1472
1459
عنوان

دورهمی گیسو کمندا

| مشاهده متن کامل بحث + 960445 بازدید | 162433 پست
عزیزدلمی منم همیشه از وقتی که تاپیک رو شروع کردم خوندن برا تو همیشه دعا کردم چون یه حس عجیب بهت داشت ...


انشاءالله به حق دل مهربونت به آرزوت برسی

الهی! نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی... در اگر باز نگرددنروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی... باز کن در که جز این خانه نیس مرا پناهی........
وااااااااااااای زی زی منم 71ایم 25 شهریورم تقریبا یه ماه از تو بزرگترم😍😍😍😍😍

فک کنم نگفته بودی قبلا تولدتو نه؟؟ تولدت با تاخیر مبارک عشقم😍😍🎁🎉🎈🎂🍰😘😘😘❤

جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی/گفتم بدین شکسته چون باده میفروشی؟/خندید گفت زین جام جز عاشقان ننوشند/مست شکسته داند قدر شکسته نوشی/مستان دل شکسته جام شکسته نوشند/کز ساغر شکسته خوش می رود خروشی

میدونستین پوشک پول-آپ نم پس نمیده و باعث میشه ادرار با سطح پوست کودک تماس پیدا نکنه؟

یکی از خصوصیات پوشک مای بیبی جذب بالاست 

برای اطلاعات بیشتر اینستاگرام ما رو دنبال کنید


عاقد گفت عروس خانوم وکلیم ؟

گفتند عروس رفته گل بچینه، دوباره پرسید وکیلم عروس خانوم ؟

عروس رفته گلاب بیاره

عاقد گفت : برای بار سوم میپرسم ؛ عروس خانوم وکیلم ؟

عروس رفته

عروس رفته بود !!

پچ پچ افتاد بین مهمانها، شیرین 13 سالش بود

وراج و پر هیجان، بلند بلند حرف میزد و غش غش میخندید.

هر روز سر دیوار و بالای درخت پیدایش میکردند.

پدرش هم صلاح دید زودتر شوهرش بدهد !

داماد بد دل و غیرتی بود و گفته بود پرده بکشند دور عروس.

شیرین هم از شلوغی استفاده کرده بود و چهار دست و پا از زیر پای خاله خانباجی ها که قند می ساییدند، زده بود به چاک .

مهمانی به هم ریخت؛

هر کس از یک طرف دوید دنبال عروس مهمانها ریختند توی کوچه..

شیرین را روی بام همسایه پیدا کردند، لای طنابهای رخت

پدرش کشان کشان برگرداندش سر سفره ی عقد.

گفتند پرده بی پرده !

نامحرمها رفتند بیرون کمال محکم مچ دست شیرین را سفت نگه داشت.

عاقد گفت اسغفرالله برای بار دهم میپرسم وکیلم؟

پدر چشم غره رفت و مادر پهلوی شیرین را نیشگون ریز گرفت.

عروس با صدای بلند بله را گفت و لگد زد زیر آینه...

زن ها کل کشیدند و مردها به هم تبریک گفتند.

کمال زیر لب غرید که آدمت میکنم جوووجه و خیره شد به تصویر خودش در آینه ی شکسته...

فردای عروسی شیرین را سر درخت توت پیدا کردند !

کمال داد درختها را بریدند سر در دیوارها هم بطری شکسته گذاشتند

به درها هم قفل زدند ...

اسم عروس را هم عوض کردند و کمال گفت چه معنی داردکه اسم زن آدم شیرینی و شکلات باشد !!

شیرین شد زهره.

زهره تمرین کرد یواش حرف بزند. کمال گفت چه معنی دارد زن اصلا حرف بزند؟ فقط در صورت لزوم !

آنهم طوری که دهانت تکان نخورد.

طوری هم راه برو که دستهایت عقب جلو نرود به اطراف هم نگاه نکن فقط خیره به پایین یا روبرو.

زهره شد یک آدم اهنی تمام و عیار. فامیل ها گفتند این زهره یک مرضی چیزی گرفته

آن از حرف زدنش ،آن از راه رفتنش.

کمال نگران شد، زهره را بردند دکتر

دکتر گفت یک اختلال نادر روانی است !!

همه گفتند از روز عروسی معلوم بود یک مرگش میشود

الان خودش را نشان داده.

بستریش که کردند کمال طلاقش داد ...

خواهر ها گفتند دلت نگیره برادر !

زهره قسمتت نبود . برایت یک دختر چهارده ساله پسندیده ایم به نام شربت !!


آری ، پاییز نزدیک است . اما پاییز که همیشه صدای خش‌خشِ برگ‌ها در گذر ها نیست ، پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید . پاییز گاهی در زیرسیگاریِ روی میز ، زیر انبوهی از خاکستر است . گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه‌ی لباسی تا شده ، گاهی هم نمِ بارانیست که گوشه‌ی چشمانت می درخشد . پاییز که همیشه لای برگ‌های زرد و نارنجی نیست ، گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز . گاهی قهوه ایست که سر می رود ، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند . ساده بگویمت ، دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است ...
1436
1334
عاقد گفت عروس خانوم وکلیم ؟ گفتند عروس رفته گل بچینه، دوباره پرسید وکیلم عروس خانوم ؟ عروس رفته گل ...

😢😢😢

معامله با خدا شاید زمانبر و سخت باشه اما عاقبتش خیلی شیرینه😢😌
آآآآآآره آبجی تو چطوری ؟ چندتا برامون عکس از بندر و صفای جنوب بزار حالشو ببریم 

خداااااروشکر عزیزم من جنوب هستم اما ن بندر و کنار دریا جیگر من کرمانم😍😍 ولی کاش بندر بودیم کلا دریا دوسدارم شهرای دریایی ک عشقمن ولی حیف

معامله با خدا شاید زمانبر و سخت باشه اما عاقبتش خیلی شیرینه😢😌
1476
عاقد گفت عروس خانوم وکلیم ؟ گفتند عروس رفته گل بچینه، دوباره پرسید وکیلم عروس خانوم ؟ عروس رفته گل ...


😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

الهی! نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی... در اگر باز نگرددنروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی... باز کن در که جز این خانه نیس مرا پناهی........
فک کنم نگفته بودی قبلا تولدتو نه؟؟ تولدت با تاخیر مبارک عشقم😍😍🎁🎉🎈🎂🍰😘😘😘❤


خیلی ممنونم خوشگل خانوم عاشقتم مهربون 😘😘

الهی! نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی... در اگر باز نگرددنروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی... کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی... باز کن در که جز این خانه نیس مرا پناهی........
1450
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

كسي هست؟!

annamaria | 31 دقیقه پیش
1426
1462
1470
224
29
1439
1468
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   shenlsorati  |  3 ساعت پیش
توسط   nartiti28089  |  4 ساعت پیش
1415
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   shenlsorati  |  3 ساعت پیش
توسط   شارلوووت  |  2 ساعت پیش