2777
2789
عنوان

خانواده شوهرم و حرکت عجیبشون

285 بازدید | 17 پست

قبلا واسه همسرم یکی رو در نظر داشتن همسرم گفته نه نمیخوام اما اونا بزور رفتن خواستگاری بعدداونا گفتن نه )توی تحقیقات محلی به پدرم گفتن) اما خانواده شوهرم خیلی از اون دختر صحبت میکنن میگن گفته واسه عروسی فلان خواننده و تالار رو میخوام خونه مو اینجوری و اونجوری میچینم و درست میکنم و خواهرشوهرم عمدا کاری کرد که من یه سری عکسا از اینکه قبلا با هم مسافدت رفتن ببینم یا جاریم میگفت همش از شوهرت تعریف میکرده و همیشه میگفته عکسشو نشون بده 

اما من باز واکنشی نشون ندادم بدتر سوختن حرفای بدتری زدن...حس میکنم بجز عقده این خانوااه چیزی ندارن

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دارن از حسادت زندگیت دق میکنن چون میدونن شوهرت دوست داره برای همین میخوان تو رو حساس کنن دستی دستی خودت گند بزنی به زندگیت و دعوا کنید اهمیت نده به شوهرت هم حتماً بگو چه زرایی میزنن ادبشون کنه نبش قبر نکنن

میدونی از بحث کردن خوشم نمیاد چون از بچگی بهم یاد دادن تو دهن سگی که واق واق میزنه نباید سنگ بزنی چون بیشتر صدا میده پس اگه جوابتو تو دعوا ندادم بفهم دقیقا از نظر من مثل یه سگ هار هستی همین حالا هی ریپ بزن تا خسته شی😁😁راهنمای نی نی سایت:« قبل از وارد شدن به سایت یک عدد قرص پرانول مصرف کنید تا از شدت شوک های  وارده سکته نکنید 😂غلط املایی داشتم بهم بگو با سپاس 💕 متاهل 💕 ❌❌❌تمایل به هم صحبت شدن با آقایان ندارم  ❌❌❌شهریارا چه بجا زد فلکت سنگ محک تا تو باشی که طلا خرج مطلا نکنی

مادرشوهر منم بود. فکر کنم اگر میتونست میگفت پرنده های ماده محل هم به پسرش چشم داشتن. چقدر اذیت کرد. 

عضو گروه رز قرمز هستم. وزن شروع ۸۸.۴۰۰. تاریخ شروع، ۱۰/۸/۱۴۰۰. هدف اول.۸۰‌  هدف دوم. ۷۵. هدف سوم۷۰. هدف چهارم. ۶۵.  وزن فعلی. ۸۸.۴۰۰
دارن از حسادت زندگیت دق میکنن چون میدونن شوهرت دوست داره برای همین میخوان تو رو حساس کنن دستی دستی خ ...

اصلا به روم نیاوردم یبار دیگه جاریم منو یه اسم اون صدا زد منم همه چیو ریز به ریز به شوهرم گفتم گفتم کی اینو گفته کی اونو گفته😂خودش کپ کرده بود گفت وای نمیدونم چی بگم 

مادرشوهر من ک جلو جمع میگه می‌خواستیم فلانیو بگیریم پسرم رفت اینو گرفت اینقدر جلو جمع گفته همه میدون ...

مادرشوهر منم باهام مشکل داره ۶ ماهه خونه ش نرفتم حتی حال دخترمم نمیپرسه و براش مهم نیست 

خانواده همسر منم یکی از دخترای فامیل رو برای همسرم در نظر گرفته بودن اما همسرم قبول نکرد و جلوشون ایستاد و اومد با من ازدواج کرد چند سال اول ازدواج بشدت اذیت شدم چون همش از اول دختر و داستاناش تعریف می کردن منم رابطم رو باهاشون کم کردم و کلا فاصله گرفتم تا آرامش داشته باشم، دقیقا حست رو درک میکنم دوست من

مادرشوهر منم باهام مشکل داره ۶ ماهه خونه ش نرفتم حتی حال دخترمم نمیپرسه و براش مهم نیست

باید بزنی ب بیخیالی منم خیلی اذیت میکنن جاریم میاد تو خونم طلسم میزاره دستشو رو میکنم مادرشوهرم از اون طرفداری میکنه چون فامیل خودشه خواهرشوهرم بخاطر اتفاقی ک غیر عمد افتاده و جایی آتیش گرفته دنبال اینه شوهرمو بندازه زندان مادرشوهرمم ک ول کن من نیست از بس ک پشتم بدمو میگه

اره باید بی اهمیت باشی منم خیلی ارتباطم کم شده

من نمیدونم از تلخ کردن زندگی ما چی عاید این جور آدمها میشه، خب زندگی عروس تلخ بشه زندگی پسر خودتون هم تلخ میشه... من سعی میکنم فقط مناسبتی و با دعوت برم خونشون

2790
2778
2791
2779
2792