2777
2789
عنوان

عذاب وجدان دارم

160 بازدید | 20 پست

من از زن بابام نفرت دارم در حدی نفرت دارم اگر ببینم داره جون میده میشینم با شادی نگاه میکنم متاسفانه من در برابر این زن سکوت هستم چون میترسم از خودش از خودم از پدرم نمیدونم ترس دارم ترسی که باعث میشه در برابر کل خانوادم سکوت کنم اما متاسفانه مشکل خشم پیدا کردم چندتا بچه کوچیک داره این زن که خواهر و برادرم هستن و خیلی شیطون هستن تازه عصبی شدم چون رفت تو اتاقم و جزوه ای که از صبح دارم زحمت میکشم روش رو گرفت پاره کرد منم عصبی شدم از پشت لباسش گرفتم کشون کشون انداختمش بیرون الان عذاب وجدان دارم هم ترس از اینکه اون زن بفهمه من زدمش نمیدونم چرا ازش میترسم با اینکه من بارها باش فیزیکی دعوا کروم و هیکلم و قدرت فیزیکی بیشتره دلیلش رو شما میدونید آیا؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شاید در اصل از واکنش پدرت می‌ترسی

یاری اندر کس نمی بینیم، یاران را چه شد؟ / دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟ // آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟ / خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟ // کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی / حق شناسان را چه کار افتاد؟ یاران را چه شد؟ // شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار / مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟

۲۱ سالمه

به نظرم این نفرتی که دارید و نمی‌تونید بروزش بدید 

باعث میشه که این فشارها با یه اتفاق کوچیکه بزنه بیرون و بخواد تخلیه بشه بخاطر همین زود عصبی می‌شید 

دلیل خاصی داره این نفرت زیاد؟

حس اون خانومم نسبت به شما متقابله؟

به نظرم این نفرتی که دارید و نمی‌تونید بروزش بدید باعث میشه که این فشارها با یه اتفاق کوچیکه بزنه بی ...

اون خانم هوو مادرم بود خیلی آزار میده فحاشی تمسخر کوچیک کردن دست زدن به وسایل شخصی حتی برام دنبال شوهر میگرده ۱۳ سالم بود خواست برام دوست پسر پیدا کنه اون از وجود من نفرت داره از مادرم حتی ما رو با کشتن بچه هاش تهدید میکنه تو هر خونه ای بره جواب طرف رو میده فوحش میده 

ولش کن گور باباش تو هم نزدیک نشو خب ، یجوری رفتار کن انگار چندشت میشه از بچه هاش

من نه باش حرف میزنم نه سلام میکنم نه ازش چیزی میخوام نه زنگش میزنم نه باش جایی میرم نه پیشش میشینم حتی هیچ هیچ هیچچچچچ اما خودش پرو پرو نیاد ازم درخواست میکنه حرف میزنه چه میدونم وارد اتاقم میشخ هر دفعه هم ی وسیله ازم گم میشه بعد مدتی پیداش میشه اونم جایی پیدا میشه که من اونجا رو بهم ریختم و چندین بار گشتم 

به نظرم این نفرتی که دارید و نمی‌تونید بروزش بدید باعث میشه که این فشارها با یه اتفاق کوچیکه بزنه بی ...

ببین ترس دارم و دلهره اما فقط دنبال ی فرصتم که دستش به عنوان تهدید بهم بخوره که بزنم ی دندش رو خورد کنم اما ترس دارم که بفهمه چیزی انجام دادم نمیتونم این ترس برا چیه 

اون خانم هوو مادرم بود خیلی آزار میده فحاشی تمسخر کوچیک کردن دست زدن به وسایل شخصی حتی برام دنبال شو ...

خب مشکل از ایشونه پس 

تا میتونید خودتونو از موضعش بیارید بیرون به نظرم 

خیلی کار سختیه که آدم با همخونه خودش ارتباط نگیره ولی شدنیه 

اصلا کاری به کارش نه خودش نه بچه هایش نداشته باشید 

سعی کنید تا بیست و شش هفت سالگی استقلال خودتو ببرید بالا با یه درآمد خوب که سریع جدا بشید از اونجا

بابات این عتیقه رو از کجا پیدا کرده؟مامانت کجاس الان نمیتونی پیش اون بمونی؟

مامانم ی آدم خوبی بود نمیگم خوب بود چون مادرمه نه چون واقعا پاک بود حتی باورت نمیشه چقدر زیبا و غرور داشت همه تا الان میگن مادرت ی آدم مهمان نواز بود اما این زن شبیهه شیطانه واقعا شبیهشه اینو نمیگم چون ازش متنفرم واقعا میگم شبیهه بعد کوتوله هست و ی شاسی داره اندازه صندوق ۲۰۶

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز