1232
1226
عنوان

تاپیک جامع ***زایمان طبیعی پس از سزارین***

| مشاهده متن کامل بحث + 507808 بازدید | 35040 پست
نعنا مثل عسل میمونه، یکم به اصطلاح کمر رو شل میکنه. دیگه تصمیمش با خودت! ولی من مجبور میشم می خورم ...

منم خیلی عسل خوردم

قوت غالبم عسل بود!

این چه استغناست یا رب؛وین چه قادر حکمت است*******که این همه زخم نهان است و مجال آه نیست!

سلام به همگی، من هفته 9 هستم و به امید خدا قصد وی بک دارم، ولی تو شیراز دکتری که اینو قبول کنه پیدا نکردم، تا صفحه 70 تاپیکو خوندم ولی شیرازی نبود، دوستای مهربون کسی دکتر تو شیراز میشناسه منو راهنمایی کنه؟

واقعا ممنون میشم.

فقط 24 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلام به همگی، من هفته 9 هستم و به امید خدا قصد وی بک دارم، ولی تو شیراز دکتری که اینو قبول کنه پیدا ...

سلام عزیزم من شنیدم بیمارستان زینبیه شیراز انجام میدن اما اسم دکتر و ماما نمیدونم ی زنگ بزن بپرس

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40


با شرکت در قرعه کشی چیکادو برنده ساعت اوریجینال جاست کاوالی باشید

کلیک کنید

سلام به همگی، من هفته 9 هستم و به امید خدا قصد وی بک دارم، ولی تو شیراز دکتری که اینو قبول کنه پیدا ...

اولین شهرستانی که وی بک کرد فک کنم شیرازی بود

دکتر نداشت زیرنظر ماما بود

ولی دوستان دیگه هم شیراز بودن که دکتر داشتن

حالا اول راهی بقیه تاپیک هم بخون هم کسب تجربه میشه هم ایشالله دکتر پیدا میکنی

این چه استغناست یا رب؛وین چه قادر حکمت است*******که این همه زخم نهان است و مجال آه نیست!
سلام به همگی، من هفته 9 هستم و به امید خدا قصد وی بک دارم، ولی تو شیراز دکتری که اینو قبول کنه پیدا ...

خاطره نانازمن از شیراز صفحه 450 هست

این چه استغناست یا رب؛وین چه قادر حکمت است*******که این همه زخم نهان است و مجال آه نیست!
1156

مهربانو و ستاره ی عزیز، ممنون از راهنمایی.اتفاقا خاطره ی ناناز رو خوندم ولی بدون دکتر میترسم، البته خدا رو شکر که ناناز جان به سلامتی فارغ شد و به خواستش رسید.بیمارستان زینبیه هم چیزای خوبی ازش نشنیدم، ولی زنگ میزنم حتما ی چیزایی دستگیرم میشه.تاپیکو دوس دارم، عالیه و انشاالله بقیه رو هم میخونم. اگه بازم دوست عزیزی بیمارستان یا دکتری در این زمینه تو شیراز بلد بود، خیلی ممنون میشم لطف کنه منو در جریان بذاره.

فقط 24 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
من خیلییییی عسل خوردم تو بارداری. حتی یبارم انقباض نگرفتم. تا جایی که می دونم برا رفع کمخونی تو بارد ...

من یه کم کمر درد میشم. البته اگر زیاد مصرف کنم. یه قاشق که چیزی نیست!

 من معتاد عسلم در حالت عادی یه هفته یه شیشه یک کیلویی رو تنهایی تموم میکنم(شکمو ام)

فقط 3 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

صفا جون؟؟؟؟؟؟


فقط 16 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
دنیا به همه ی افراد با همه ی توانایی هایشان نیاز دارد:کمک کننده ها،آشتی دهنده ها،هنرمند ها....پس سعی نکن جای کسی باشی،چون دنیا به توانایی تو نیاز داره‌..😊
1221

سلام به همه مامانی گل 

چند صفحه آخر دیدم درباره زردی بچه صحبت شده گفتم تجربم و بگم 

دخترم رو هفت روزش بود بردیم خانه بهداشت برای تشکیل پرونده  دکتر معاینه کرد گفت زردیش زیاده تا روی روناش هم اومده حتما ببر آزمایش بگیر و درصورت نیاز بستریش کن خطرناکه

منم طبق تجربه یکی از فامیلامون اول بردم دکتر طب سنتی از گوشش حجامت کرد بعد فرداش بردم آزمایش گرفتم جوابش یازده بود که گفتن زیر 15 باشه خوبه بعدشم روزی سه بار ترنجبین می دادم به مرور زمان خوب شد  


@safa1434    

عزیزم همه منتظریم بیا یه خبری بده توروخدا

از دیروز همش ب فکرتم

خدا کنه ب آرزوت رسیده باشی

فقط 24 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
یارانش پرسیدند: چه کار کنیم که در دنیا راحت باشیم؟ پیامبر فرمودند:*دنبال چیزی میگردید که در دنیا اصلا وجود ندارد!!!!                                                              یا جابرالعظم الکسیر.... نقایص منو جبران کن
1167
سلام به همگی، من هفته 9 هستم و به امید خدا قصد وی بک دارم، ولی تو شیراز دکتری که اینو قبول کنه پیدا ...

صفحه ۱۱۵۹ کاربری به نام سمیه بود که از شیراز بود دکترش زیبا محسن پور ماما خانم فخار بیمارستان شفا که دکتر ویبک رو قبول کرده بود منتهی وزن جنین بالا بود و پیشرفت نکرد و سز شد

سلام به همه. ببخشید نشد بیام خبر بدم... 

دیروز عصر دوباره رفتم دکتر چونه زدم و معاینه هم شدم. دکترگفت همون سه سانت. بهم وقت داد تا شنبه. دیشب آخر شب دردام تند و منظم شد. سه دقیقه یه بار. خوشحال شدم. دیگه نرفتم‌دوش بگیرم. بعد از یه ساعت که همینجور ادامه دار بود رفتیم بیمارستان. ان اس تی دادم و معاینه کرد. گفت سر هنوز بالاست و ۲ فینگر. ضربانش عالی بود فقط چون گرسنه بودم و چیزی نخورده بودم حرکاتش کند بود. انقباضات هم به امون شدت سه دقیقه یه بار هربار ۳۰ تا ۴۰ ثانیه.‌ خلاصه به دکتر زنگ زد و دکتر گفت بستریش کنین. گفتم نه. با دوفینگر و سر بالا فایده نداره اینجا بمونم. مخصوصا که مجبور بودم اتاق خصوصی بگیرم به دستور پزشکم و هزینه هر شب بستری کلی میشد.. خلاصه رضایت دادم و انگشت زدم و با همسرم برگشتیم خونه. گفتم میرم صبح میام اما صبح بعد از دو سه ساعتی که استراحت‌کرده بودم همه دردها دوباره خوابید و انقباضام رفت...

الانم هنوز خونه ام. داره بازم انقباضاتم شروع میشه ولی هنوز تند و منظم نیس... 

روغن کرچک رو نخوردم. جرات نکردم. گفتم حالا که تا شنبه بهم وقت داده صبر کنم برای خوردنش.

دیروز دکترم گفت هم آمپول فشار میزنم هم وقتی سر بیاد تو لگن کیسه آبتو میزنم. گفت برای اینکه ببینیم بچه مدفوع نکرده مجبوریم. گفت ایناشو بسپار به من... دیگه منم زیاد پرس و جو نکردم. همسرم میگه اعتماد کن... منم توکل کردم به خدا...

دعام کنین... دعا کنین امشب دیگه همه چی تموم‌بشه...

1241
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1248
1159
1236
1229
1207
1224
1238
1212
1218
1231
1180
224
1198
29
1216