1451

تردید در تصمیم طلاق

14945 بازدید 10 تبادل تجربه

سلام . من ۲۶ سالمه و ۴ ساله که ازدواج کردم الان تصمیم دارم جدا بشم .ولی کسی نیست که بهم اطمینان بده کارم درسته. دلیل تصمیمم اینهاست: تقریبا روزی نیست که بینمون بحث نباشه . شوهرم کار ثابت نداره ..تقریبا اکثر سال بیکاره گاهی کارگری میکنه و درآمد خوب نداره و هیچ سرمایه و پس انداز و خونه یا ماشین هم نداره. خیلی عصبیه و موقع عصبانیتش منو به شدت میزنه. اصلا بهم محبت نمیکنه و توانایی رفع نیازهای من مثلا لباس و هزینه درمانی و ... نداره .حتی الان توان اجاره یک خونه رو هم نداره خودم کارمند دولتی ام و خونمونو خودم اجاره کردم . البته تازگی سرکار رفتم و خرج خودمو این زندگی رو میدم . ولی زندگی شادی ندارم. خانواده شوهرم به شدت پرتوقعن و خیلی اذیتم کردن . وضع مالیشون عالیه و دلیل ازدواجم این بود که شوهرم اون زمان کارگاه ام دی اف داشت و پدرشوهرم گفت من تو خونه و ماشین بهش کمک میکنم ولی بعد ازدواج شوهرمو از کارگاه خارجش کردن و دادن به دامادشون و تو خونه و ماشین هیچ کمکی نکردن و تو عروسی هم همه هدایا رو برداشتن و بعد این همه مدت شوهرم نتونسته از آتلیه فیلم و عکسارو بگیره چون نداره .و تو دلم حسرتش موند ! 

دلیل تردیدم تو تصمیم اینه که بعد از جدایی باید تنها زندگی کنم چون کسی رو ندارم . و از تنهایی میترسم .

به نظرتون تصمیمم درسته یا نه؟

اطلاعات تکمیلی

سن ۲۶ جنسیت زن شغل کارمند
پاسخ مشاور

روانشناس و مشاور

سلام
تنهایی با تنها ماندن تفاوت داره. 
خیلی کار ها رو می شه تنهایی انجام داد کما اینکه همین الان هم شما بسیاری از مسئولیت های زندگی رو تنهایی انجام می دهید. 
قرار نیست تا آخر تنها بمونید. شاید در ابتدا شما مجبور بشید موقتا و تا رسیدن به شرایط روحی و رسیدن به نقطه استقلال کامل تنها بمونید ولی به زودی می تونید وارد رابطه مطلوب شوید. 
در نهایت آسیب جسمی و کتک خوردن که اصلا جایی برای فکر نداره 
و عدم مسئولیت پذیری و مواردی که فرمودید اینقدر مهم هستند که در برابر تنهایی موقت و گذرا دلایل مهم تری برای جدایی محسوب می شن. 
اینکه شما فقط به دلیل ترس از تنها ماندن تن به این شرایط بدید چیزی نیست که من یا هر مشاوری تاییدش بکنه. 
پیشنهاد می کنم اولا حتما یک بازنگری روی تمام مسئولیت هایی که فرمودید داشته باشید حتما متوجه می شوید که از اراده و قدرت کافی برای پیشبرد زندگی خودتان برخوردارید. خوب است به این نقطه برسید که متوجه شوید چه کسی هستید؟  و چه توانایی هایی دارید؟ 
دوم درصورتی که شرایط استفاده از مشاوره حضوری را دارید حتما به یک مشاور خوب مراجعه نمایید. 
شاد باشید. 

تجربه شما

login captcha

شما حق دارید تنهایی خیلی‌ سخت و دشوار هست.

درآمد پایین و دیگر مشکلاتی که مطرح کردید هم کم نیستند اما نظر شخصی من اینه که همه این مسائل رو میشه حل کرد جز از بین رفتن احترام و اعتماد.

تا فرزندی وارد زندگیتون نشده باید فکر اساسی برای زندگی مشترکتون بکنید.

اگر واقعا میتونید فراموش کنید رفتار اشتباه و توهین آمیز همسرتون رو یا قول اینکه پیش مشاور بره بهش یک فرصت دوباره بدید بخاطر ۴سالی که وقت گذاشتید توی اون زندگی اما اگر آدمی هستید که نمیتونید بگذرید و خاطرات تلخ گذشته تکرار میشن براتون به نظرم ادامه زندگی اشتباه هست.


سلام.من هم 9ساله ازدواج کردم و اوایل مشکلات شما رو داشتم البته شوهرم رفتار خوبی داشت.سه سال از زندگی رو من به تنهایی کار کردم و هزینه های زندگی رو تامین کردم.که یکسال از اون همسرم به خاطر بیماری قادر به کار نبود و دوسال هم کار مناسبی با شرایط جسمی خودش پیدا نمیکرد. خانواده ها هر دو وضع مالی خوبی داشتند ولی اصلا حمایت نمیکردند.اما خوشبختانه الان همسرم شاغل و شغلی با درآمد عالی و بهتر از درآمد من داره و کلا مشکلات مالی برطرف شده.اگر همسرتون میتونه رفتارهای ناشایستش رو تغییر بده هر زندگی مشترک ارزش تلاش داره.

اول روش های دیگه را بررسی کن 

مثلا این را بدون مرد وقتی شدید عصبانی هیت تو نباید باهاش بحث کنی که بتعث بشه دست روت بلند کنه .. سعی کن اون موقع حتی صوری هرچی می گه بگی درسته بعد که آروم شد باهاش صحبت کنی

رابطه ی جنسی و احساسی تون باید تقویت بشه .. تقویت این رابطه ها باعث می شه شوهرت شوق برای زندگی و کار پیدا کنه 


در مورد خانواده شوهرت درک می کنم درست می گه ولی سعی کنم یکم دیدت را مثبت کنی.. اونوقت حتی کارهای بدشون توی ذهنت خوب میاد و کمتر اذیتت می کنه 


اگه بتونید حالا فعلا یک کار ساده مثل کار تو اسنپ و... براشوهرت جور کنی خیلی بهتره 


زن و مرد به محبت هم نیاز دارند ... بدترین شرایط را چند تا بوسه و بغل حل می کنه 

fa23
fa23
2 روز پیش

اصن نباید با آدم بیکار و رو اعصاب ازدواج کرد فقط ب خاطر مال باباش منم ی همچین خاستگاری داشتم. اصولا اینا پسرشون رو زن میدن ک از دستش راحت بشن. این خیلی خوبه ک استقلال مالی داری. از چیزی نترس و تصمیم درست رو بگیر. چون ممکنه بچه دار بشی و ب خاطر اون همه چی رو تحمل کنی.

منم تقریبا همین مشکلات رو دارم شوهر بیکار، خانواده ی پر توقع شوهر، بی مسئولیتی برای من شوهرم خیانتکارو دروغگو و دائم الخمر هم هست خسته شدم ازش بدم اومده منم میخوام برای طلاق اقدام کنم توام همین کارو بکن البته از وقتی که فهمیده به شدت التماس میکنه و میگه که درست میشه اما این دروغ همیشگیشه

۶۵۰
۶۵۰
3 روز پیش

سلام میتونی زندگیتو بسازی مرد وقتی پول نداره عصبیه تو میتونی ارومش کنی هم کاری کنی ک بفهمه خانوادش در حقش چکاری کردن و اینکه یه کمک هم میتونین زندگی رو بسازین اخرین راه همیشه طلاقه.حتما یه مشاور برین باهم بهش محبت کن.امیدوارم زندگیت بشه همون که میخوای الهی امین

اینا زندگی نیست اسارته.

بامشاوره صحبت کنیدشایدراهی برای ادامه باشه.

هیچ وقت اولین تصمیم اخرین تصمیم نیست.

شما حتما ب یک مشاور خوب مراجعه کن اما این را بدون ترست بی مورده از تنهایی آینده، بعدشم تنهایی لاقل فقط خرج خودت را میذی ن خرج ی مفت خور کنی تازه کتکتم بزنه،، ب نظر من تازه اول راهی و حالا حالا زندگیت مونده 

kelark
kelark
5 روز پیش

  طلاق بگیر نگیری مص سگ پشیمون‌میشی

والا من خودم مشکلات زیاد دارم ولی هیچوقت نمتونم به طلاق فکر کنم چون دلیلی که باعث شد ازدواج کنم اجبار خانوادم بود به سختی این زندگی رو قبول کردم الان تنها دلیل اشتیاقم برا ادامه دخترم هست .ولی واقعا خوبایی رو هم داره شوهرم 

تجربم ازین ۶ سال زندگیم اینه

مردی که ناز زنشو بکشه در هر شرایطی زندگی باهاش قابل تحمله 

در مورد طلاق هم الان زوده بهتره مشاور برین یه مدت و روی خوش زندگیتون رو نشون بدین و دعواهاتون رو به جای نکشونین که کتک بزنه .خرج خونه رو هم شما ندید حتی خرج خودتون فقط اگه چیزی از دلتون گذشت هوس کردین دو سه ماه یبار بخرین .اگه خرج خونه رو ندین و شوهرتون ببینه که با بی پولیش میسازین و تحمل میکنین خودش به غیرتش بر میخوره و سعی میکنه میاحتاجتون رو تامین کنه حالا که خانوادش طردش کردن بکشونین سمت خودتون .بشین همه کسش اون موقع هست که مشخص میشه طلاق تصمیم درستیه یا نه .