2733
2764

بچها من از یه خانواده متوسط بودم وتویه شهر دور درس خوندم وفارغ تحصیل شدم ،خیلی پاک وخوشکل بودم وبخاطر همین تو فامیلای خودم خیلی خاستگار داشتم ،دقیقا یک ماه بعد فارغ التحصیلیم پسر عموم اومد خواستگاریم، ولی از اونجایی که اسم یه برادر دیگش روی من بود من همیشه به اون فکر کرده بودم ،خب هر دوشون هم تحصیلکرده وسرکار بودن ،موقعیت کاریشون عالی بود،ولی وقتی دیدم این پسرعموم خیلی دوسم داره تصمیم گرفتم جوابشو بدم که دیگه این وسط تمام اقوام مادری وپدری از حسادت مرده بودن ودایم بهم ریزی میکردن ،از گرفتن دعا که بعدا خودشون لو دادن وخلاصه هر ترفندی که میتونستن ،خلاصه یکیشون خیلی ماهرتر بود وچنان دروغی از زبون من گفته بود که ابنا باور کردن وکلا به هم زدن ،منم هرچی قسم وایه دیگه فایده نداشت،خلاصه دوسال کار من فقط روز وشب گریه بود،ودیگه طرفم هرچی میگفتم باور نمیکرد،وبعد رفت بایه پزشک ازدواج کرد،وچون سطح توقع دختره بالابوده وخودشم دلش هنوز پیش من گیر بوده طلاق گرفتن تو عقد ،وبلفاصله بعد اون منم عقد بستم بایه پسر خیلی خوب ،فقط از نظر وضع مالی به اون نمیرسید که دیگه خودم خیلی تلاش کردیم وزندگیمون رو ساختیم والان شوهرم دوسم داره واونم هی تو عقد من به یه دختر عمم ویه پسرعموم گفته بود بگید ارزو طلاقش بگیره من میگیرمش اما این تو بمیری دیگه از اون تو بمیریها نبودومن اینکارو نکردم وخیانت به شوهرم،بچها خدا میدونه ثانیه ای تو این دوسال نبود که اشک نریزم بخاطرش هرشب خوابش میدیم توقنوت نمازم همش دعا میکردم،ولی طایفه زیراب خوبی زده بودن ازم که حتی بزرگ تر طایفه هم حسودیشون میشد بخوان کار درست کنن ولی چنان خدا جواب ظلمشونو داد کسایی که باعث جدایی مون شده بودن که چی بگم ،البته من راضی به این روزشون نبودم ،ولی خداهمشون سرجای خوشون نشوندوواقعا عدالت خدا رو دیدم به چشم خودم

آره. دقیقا همینطوره؛

کاش آدما بفهمن که چه خوبی چه بدی ؛ با شدت بیشتری ؛ به خودشون بر میگرده. 

هر گاه که تسلیمم  در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک ترم از شیر.هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر. ( حضرت مولانا )

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2768

تو شانس اینو داشتی ببینی کسایی که اذیتت کردن جوابشونو گرفتن البته هیچ کار کار بدی بی جواب نمیمونه قطعا اما همبنکه بتونی ببینی دلت اروم میگیره میدونم دوران سختی گذروندی اما خداروسکر روبراهی الان پس خوش باش عزیزم و به گذشته هم فکر نکن دیگه ❤️

نمیدونم مردم چرا فکر میکنن اگه یه نفر خوشبخت و شاد باشه  از خوشبختی خودشون کم‌میشه .اره خیلی سخته یکی پشت سرت یه حرف بزنه 

هر کس به اخلاق گندی داره دیگه ولش کن مهم ذهن خوومه که اروم و خالی باسه اینقد فکر و خیال میکنم فردا سکته کنم ببفتم کی میاد یه لبوان اب بده دستم والا
تو شانس اینو داشتی ببینی کسایی که اذیتت کردن جوابشونو گرفتن البته هیچ کار کار بدی بی جواب نمیمونه قط ...

اصلا فکر نمیکنم فقط خواستم بگم دل کسی رو نشکنید باشد که برای یه نفر هم درس بشه چون اون ادما تقاص خیلی سنگینی رو دادن

نمیشه عزیزم میترسم شناسایی بشم

ولی هرچی فکرش میکنم مغزم ب جایی قد نمیده یکی نامزدیش بخاطر یک حرف خراب کنه 

اگرم از زبونت گفتن کاری کردی ک صد در صد میشه اثباتش کرد

اما با حرفت ک میگی دنیا دار مکافات هست صد در صد موافقم 

ولی داستانی ک تعریف کردی غیر واقعی بود از نظر من

معذرت میخوام 

به فرزندانتان بیاموزید به مقام تمام انسان ها به عنوان نماینده خدا روی زمین احترام بگذراند...... 
ولی هرچی فکرش میکنم مغزم ب جایی قد نمیده یکی نامزدیش بخاطر یک حرف خراب کنه  اگرم از زبونت گفتن ...

عزیزم خیل جزییات داشت که حذف کردم از ترس شناسایی ،میخواین باور کنین میخواین نکنین برا من مهم نیست

منم با ی مردی ک سنتی بود ازدواج کرده بودم اصلا نمیدونم کی بود و چ گذشته ایی داشت.۱۵سالم بود .تواون زمان ی خانمی میخاستش وواسمون دعای جدایی گرف.بنظرت تاوان پس میده ک دلمو شکوندن

ولی هرچی فکرش میکنم مغزم ب جایی قد نمیده یکی نامزدیش بخاطر یک حرف خراب کنه  اگرم از زبونت گفتن ...

راه اثباتی برام نزاشته بود خطش عوض کردخالم رفت درستش کنه خونشون بدترش کرد گفته بود فلانی از بچگی بزرگی دوست داشته حالا چرا این اومده خواستگاریش،که اینم از حسودیش اینو گفته بود 

2706
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2762

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2687