2733
2764

دختر داییم وقتی بچه تر بود هرکی دست ب وسایلاش یا آدمای نزدیک بهش میزد گریه میکرد میگفت من روش حساسم بهش دست نزن مثلا اگه داییمو بغل میکردم میگفت دست ب بابام نزن روش حساسم منم مسخرش میکردم ک بچه خجالت بکش ینی چی بزرگ شدی حساسم حساسم چیه گریه چرا ولی خب الان درکش میکنم.

هرکی‌ نزدیک آدمای مورد علاقم میشه دوس دارم جیغ بزنم‌گریه کنم‌بگم‌من رو این حساسم ماله منه سمتش نرو؛)))

با این کار اذیتم میکنی لعنتی من میشینم ساعت ها گریه میکنم:)))

"انزوا را به وابستگی ترجیح میدهم. وقتی وابستگی از بین رود، انسان وارسته می شود" "ملتی هستیم که هنوز خشنونت رو مردونگی، حماقت رو نجابت، شادی رو هرزگی، دزدی رو زندگی میدونیم؛ راه درازتری تا انسانیت داریم. و راه دراز تری تا آرامش و عشق..." "مدرسه که میرفتیم، هربار که دفتر مشقمون رو جا می ذاشتیم معلممون میگفت: مواظب باش خودتو جا نذاری! ما می خندیدیم و فکر می کردیم نمیتونیم خودمونو جا بذاریم! بزرگ که شدیم بارها و بارها خودمونو جا گذاشتیم؛ توی یه کافه، توی یه خیابون، توی یه شعر..."  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2762
2687
پربازدیدترین تاپیک های امروز