1451

سلام. من دو ساله ازدواج کردم.از اول رفتیم خونه باباش البته طبقه بالا زندگی کنیم خونه حتی یه قفل نداشت مادرش به راحتی میرفت می اومد به شوهرم می گفتم همیشه پشت مامانشو می گرفت. بددهنی هم میکرد البته اکثر وقتا پایین بود. بددل و شکاک بود .دو ماه بود منم تازه عروس بودم این آقا به بهانه ماموریت با دوستاش رفت شمال .به منم نگفته بود وقتی برگشت کلا عوض شده بود. منم جریان منزل مستقل خواستن و رفیق بازی شوهرمو به خانواده ها گفتم .باباش گفت خوب کاری کرده 

یه هفته قهر بودم بعدش رفتم خونه خودم اما این آقا خیلی بدتر شده بود همش حرف طلاق میزد. ۴ بار برگشتم بهتر نشد که هیچ بلکه بدتر شد.الان عذاب وجدان دارم میگم کاش منزل رو مطرح نمی کردم رفیق بازیاشو نمیگفتم 

و آیا این آقا میتونه با یکی زندگی راحتی داشته باشه؟

اطلاعات تکمیلی

سن 22 جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل درحال جدایی
پاسخ مشاور

مشاور ازدواج

دوست عزیز سلام
مشکل اکثر زوجهای ما نداشتن مرزبندی در روابطشون با افراد دیگه ست و همینطور بازگو کردن مشکلات نزد خانواده ها. بهترین راهکار وقتی زوجین برای حل مشکلشون به نتیجه نمیرسن مراجعه به روانشناس و دریافت کمک تخصصی از فرد بی طرف هستش. آیا برای رفع مشکلاتتون راهکاری باهم پیدا کردید؟ در موردشون در آرامش صحبت کردید؟نیازها و خواسته هاتونو بهم گفتین؟از احساستون برای هم صحبت کردید؟یا فقط قهر کردید و صورت مساله رو پاک کردید؟ اینکه این آقا میتونه زندگی راحتی با یک نفر داشته باشه سوالی نیس که بشه بدون بررسی روابط و رفتار و مشکلات و ریشه های آونها بهش پاسخ داد. بهتره در مورد مواردی که عرض کردم باهم صحبت کنید و به زوج درمانگر مراجعه کنید تا علاوه بر شناسایی مشکلاتتون و گرفتن راهکار برای اونها،به بررسی پیامدهای جدایی بپردازید و بهترین تصمیم رو با آسیبهای کمتر بگیرید.
شاد و پیروز باشید.

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha