2777
2789

شوهرم باهام تو قیافس اصلا ن توجهی ن حرفی 

فقط فرار و بی محلی ....منم ازینطرف هی بغض دارم و ناراحتم....ازینطرف خواهراش جمعن دور هم میگن میخندن...کاش تموم بشه این عید کوفتی...فقط یکی ب من بگه بااین شوهر چکار کنم چطور تحملش کنم.

هعی  میفهمم منم از اول عید همش مریضم اصلا وضع عجیب غریب وحشتناک

ملت دارن کیف میکنن من دنبال درمان

زنده باد کشور عزیزم ایران زمین. ❤️🤍💚 خواهشا افراد خشک مذهب و افراطی روی پیام من ریپلی نزنن ممنونم /به کوروش به آرش به جمشید قسم به نقش و نگار تخت جمشید قسم که ایران همی قلب و خون من است گرفته ز جان از وجود من است بخوانیم همه این جمله در گوش باد...چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد.../ دفاع از وطن، کیش فرزانگی است/گذشتن ز جان، رسم مردانگی است/کسی کز بدی، دشمن میهن است/به یزدان که بدتر ز اهریمن است/ مرا اوج عزت در افلاک توست/به چشمان من، کیمیا خاک توست/سنی که ثبت کردم سن واقعیم نیست میخوام شناسایی نشم مثلا😬 منو تو تاپیک های مربوط به پوست و مو تگ کنیدلطفا❤️ ❤️

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یه مشکلی این وسط وجود داره اونم اینه که شما حالتو گره زدی به یک نفر دیگه.. اون آدم اگه اوکی بود تعطیلات زن و بچشو با اخم و تخم، کوفت نمی کرد.. خب شما الان حال خوبتو گره زدی به حال کسی که خودش اوکی نیست.. فرکانسش منفیه!رها کن.. 

مشکلش چیه عزیزم؟باهاش حرف بزن

دیشب خواهرشوهرم بهم گفت فردا ناهار بیاید اینجا ( یعنی خونه پدرشوهرم) مهمون داشتن  گفتن تو هم بیا کمک بده...منم تو رودرواسی گفتم باشه...بعد شوهرم تو خونه گفت من ک نمیام تو تنها برو.منم چون ب خواهرشوهرم قول داده بودم ک برم کمک  رفتم ..(ما طبقه بالاپدرشوهرممیم)   خلاصه الان رفته تو قیافه ک چرا تو بدون من رفتی...اصلا روانیه با خودشم مشکل داره

یه مشکلی این وسط وجود داره اونم اینه که شما حالتو گره زدی به یک نفر دیگه.. اون آدم اگه اوکی بود تعطی ...

چکار کنم خب شما بگو ...خانواده شوهر توقع دارن ماهرروز بریم اونجا ی روز نرم میگن از چی ناراحتی...توفع دارن بریم گردش باهاشون...بعد من چطور با اخم و تخم این اقا کنار بیام برم...دلم نمیخواد بفهمن مشکل داریم

تازمانی که حالتو وابسته به اون کنی ازت فرارمیکنه باید یاد بگیری وگرنه این چرخه با آدمای مختلف ادامه خواهد داشت

به کوچکی گناه نگاه نکن ؛بنگر چه کسی را نافرمانی میکنی...حسبی الله ونعم الوکیل...
خب چکارکنم منو اسیر خودش و خانوادش کرده

من جات بودم میرفتم با خواهر شوهرا میگفتم میخندیدم کیف میکردم 

اونم بخ حال خودش میذاشتم 

به کوچکی گناه نگاه نکن ؛بنگر چه کسی را نافرمانی میکنی...حسبی الله ونعم الوکیل...
من جات بودم میرفتم با خواهر شوهرا میگفتم میخندیدم کیف میکردم اونم بخ حال خودش میذاشتم

همینکارو هم کردم ولی باز ی غم تو دلم بود...بخدا وقتی طرفت ادم نباشه همیشه ی خدا ی خلا تو وجودته ...تو شادترین لحظه هم ولت نمیکنه اون غم

چکار کنم خب شما بگو ...خانواده شوهر توقع دارن ماهرروز بریم اونجا ی روز نرم میگن از چی ناراحتی...توفع ...

نمی دونم فقط سوزنتو از روی این مرد بردار‌‌.. اونم فهمیده داره سواستفاده می کنه.‌. شل کن تا اونم شل کنه! باور کن دلیل حال بدت اینه که همش فکرت درمورد همسرته.. من هیچ زنی رو ندیدم که تنهاییش با شوهرش پر شده باشه.. ته تهش سال اول ازدواج خوبن .. بقیه فقط چشم پوشی 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز