موضوع بحث

الان از بی خوابی رفتم سر لپتاب شوشو که دیدم پر فیلم و کلبپ سوپره کمکم کنید

| مشاهده متن کامل بحث + 9479 بازدید | 131 پست
1391/07/20
|
14:42
بهترین راه اینه که با ملایمت باهاش حرف بزنی و بپرسی مگه من چیزی واست کم کذاشتم بی معرفت؟ مگه با من تحریک نمیشی که میری سراغ این چیزا؟ اونوقته که لال میشه و به گوه خوردن میفته
سخت است یکرنگ ماندن، در دنیایی که مردمش برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند....

فروش ویژه پوشاک و کیف و کفش زنانه


تا %60 تخفیف + %15 تخفیف بیشتر با کد: wds-15

بس که عصبانی شدم بخدا رفتم بالاسرش و خواستم لبتاب رو بزنم زمین تا هزار تا تکه بشه ولی بعد بخاطر عکسهامون که همش تو ابتابه پشیمون شدم
آنچنان کار کن که گویی تا ابد زندگی خواهی کرد و آنچنان زندگی کن که گویی همین فرداخواهی مرد.
یک دلم میگه صبح بشینم این تابیک رو براش بخونم و بگم یکی از دوستای نی نی سایته و ازش نظر بخوام چون خیر سر حیزش خیلی راهنما هست
آنچنان کار کن که گویی تا ابد زندگی خواهی کرد و آنچنان زندگی کن که گویی همین فرداخواهی مرد.
فدات بشم مانا جان. ناراحت نباش. برو بخواب. فردا سره یه فرصت مناسب بگو بهش. فقط جنگ و دعوا نه. خودتو کنترل کن. نذار قبح قضیه بریزه و بگه دوست دارم!
سخت است یکرنگ ماندن، در دنیایی که مردمش برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند....
اینجوری درباره شوهرت حرف نزن بیشتر وقتا ما فکر میکنیم دقیقا مردا مثل ما فکر میکنن ولی واقعا اینطور نیست شاید یه قصدی داره که زیادم بد نباشه به جای اینکه عصبی بشی و جلوشو بگیری آزادش بزار تازه خودتم قاطی کاراش بشو که احساس کمبودش رفع بشه
من متنفرم از مرد حیز چشم ناپاک الان برام خیلی نامحرمه ازش متنفر شدم دلم میخواد جیغبزنم از خواب وحشتزده بیدار شه تا دلم خنک شه الان دیگه دست خودم نیست در حد مرگ اذیتش میکنم

آنچنان کار کن که گویی تا ابد زندگی خواهی کرد و آنچنان زندگی کن که گویی همین فرداخواهی مرد.
من متنفرم از مرد حیز چشم ناپاک الان برام خیلی نامحرمه ازش متنفر شدم دلم میخواد جیغبزنم از خواب وحشتزده بیدار شه تا دلم خنک شه الان دیگه دست خودم نیست در حد مرگ اذیتش میکنم

آنچنان کار کن که گویی تا ابد زندگی خواهی کرد و آنچنان زندگی کن که گویی همین فرداخواهی مرد.
بابا این حیزی نیست که کنجکاوی مردا رو نباید محدود کرد باید کنترل کرد یکی از فامیلای ما دقیقا همین اتفاق براش افتاد مانا و اون هم پاک کرد و به شوشو گفت بعدش فکر میکنی چی شد الان شوهرش ساعت 10- 11 میاد خونه خیلی سرده و کاراشو پنهان میکنه
واقعا از تمام دوستام ممنونم ولی من اگه بهش نفهمونم که با این زنومردهای لخت در حد سکته پیش رفتم میشه عقده تو دلم میمونه و میدونم ته این داستان دعوا هست حالا چه جوری خدا داند که من دارای چه موقعیتی بشم باید معذرت بخواد اصلا الان حالم خوب نیست نمیدونم باید چیکار کنم ولی الان تو ذهنمه که لبتاب رو باز کنم و فیلنو بیارن رو استب و تا صبح که بیدار میشه ببینم چه غلطی میکنه


باز هن از همتوت ممتونم که راهنمایی کردین

ا
آنچنان کار کن که گویی تا ابد زندگی خواهی کرد و آنچنان زندگی کن که گویی همین فرداخواهی مرد.
واقعا از تمام دوستام ممنونم ولی من اگه بهش نفهمونم که با این زنومردهای لخت در حد سکته پیش رفتم میشه عقده تو دلم میمونه و میدونم ته این داستان دعوا هست حالا چه جوری خدا داند که من دارای چه موقعیتی بشم باید معذرت بخواد اصلا الان حالم خوب نیست نمیدونم باید چیکار کنم ولی الان تو ذهنمه که لبتاب رو باز کنم و فیلنو بیارن رو استب و تا صبح که بیدار میشه ببینم چه غلطی میکنه


باز هن از همتوت ممتونم که راهنمایی کردین

ا
آنچنان کار کن که گویی تا ابد زندگی خواهی کرد و آنچنان زندگی کن که گویی همین فرداخواهی مرد.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید