با اینکه یک ماهه سر چیزای الکی بهانه میاره و قهر و توهین میکنه ولی من بازم دلم براش تنگ میشه. وقتی که تنها میشدیم نه محبت کلامی داشت نه نوازش . هی بهش میگفتم محبت کن ولی هیچ کاری نمیکرد. نمیدونم چرا اصلا باهام ازدواج کرد وقتی قرار بود ول کنه بره. بخاطرش خواستگارامو رد کرد کاش حرفاشو باور نمیکردم
دل نشکونید. چون خرده هاش، خوشحال ترین لحظه هاتون رو زخمی میکنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از همون شب جشن. یکی از اعضای خانوادش یواشکی بهم گفت اون شب بعد جشن خواهراش میگفتن چرا نزاشتی ما بیایم پسند کنیم . میگن پسره بخاطر دخالت خواهراش تا این سن مونده . متاسفانه دیر فهمیدم
دل نشکونید. چون خرده هاش، خوشحال ترین لحظه هاتون رو زخمی میکنه