1232
1226
سلام عزیزان  عصری رفتم سونو صدای قلبش شنیدم انشاءالله به زودی روزی تمام چشم انتظارها 😍😍😍

الهی شکر مبارکت باشه انشالله ۱۲۰سال قلبش برات بتپه

 میگن شبا ، فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خداخدا کنه همین حالا رویای تو گفته بشه پیش خدا

بهترین قیمت تورهای استانبول همراه با مشاوره رایگان در علی‌بابا


کلیک کنید

1156
بچه تو ازمایش ویتامینd  عددش چند باشه ازمایش مامانم 8 بوده دکتر گفته خیلی کمه هفته یک امپول داد ...

خوب باید بالای ۳۰باشه 

 میگن شبا ، فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خداخدا کنه همین حالا رویای تو گفته بشه پیش خدا
من خوب نیستم  انشا الله انتقالت مثبت بشه  دعات میکنم

اخه چرا بخاطر آقادزده؟فدات مرسی

 میگن شبا ، فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خداخدا کنه همین حالا رویای تو گفته بشه پیش خدا
سلام عزیزان  عصری رفتم سونو صدای قلبش شنیدم انشاءالله به زودی روزی تمام چشم انتظارها 😍😍😍

الهييي شكررر،ان شالله بارداريت به خوبي و سلامتي پيش بره جيگر طلاتو صحيح و سالم بغل بگيري😇

فقط 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدايااا شكرت... تو هميشه صداي منو شنيدي؛ تو همون علي كل شي قدير هميشگي مني
8
ینی قلبم اومد تو دهنم دوباره زدم منفیه😁

خب خداروشکر 

هنوز مادر نشدم،اما میدانم ک خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی ک جای خالی اش تنهادغدغه زندگی ام شده.این روزها تنهاخدا میداند و میبیند ک مادرانگی هایم راچگونه درتنهایی و خلوتم بروز میدهم.با کودک نداشته ام راه میروم و حرف میزنم و مدام زیرلب میگویم کی ازپیش خدا می آیی؟ملاقاتت باخدا تمام نشد!آه نمیدانی اینجابرای نداشتنت هزارراه نرفته را میروم تا تو را به دست آورم.می دانی فرزندم تا پای جان هم برای داشتنت رفتم.تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تاروزی تورا در آغوش بگیرم.این روزها ک همه ب مادرانشان هدیه میدهند،من اما از تو میخواهم خودت را ب من هدیه کنی،مهمانیت باخدا بس است!بیا ک دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم!بیاو درمقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش رابخواهی از روی پدرت هم خجالت میکشم.امسال هم گذشت ونیامدی ومادرنشدم.اماهیچ کس نمیداند حس مادرانگی ازتمنای وجودم لبریز شده.هیچ کس نمیداند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان درحال انفجار است.فرزندعزیزم،اینجابرای داشتنت دست ب هرکاری زدم،هزاردرد را تحمل کردم،انصاف نیست کسی را ک برایت این همه بیتابی میکند را بیشتر از این چشم انتظاربگذاری.من خودم راهمین حالامادرمیدانم بخاطر حسی ک برای داشتنت از وجودم لبریزشده،ب خاطرتمام سختی هایی ک برای داشتنت ازیک مادرواقعی بیشترکشیدم،بی منت!اماهیچکس مرامادرخطاب نمیکند،میدانی تا تو رانداشته باشم هیچکس مرا مادر ب حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیاو رویاهایم را سروسامان بده!

بچه ها من چسبیده به بخاری ولی خیلی سردمه همشم از استرسه خودم میدونم

 میگن شبا ، فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خداخدا کنه همین حالا رویای تو گفته بشه پیش خدا
سلام عزیزان  عصری رفتم سونو صدای قلبش شنیدم انشاءالله به زودی روزی تمام چشم انتظارها 😍😍😍

عزیییییزم😍😍😍😍

واییییی خدارو هزاااار بار شکر..

الهی ک همیشه دلت شاد باشه..💗💗💗

اشکم دراومد بخدا،،خیلی ذوق کردم..

همش خدا خدا میکردم بیام ببینم نوشتی صدای قلب بچه رو شنیدی..

تبریک میگم عزیزدلم💚

حسابی مراقب خودتو اون معجزه قشنگ تو دلت باش..

ان شاءالله ۱۲۰۰سال قلب نازنینش برات بتپه🤲🤲🤲💝💝💝😘

هنوز مادر نشدم،اما میدانم ک خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی ک جای خالی اش تنهادغدغه زندگی ام شده.این روزها تنهاخدا میداند و میبیند ک مادرانگی هایم راچگونه درتنهایی و خلوتم بروز میدهم.با کودک نداشته ام راه میروم و حرف میزنم و مدام زیرلب میگویم کی ازپیش خدا می آیی؟ملاقاتت باخدا تمام نشد!آه نمیدانی اینجابرای نداشتنت هزارراه نرفته را میروم تا تو را به دست آورم.می دانی فرزندم تا پای جان هم برای داشتنت رفتم.تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تاروزی تورا در آغوش بگیرم.این روزها ک همه ب مادرانشان هدیه میدهند،من اما از تو میخواهم خودت را ب من هدیه کنی،مهمانیت باخدا بس است!بیا ک دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم!بیاو درمقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش رابخواهی از روی پدرت هم خجالت میکشم.امسال هم گذشت ونیامدی ومادرنشدم.اماهیچ کس نمیداند حس مادرانگی ازتمنای وجودم لبریز شده.هیچ کس نمیداند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان درحال انفجار است.فرزندعزیزم،اینجابرای داشتنت دست ب هرکاری زدم،هزاردرد را تحمل کردم،انصاف نیست کسی را ک برایت این همه بیتابی میکند را بیشتر از این چشم انتظاربگذاری.من خودم راهمین حالامادرمیدانم بخاطر حسی ک برای داشتنت از وجودم لبریزشده،ب خاطرتمام سختی هایی ک برای داشتنت ازیک مادرواقعی بیشترکشیدم،بی منت!اماهیچکس مرامادرخطاب نمیکند،میدانی تا تو رانداشته باشم هیچکس مرا مادر ب حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیاو رویاهایم را سروسامان بده!
سلام عزیزان  عصری رفتم سونو صدای قلبش شنیدم انشاءالله به زودی روزی تمام چشم انتظارها 😍😍😍

خداروشکر از صمیم قلبم خوشحال شدم😍😍😍

🌹خدا همیشه بهترینها را برایت میخواهد صبور باش و به خدایت اطمینان کن 🌹
بچه ها من چسبیده به بخاری ولی خیلی سردمه همشم از استرسه خودم میدونم

انشالله اینبار خدا کمکت کنه و دامنت سبز بشه

ما که کولر روشنه باز گرمه😥😥

🌹خدا همیشه بهترینها را برایت میخواهد صبور باش و به خدایت اطمینان کن 🌹
1167
دوستان عزیز انشاءالله خدا نی نی هاتون حفظ کنه برام دعا کنید تا همه چیز خوب پیش بره چون احتمالا باید ...

تا میتونی استراحت کن...

همش بخواب

خییییلی مراقب باش

هنوز مادر نشدم،اما میدانم ک خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی ک جای خالی اش تنهادغدغه زندگی ام شده.این روزها تنهاخدا میداند و میبیند ک مادرانگی هایم راچگونه درتنهایی و خلوتم بروز میدهم.با کودک نداشته ام راه میروم و حرف میزنم و مدام زیرلب میگویم کی ازپیش خدا می آیی؟ملاقاتت باخدا تمام نشد!آه نمیدانی اینجابرای نداشتنت هزارراه نرفته را میروم تا تو را به دست آورم.می دانی فرزندم تا پای جان هم برای داشتنت رفتم.تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تاروزی تورا در آغوش بگیرم.این روزها ک همه ب مادرانشان هدیه میدهند،من اما از تو میخواهم خودت را ب من هدیه کنی،مهمانیت باخدا بس است!بیا ک دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم!بیاو درمقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش رابخواهی از روی پدرت هم خجالت میکشم.امسال هم گذشت ونیامدی ومادرنشدم.اماهیچ کس نمیداند حس مادرانگی ازتمنای وجودم لبریز شده.هیچ کس نمیداند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان درحال انفجار است.فرزندعزیزم،اینجابرای داشتنت دست ب هرکاری زدم،هزاردرد را تحمل کردم،انصاف نیست کسی را ک برایت این همه بیتابی میکند را بیشتر از این چشم انتظاربگذاری.من خودم راهمین حالامادرمیدانم بخاطر حسی ک برای داشتنت از وجودم لبریزشده،ب خاطرتمام سختی هایی ک برای داشتنت ازیک مادرواقعی بیشترکشیدم،بی منت!اماهیچکس مرامادرخطاب نمیکند،میدانی تا تو رانداشته باشم هیچکس مرا مادر ب حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیاو رویاهایم را سروسامان بده!
ممنون عزیزم❣❣

💚💚💚

هنوز مادر نشدم،اما میدانم ک خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی ک جای خالی اش تنهادغدغه زندگی ام شده.این روزها تنهاخدا میداند و میبیند ک مادرانگی هایم راچگونه درتنهایی و خلوتم بروز میدهم.با کودک نداشته ام راه میروم و حرف میزنم و مدام زیرلب میگویم کی ازپیش خدا می آیی؟ملاقاتت باخدا تمام نشد!آه نمیدانی اینجابرای نداشتنت هزارراه نرفته را میروم تا تو را به دست آورم.می دانی فرزندم تا پای جان هم برای داشتنت رفتم.تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تاروزی تورا در آغوش بگیرم.این روزها ک همه ب مادرانشان هدیه میدهند،من اما از تو میخواهم خودت را ب من هدیه کنی،مهمانیت باخدا بس است!بیا ک دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم!بیاو درمقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش رابخواهی از روی پدرت هم خجالت میکشم.امسال هم گذشت ونیامدی ومادرنشدم.اماهیچ کس نمیداند حس مادرانگی ازتمنای وجودم لبریز شده.هیچ کس نمیداند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان درحال انفجار است.فرزندعزیزم،اینجابرای داشتنت دست ب هرکاری زدم،هزاردرد را تحمل کردم،انصاف نیست کسی را ک برایت این همه بیتابی میکند را بیشتر از این چشم انتظاربگذاری.من خودم راهمین حالامادرمیدانم بخاطر حسی ک برای داشتنت از وجودم لبریزشده،ب خاطرتمام سختی هایی ک برای داشتنت ازیک مادرواقعی بیشترکشیدم،بی منت!اماهیچکس مرامادرخطاب نمیکند،میدانی تا تو رانداشته باشم هیچکس مرا مادر ب حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیاو رویاهایم را سروسامان بده!
قربونت فاطمه جون تو خوبی؟؟؟انتقال هم خودم دلم میخوهد دو سه روز دیگه که پریود میشم برم تو سیکل ولی شو ...

خداروشکر خوبم..

ای بابا!چرا راضی نمیشه...

بنده خدا چشمش ترسیده..بازم میترسه خدایی نکرده مثل قبل بشه..بگو بسپار بخدا..ان شاءالله ک تو این ماه عزیز دلتون شاد میشه و سال دیگه این موقع ها بچه هاتون تو بغلتون هستن

هنوز مادر نشدم،اما میدانم ک خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی ک جای خالی اش تنهادغدغه زندگی ام شده.این روزها تنهاخدا میداند و میبیند ک مادرانگی هایم راچگونه درتنهایی و خلوتم بروز میدهم.با کودک نداشته ام راه میروم و حرف میزنم و مدام زیرلب میگویم کی ازپیش خدا می آیی؟ملاقاتت باخدا تمام نشد!آه نمیدانی اینجابرای نداشتنت هزارراه نرفته را میروم تا تو را به دست آورم.می دانی فرزندم تا پای جان هم برای داشتنت رفتم.تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تاروزی تورا در آغوش بگیرم.این روزها ک همه ب مادرانشان هدیه میدهند،من اما از تو میخواهم خودت را ب من هدیه کنی،مهمانیت باخدا بس است!بیا ک دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم!بیاو درمقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش رابخواهی از روی پدرت هم خجالت میکشم.امسال هم گذشت ونیامدی ومادرنشدم.اماهیچ کس نمیداند حس مادرانگی ازتمنای وجودم لبریز شده.هیچ کس نمیداند درونم داغ نداشتنت مثل کوه آتشفشان درحال انفجار است.فرزندعزیزم،اینجابرای داشتنت دست ب هرکاری زدم،هزاردرد را تحمل کردم،انصاف نیست کسی را ک برایت این همه بیتابی میکند را بیشتر از این چشم انتظاربگذاری.من خودم راهمین حالامادرمیدانم بخاطر حسی ک برای داشتنت از وجودم لبریزشده،ب خاطرتمام سختی هایی ک برای داشتنت ازیک مادرواقعی بیشترکشیدم،بی منت!اماهیچکس مرامادرخطاب نمیکند،میدانی تا تو رانداشته باشم هیچکس مرا مادر ب حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیاو رویاهایم را سروسامان بده!
1220
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159
1236
1207
1224
1229
1238
1212
1231
1218
1180
224
29
1198
1216