2766
2764
عنوان

دوستان برنامتون برای امروز چیه؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 757 بازدید | 54 پست
هوف دیشب تاحالا ۲ساعت خوابیدم فقط سردردم حسااااابی

چرا نخابیدی

جوجه سفید من تو قشنگترین هدیه امسالم بودی بقول همه تو عیدی امسال من از طرف خدایی♥️الهی قربون خنده هات برم من من همون دختر لوس خانواده..همسر لجباز و غرغرو و یکدنده..عروس پر از شیطنت و زود رنج ام که برا تو صبورترین و قوی ترین مامانم♥️الهی خدا تورو برامون حفظ کنه..دوست داشتین ممنون میشم برا پسرم صلوات بفرستین و بهم بگین منم براتون صلوات کبیره بخونم💟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میخواستم برم بیرون دور دور و خرید .

مادر شوهرم دیشب گفت بیا ناهار پایین .خواهرش میاد منم دعوت کرد .گفتم میخام برم بازار اگع نرفتم میام .گفت بیا بعد ناهار س نفری میریم 😩😩 

الان باید پاشم جارو برقی بزنم یهو خواهرش نیاد بالا . خوابمم میاد . بعدش کی حال داره با اونا بره بازار 

ترکیب رنگ مو خواستی تاپیک رنگ مو رو ببین و سوال کن

تا دوازده که سرکارم بعدش با شوهرم‌میریم‌خونه مامان بابام‌دیروز اونا خونمون بودن پسرم بردن دلم براش تنگ شده یه جورابی گیج شدم هم‌اینکه دیشب بعد از تقریبا دوسال با آرامش خوابیدم خیلی دلچسب بود هم اینکه وقتی میبینم از نبود پسرم لذت بردم عذاب وجدان میگیرم از خودم بدم میاد میخوام برم زودتر پیشش کلی بوسش کنم ببرمش پارک و شهربازی براش خرید کنم که جبران بشه 

چرا نخابیدی

ساعت ۳ خوابیدیم

ساعت ۵ تصادف شد جلو خونه ۴تا ماشین خوردن بهم

از صداشون ما بیدارشیم

یعنی زنگ مارو زدن ک ببینن ماشین ماهست یا ن

یکی از ماشینا آشنا ما بود نخوابیدیم بعدشم خواب نرفتم دیگ

صبحونه میخورم فیلم تماشا میکنم بعدش میخابم تا غروب بعدش میرم دور میزنم خرید کنم بعدشم یه چیزی درست کنم و تا صبح تو گوشی و تلویزیون و اینکه هزارو یکی کار دارم ولی حوصله انجام دادن ندارم 

سلام صبحت بخیر موفق باشی 🌻

منم نیم ساعت دیگه باید ازمون بدم 

بعد بشینم درس بخونم و اگه وقت شد  فیلم اموزشی فیزیک ببینم 

بعد یه متنی رو بنویسم و روش کار کنم

وای ناهارم نداریم باید درست کنم🫠


‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)
2706
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2762
2687
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز