بچه ها نمیدونم چطور بگم قلبم آتیشه عذاب وجدان دیوونم میکنه من وقتی خیلی بچه بودم حدودا ۱۰ ۱۲ سالم بود وقتی داداشم خیلی اذیتم کرد نفهمیدم چیشد چنگال داغ گذاشتم دستش از بچگی پدر و مادرم در حال طلاق بودن همش من مراقبش بودم اونم از من کوچیک تر بود اذیتم میکرد خیلی پیش فعال بود الان بزرگ شده کسی هم چیزی یادش نمیاد اما خودم عذاب وجدان هرچند وقت یکبار دیوونم میکنه
یا بچه تر منم سنی نداشتم میگفتم ساکت شو جیغ میزد میرفت رو مخم منم دهنشو میبستم با پارچه😐
کلاس اول باز یه ماجرایی بود همه بارش افتاده بود رو دوش من منم سنی نداشتم با دعوا درس یادش میدادم
حالا واقعا گناهه مگه؟
در انتظار برف.... :)) دوست عزیزم اگه ناراحتی اول از همه دوست دارم بغلت کنم🫂 اگه حتی به خودکشی فکر میکنی به یاد بیار اندوهی رو که بازماندگان بعد مرگت باید بگذرونن به خانوادت،کسایی که دوستشون داری،منی که دوست دارم زنده بمونی:]~توی هاگوارتز هر کی سزاوار کمک باشه همیشه. کمک براش از راه میرسه^^ فقط به خاطر اینکه چیزی بی نقص نیست نمیشه که لیاقت عشق ورزیدن رو نداشته باشه ،مجبورت کرد که باور کنی باید بدون خطا باشی تا دوست داشته بشی ولی اشتباه میکرد♡{دیالوگ سریالBridgerton}~ ~هیچ کس در مورد گناهی که باهاش امتحان نشده بی گناه نیست!(استانبول ظالم)~لیوای آکرمن>> دراکو مالفوی>> هری پاتر>> کیم سابو>>~لویی!برای یه لحظه درد،یه عمر افتخار ارزشمند رو از دست نده!:) { دیالوگِUnbroken} ~من عاشق ادم های معمولی هستم!که بدون توجه به بقیه تمام تمرکزشان خودشان هستند^^
منم موقعی ک میام دنیا داداشم 5 سالش بوده چون همه ی من محبت میکردن حسودیش میشه میخ داغ میذاره رو دستم، الان جاش هنوز رو دستمه، تازه مامانم میگه اصلا گریه نکردی فقط بغض کردی
با بدان بد باش و با نیکان نکو، جای گل گل باش و جای خار خار!