همیشه میگفتم بعد هیجده سالگیم دانشگاه برم بهترین روزمه بعد دانشگاه
صبح بلد میشم تو اینستا لبخند پست انگیزشی
صبحونه نخورده داغون میرسم دانشگاه
دانشگاه می خونم وسطش تند تند ادمینی تو کلاسی بعد شروع شه جذب مشتری برای پوشاک چرت پرت میام خونه
تندتند چندتا قاشق غذا از ترس اینکه چاق نشیم گشنه خسته درس بعدش سرکار با همه خوش بش من لبخند بزن میشه شب دوباره کار درس کار درس مهر بون باش تو اینستا پست بخواب صبح از نوع روزی از نوع زندگی لاکچری تظاهر با فامیل خوب جلوی همه ماسک
این چه زندگیه خسته شدم و ا اینقدر گرونیه چرا اینقدر زندگی سخته چرا با آرزوهام زندگی فرق داشت
وی میشد بچه مایه دار بودیم