2733
2764

من حدود دو سالم بوده پدرم فوت شدن مادرم بعد از ازدواج ما سه تا بچه تصمیم گرفت ازدواج کنه اونم با پسرحاله ی پدرم از شانسش ایشون خیلی ادم بدذاتی دراومد و با وجود مادرم دنباله یه دختر بود برای خودش که با سن ۷۰ سالگی موفق شد یه دختر لر تو سن ۳۸ سال پیدا کنه و رفته بود دور از چشم مادرم خواستگاری ازش کرده بود و چون دختره با داداشش زندگی میکرد داداشه همش تماس میگرفت که بلید زودتر بیاین عقد کنید متاسفانه مادرم انگار همه دنیا رو سرش خراب شده بود فقط گریه میکرد و ما با چشم این چیزارو میدیدیم کا مادرم داره اب میشه همش میگفت چرا باید یه مرد ۷۰ ساله همسن پدرم بهم خیانت کنه چرا سرنوشت من اینشکلیه خلاصه تموم شد و بعد از دو سال یه مرد جوون اومد از مادرم خواستگاری کرده مادرمم بدش نیومد چون اون پسرخاله ی بابام بود تو فامیل میشنید که مادرمم میخواد ازدواج کنه حالا همه اینا به کنار شوهرم همش تو دعوا فشای بد بهم میده بهم میگه مادرت خرابه مادرت همه کارس مادرت همش دنباله ....امشب با شوهرم دعوام شد سر پول یه مقدار پول تو حساب من داشت که خودش پولشو تقسیم کرده بود برای خودشو گذاشت تو بورس که داغون شد بقیشم به من امشب بهم گفت بورس خوب شده بیا اون پوارو بده بزارم منم داغ کردم گفتم تو ادم نشدی میخوای این چندغازم بزاری ر...ده بشه توش وایساد حرفای رکیک زدن بهم گفت خوب شد شناختمت پول خودمه میخوام بزارم به تو مربوط نمیشه گفتم یا بزار تو بورس یا از من جدا شو گفت بهترین کاره پولمو بده بزارم تو بورس توام هری مامانت که همه کارس توام...واقعا دلم شکستس نمیدونم بچم خیلی بهم وابستس دلم براش میسوزه چقدر باید حرف بشنوم خداااا مگه سرنوشت ادمارو نمینویسه چرااا برای منو اینجوری نوشته

شوهر شما بک بیشعوره

کاربراقااااا... احسان۱۱۵ سابق.. تا جایی که بتونم باشرح حال درست جوابگوی سوالات پزشکی شما هستم..قالَ لا تَخافا ۖ إِنَّني مَعَكُما أَسمَعُ وَأَرىٰ﴿۴۶﴾فرمود: «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2768

مامانت حق زندگی داره اخه 

باید ازدواج کنه 

حرف های همسرت رو از این گوش بگیر از اون گوش در کن 

خانمی که ایشون رو تربیت کرده نقص فنی داشته بیمارگونه تربیتش کرده .پولو بده بهش لال بشه و باز بزنه زمین 

یه روزی خانواده ی خودش بی ناموسی میکنن 

اصلا از مامانت دلگیر نباش ایشون یه انسان آزاد 

وایییی کاملا حق با توعع و اون داره راه غلطتو میره در مورد مادرت هم نباید جنین حرفایی بزنه ادما ها ...

واقعا نمیدونم چطور قانش کنم که من فقط میخوام زندگیمون خراب نشه یه چندرغاز داریم خودمون با دست خودمون خرابش نکنیم هیچ جوره حرف تو کتش نمیره میگه تو مربوط نمیشه اصلا پول خودمه صبح تا شب کار کردم میخوام ریسک کنم میدونم همش به باد میره واقعا اگر اینم به باد بره هیچ امیدی برای زندگی کردن ندارم تو این وضعیت اقتصادی 

واقعا نمیدونم چطور قانش کنم که من فقط میخوام زندگیمون خراب نشه یه چندرغاز داریم خودمون با دست خودمون ...

کارشون غلطه

ماهم گزاشتیم تو بورس اتیش گرفت پولمون ولی دیگ نمیزاریم


بهتره از کسی ک حرف شنوی داره بهش بگه

یا بهش طلا رو پیشنهاد یده

🚫😑ملوس عاشق بهرام منمم ،منو بابقیه اشتبا نگیرید😑🚫
مامانت حق زندگی داره اخه  باید ازدواج کنه  حرف های همسرت رو از این گوش بگیر از اون گوش د ...

بخدا اصلا اشکام بند نمیاد نمیدونستم با کی حرف دلمو بزنم تصمیم گرفتم اینجا بنویسم اصلا شوهرم حرف تو کلش نمیره حدود سیزده ساله دارم با خون دل باهاش زندگی میکنم فقط به فکر مادرم هستم که یهو نشنوه که من زندگیم خوب نیست غصه بخوره کم غصه نخورده ولی واقعا از دست خدا ناراحتم دوست ندارم کفر بگم ولی واقعا مگه خدا از دستش برنمیاد یکم سرنوشت ادمارو خوبتر بنویسه

بخدا اصلا اشکام بند نمیاد نمیدونستم با کی حرف دلمو بزنم تصمیم گرفتم اینجا بنویسم اصلا شوهرم حرف تو ک ...

درست نمیشه 

هیچی تغییر نمیکنه 

سعی کن چیزایی که مربوط به مادرته رو متوجه نشه 

کمتر بدونه کمتر حرف برای گفتن داره

درست نمیشه  هیچی تغییر نمیکنه  سعی کن چیزایی که مربوط به مادرته رو متوجه نشه  کمتر ...

چطور متوجه نشه مامانم اصلا بلد نیست پنهان کاریو که اگر بلد بود مثل این همه خانومی که هزاران کار میکنن و هیچکس نمیفهمه راحت انجام میداد تنهام زندگی میکنه هیچکس چیزی نمیفهمه ولی مادر من از اون مادرا نیست هیچکس متوجه نمیشه شاید من چی میگم به خدا که مادرم با خون دل ما سه تارو بزرگ کرد که راحت میتونست همه کار کنه و مارو بزاره بهزیستی ولی تو سن ۲۷ سالگی سه تا بچه ی قدو نیم قدو بزرگ کرد و ما ازدواج کردیم بعدش از تنهایی تصمیم به ازدواج گرفت 

عشقم مامان گلت نمیاد جلوی همسرت بگه شرایط ازدواجشو میگه ؟

نه ولی بلاخره متوجه میشه حتی اینسری من گفتم دوباره مثل اون عوضیه نشه بهش نگفتم تا یه روز که گوشیه مادرم زنگ خورد دوستش بود یهو برگشت گفت مرده چیشد خوبه چطوریه باهاس حرف زدی صدای گوشیه مادرم زیاد بود همسرم فهمید به روی خودش نیوورد تا ماورم رفت یهوو زیر لب زمزمه کرد نمیزاره دوسال بگذره میره سراغ یکی دیگه از کجا معلوم اونوقت که شماها بودین با کسی نبوده انقدر سوختم فقط بهش گفتم واگزارت میکنم به خدا اینجوری شده فهمیده میگه تو هیچی به من نمیگی پس حتما یه خبرایی هست با یاروئه اسمش چیه فلان هی میاد بهم متلک مینداره

عشقم مامان گلت نمیاد جلوی همسرت بگه شرایط ازدواجشو میگه ؟

بخدا اگر پدرم بود مطمئنم هیچوقت هیجکس نمیتونست از گل کمتر بهم بگه مادرم انقدر غصه نمیخورد یه روزایی رو ما گزروندیم که تو باور هیچکس نمیگنجه مثلا یکبار رفتیم خونه احاره کنیم من بچه بودم زنه تا فهمید مادرم بیوس مارو پرت کرد بیرون مادرمو هل داد جلوی چشم من هیچوقت از یادم نمیره مادرم جقدر از اون خونه خوشش اونده بود خدارو رحم نمیاد اینجوری یه مادر جلوی بچش ضایع بشه خیلیییی مثال ها هست که توی این ۲۵ سال زندگی دیدم و واقعا میگم چرا من زندم هنوز اصلا چرااا دنیا اومدم 

بخدا اگر پدرم بود مطمئنم هیچوقت هیجکس نمیتونست از گل کمتر بهم بگه مادرم انقدر غصه نمیخورد یه روزایی ...

دورت بگردم 

بیا بغلم 

خدا رحمت کنه پدرت رو 

برعکست من بابای بدی داشتم که هی آبرومونونو برد زن بازی زن بازی دامادمون انقدر سرکوفت میزد 

بجای این هیولا مامانم از دنیا رفت 

هیچ چیز قابل توصیف نیست هیچکس حاضر نیست بخاطر بابام بامن ازدواج کنه و بی مادر موندم 

بگو خدایا شکرت که مادری دارم مثل کوه 

ولی چون شوهرت دهنش و باز کرد و ریخت بیرون از ازدواجش منعش نکن .

2706
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2762
2687
داغ ترین های تاپیک های امروز