفتم والاازشیرمرغ تاجون آدمیزاددستش بدم میخوره .دیگه استایل بدنش اینه خداروشکرسالمه کم وکسرنداره.چاقی ولاغریش مهم نیست.انقدربه حرفشون اهمیت ندادم که یادشون رفت دیگه  بگن لاغره بهش برس....شماهم اصلااهمیت نده به حرفشون اگه هنوزشیرمیدی چیزای مقوی بخورکه براش خوب باشه .به غذاشم برس آبمیوه طبیعی بهش بده اگه غذامیخوره .

❤من ازمعبودیکتایم فقط یک چیز میخواهم نگیردهرگز ازقلبم امیداستجابت را❤


ولي من پشيمونم، كاش پسرم سه ساله بود يكي ديگه مياوردم ، الان خيلي تنهاست!!!

وای دقیقامنم اشتباه کردم همه اونموقع گفتن الان بهترین وقته شروع کن ولی گوش نکردم الان دخترم 8سالشه خیلی تنهاست مدام گله داره ازتنهاییش .6ماهه اقدام کردم ولی فعلانتیجه بی نتیجه......

❤من ازمعبودیکتایم فقط یک چیز میخواهم نگیردهرگز ازقلبم امیداستجابت را❤

آره مریم جون رو دادم...میگم که کم زبونم..اونام پرزبون و خیییلی پرروو اصلا خجالت نمیکشن..جواب درست همینه که بگم براآدم مغز مهمه چاقی برا گوسفنده! البته مادرشوهرم چاقه دختراشم چاقن..یه وقت نپرن به من!!!! ا

959
آره مریم جون رو دادم...میگم که کم زبونم..اونام پرزبون و خیییلی پرروو اصلا خجالت نمیکشن..جواب درست هم ...

خواهر شوهرم گفت وای چرا بزرگ نمیشه از وقتی دنیا اومده همین قدره‌ گفتم‌ والا‌ همینم‌ هر‌ ماه‌ تا‌ ماه‌ زورش‌ میاد‌ داداشت‌ لباس‌ بگیره‌ براش‌ کلا‌ خفه‌ شد‌ وای‌ شوهرم‌ این‌ مدلی‌ نیست😂

وزن اولیه ۸۸کیلو 😥😥😥وزن بعد ۵ماه ۷۶کیلو ۴۰۰گرم 😄😄😄😄😄من میتونم به وزن هدفم برسم پس پیش به سویه ۵۸ کیلو😇😇😇😇😇😇من باید تا ۳۰این ماه ۷۵کیلو بشم😉😄

دخترم‌ ۲۶۰۰بود‌ الان‌ که‌ یک‌ سالشه‌ تازه‌ ۸کیلو‌ شده‌ ولی‌ رو‌ نموداره

وزن اولیه ۸۸کیلو 😥😥😥وزن بعد ۵ماه ۷۶کیلو ۴۰۰گرم 😄😄😄😄😄من میتونم به وزن هدفم برسم پس پیش به سویه ۵۸ کیلو😇😇😇😇😇😇من باید تا ۳۰این ماه ۷۵کیلو بشم😉😄

زیادی حساس نباش عزیزم...این حرفا عادیه ک بگن چ چاقه چ لاغره...چ سفیده...چ سیاهه...

شما باید شنونده عاقل باشی اگه مطمئنی همه جوره به بچت میرسی و کم توجهی از تو نیست پس ناراحتم نشو...بی تفاوتی باعث کم شدن اینطور نظرات میشه...اما در کل حرف بدی نمیزنن کش مارو انقد بهم بریزه...ی اظهار نظر ساده ست.

اصلا هرچیزی زیادش خوب نیس. نه چاقی نه لاغری. بچه بیچاره چه گناهی کرده بخواد هی خودشو باوزن ایده آل ما فیکس کنه. بچه سالم باشه لاغری وچاقی چیه. من هربچه ای رومیبینم فقط میگم سالم باشه .من خودم کوچیک بودم انقداستخون بودم که میگفتن شمابه بچه نون نمیدین.ولی الانو بیاببین 😐😊

دوست خوبم بچه داداش منم که میومد خونمون بارها بابام به عروسمون میگفت از بس به این بچه نمی رسی لاغر شده،  عروسمون هم ناراحت میشد،  البته ما همیشه طرف عروسمون بودیم اما خب واقعا ناراحت میشد،  استایل بچه داداشم به خود داداشم رفته، داداشمم بچگیاش لاغر بود بزرگ شد پر شد، دیگه به عروسمون گفتیم به دل نگیر بابام زبونش تلخه

خواهر که داشته باشی شبهای دلگیر نداری
892

والا پسر من هم وزنش خوبه هم قدش 

بعد جاریم یبار به پسر۹ماهم گفت وای چ لاغر شدی لپات کوووو منم گفتم بچم به مامانش رفته باربیه چیه چاق کوهه چربی شه خوبه ی چشم و ابرو هم بخودش انداختم ک کوه چرببه😁😁(وزنم بعد زایمان اصلا زیاد نشد و استعداد چاقی ندارم ولی جاریم حسابی چاق و پر چربیه هرکار میکنه لاغر نمیشه)

بزن باران که دین را دام کردن شکار خلق و صید خام کردن بزن باران خدا بازیچه ای شد که با ان کسب ننگ و نام کردن 

تو منی؟؟؟اخه دقیقا همین حرفارو میشنیدم...مادر شوهرم ی سره بهم می‌گفت سیرت خاصیت ندارن شیر خشک بده بهش...حتی ی بار با دعوا‌و جنگ مارو فرستاد ی شهر دیگه دکترم گفت بچتون خیلی نرماله وزن و قدش اون بچه ای ک چاقه .مشکل داره چون نباید ازون وزن نرمال بالاتر برن...

منم استراتژیک اینه ک اصلااااااااآ باهاش حرف نمی‌زنم از بچه عیب و ایراد میگیره فقط ب بچه م نگا میکنم یابا گوشیم ور میرم.یا پامیشم میرم از پیشش دریغ از ی کلمه...ی بارم شوهرم گفت مامان وقتی میایم ی سره دنبال عیب و ایراد بچه ای

خلاصه ک انقد از من بی محلی دید ساکت شداخه استایل ما ی طوریه ک اصلااااااااآ تپل نمیشینن بچه هامون اما وزن می‌گیرند سنگین همینطور قد بلند...

تازه نمیذارم بهش چیزی بده ی بار بعد۲هفته ک هرروز شوهرم میگفت واسش شیربرنج درست کرد اونم بچه انقد بالا آورد ک هلاک شد.الان دیگه در حسرت اینه ک چیزی بذاره دهن بچه اما جرات نمیکنه.نه ک دعوا و سرو صدا کنم...اما ی بار ک هنینطور گیر میداد ناهارخوری خوردم بچمو گرفتم بغلم هرچی گفت بده من بهش پشت کردم رفتم اتاق بعدشم از خونش رفتم.جونش وصله ب بچه۴.۵شب نرفتم خونشون..الان دیگه ازین عکس العملم می‌ترسه چیزی نمیگه بهم.

هردو دلتنگ همیم اما من اغلب بیشتر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

923
962
965
947
891
726
931
950
24
948
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
958
823
957
745
263
909
83
داغ ترین های تاپیک های امروز