2777
2789
عنوان

الان رفتم گوشیش رو دیدم

9568 بازدید | 130 پست

من رمز گوشیش رو میدونم . ولی نمیدونه ک میدونم...

گاهی میرم میبینم 

الان رفتم گوشیش رو برداشتم دلم شور میزد به خاطر رفتاراش گفتم نکنه......

چیز خاصی نداره تو گوشیش...

فقط دیدم عصر با خواهرش پیام دادن 

پیام های قبلی ک قدیمی بود خیلی....

مال امروز اینجوری بود...

خواهرشوهر گفته بود بهتری؟   

اینم گفته بود خوبم...

بعد خواهر گفته بود عصری میام میبینمتون و برای دخترت لباس خریدم و... 

اینم گفته بود بزار یه وقت دیگه 

بعد گفته بود  حالا می‌بینیم همو .ولی خواهش میکنم یکم لباس های پوشیده تر بپوش جلوی من  . ....( یعنی من) ناراحت میشه .حساسه


بعد دیگه همینجا تموم شده . اونم جوابی نداده بود...




ما سر این موضوع بحث کرده بودیم و میگفت به من چه هر چی میخواد بپوشه و....

بعد الان که اینجوری ازم فاصله گرفته همچین حرفی رو اونم اینجوری انقد رک گفته....

عجیب غریبه کلا 




مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

یکی دیگه لباس باز پوشیده،شما دعواشو با شوهرت میکنی؟

حالا بماند ک خواهرشه

شوهرت مقصر رفتارای خانوادش نیست

اینجوری بینتون فاصله میوفته ازت سرد میشه

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

لامصب اخه رو خاهرشم ؟؟؟؟


من خودم شدیدا حساسم ولی این دیگه تو مخم نمیره واقعا ‌من اگه جای همسرت بودم خیلی از چشمم میوفتادی🙂

من ک دخترم یجور شدم ببین همسرت چه حس بدی گرفته ...

من دارم دنیامو تغییر میدم .یه مسیر جدید برای خودم انتخاب کردم با همه سختیا محدودیت ها من میتونم خودمو به اوج برسونم .یعنی این کارو با تموم وجود بلدم🦋 تا کی قراره دست دست کنیم؟همه چی از خودمون شروع میشه چه بپذیریم چه نه ✅پس بزن بریم برای فصل تازه 😌

اصلا بحث خواهرش نیست الان..این الان با من آنقدر سر سنگینه.. محل نمیده...مثل سنگ شده..بعد به خواهرش ا ...

خب دوستت داره دیگه کاش یه جوری باهاش حرف بزنی قشنگ 

"سوداد"نوعی حالت روحی و حس نوستالژی، اندوه، دل‌تنگی و دل‌گرفتگی از نبودن فرد یا متعلقی است که دیگر احتمالاً هیچ‌گاه برنخواهد گشت.💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز