خانوما حس میکنم مادرم ازم ناراحته (تاپیک قبلی دلیلش گفتم )همین الان تازه رفتم خونشون بعد خواهرم بهش گفت امشب میخوایم برین با خانواده نامزد داداشم در مورد عروسیشون صحبت کنین ؟ مامانم گفت آره میخوایم بریم خواهرم هم گفت اگه کار نداشتم میومدم بعد من از مامانم پرسیدم پس ساعت چند میرین گفت ما جایی نمیریم گفتم مگه نمیخواین برین با خانواده نامزد داداش حرف بزنین گفت نه 😐نمیدونم منو پیچوندن یا من اشتباه برداشت کردم
چی بگم والا خودم که حس میکنم چند روزه باهام سرد شدن
اگه کلا اینجوریه کمتر برو و زیاد تو حرفاشون دخالت نکن. ولی این مورد چیز مهمی نیست. بله برون یا مراسم رسمی که نبوده تو اینجور جلسات گاهی حتی مادر و داماد هم نمیرن و پدرا با هم حرف میزنن قرارا رو میذارن.
فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم... تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.