1232
1226
عنوان

ماجرای صاحبخونه ی ما

585 بازدید | 12 پست

دیروز واسه افطار ما خونه مامانم بودیم که صاحبخونمون تماس گرفت خانومش از پله های حیاط  پرت شده پایین و...

ساعت 8 بوده دم غروب..هیچکی هم خونه نبوده حتی شوهرش..بنده خدا حیاط و شسته رفته گلدونا رو اب بده که تو پله های ما بوده..از بالا میفته تا پایین..ده تا پله بزرگ

زبون روزه هیچکی هم نبوده بدادش برسه..دیگه خودشو با بدبختی میکشه بالا و میاد تا  کوچه...هی جیغ میکشه یه همسایه ها زنگ میزنه 115

پاش که از چند جا شکسته و امروز پلاتین گذاشتن...سرشم ضربه خورده..فعلن مشکوک

اعصابم خورد شد وقتی فهمیدم که خدا میدونه.  اخه خیییییلی خانوم خوبیه..خییییلی

توروخدا دعاش کنید


بهترین قیمت تورهای استانبول همراه با مشاوره رایگان در علی‌بابا


کلیک کنید

1156
چرا میگی مشکوکه؟

منم نمیدونم والا..اینجوری ک پرسیدم گفتن خون ریزی کرده کمی...من صبح پرسیدم..شوهرشم گف تحت مراقبته...حالا میخام برم بیمارستان خبر بگیرم ازش

1213
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1248
1159

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بوی بد بخیه

سمنbano | 33 ثانیه پیش

عقد

سیما۱۳۷۹ | 3 دقیقه پیش
1229
1236
1207
1224
1238
1218
1231
1212
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1180
224
29
1198
1216
داغ ترین های تاپیک های امروز