1209

سلام من ۲۳ ساله هستم ۳ سال که ازدواج کردم . فرهنگ ما با خانواده همسرم خیلی فرق داره. وقتی از من خواستگاری کردن گفتن سربازی معاف شده؛ ماشین داره خونه داریم همه اینا که دروغ به کنار اگه هم اعتراضی میکردم خیلی بد سرکوبم میکنن هنوز مدعی میشن که چرا میگم بهم دروغ گفتید اما با همه این چیزا کنار اومدم و اینکه همسرم و خانوادش به هیچی اعتقاد ندارن خیلی سختمه اصلا دین نداره هیچکدوم از حرفاش منطقی نیست؛ با هیچکس ارتباط برقرار نمیکنن از اونجایی که خانواده همسرم ۲ گروه هستن (یعنی خواهرای همسرم از زن اول پدرشوهرم هستن) مادرشوهرم خودش باخواهرشوهرام رابطه داره ولی شوهرم تحریک میکنه میگه اذیتم میکنن یا میگه فلان حرفی زدن و همسرم من تحت تاثیرقرار میگیره و رابطش با اونا قطع میکنه و بعد مادرشوهرم بهشون میگه: زن پسرم اخلاق نداره؛ پسرم نمیخواد برید خونش یا... اینکه شوهرم دین نداره برمیگرده به مادرشوهرم چون خیلی دروغ میگه و هر دروغی میگه قسم میخوره . دفعه اول باردارشدم مادرشوهرم و جاریم خیلی ناراحتم میکردن وقتی سقط کردم بهم میگفتن تو نازایی یا بهم میگفتن تو جنی هستی یا سحرت کردن میگفتن از اول مریض بودی و... تا اینکه من باز باردارشدم الان که باردارم مادرشوهرم خیلی اخلاقش بدتر شده وقتی با هم تنهاییم میگه خدا شفات داده؛ یا باید مادرت این سیسمونی بگیره یا... وقتی همسرم هست رفتارش کاملا تغییر میده و هزار تا تعارف میکنه همسرمم میگه مادرم من که چیزی نمیگه تو زودرنجی اصلا باورش نمیشه چقد بهم توهین میکنن حتی یکبار جاریم میگفت: میخواستم بگیرم بزنمت .... خلاصه در کنارشون آرامش ندارم بارداریم پرخطر دکتر گفته نباید استرس داشته باشم همه راه ها رو امتحان کردم: برای مادرشوهرم کادو گرفتم؛ باهاش صمیمی شدم؛ دعوتش کردم؛ حتی خونشو تمیز کردم با ملایمت باهاش حرف زدم که متوجه رفتار اشتباهش بشه .حتی باهم رفتیم مشهد گفتم شاید بهتر بشه اما اون تا الان که یکسال میگذره به من سرکوفت میزنه که چرا زیاد نرفتی حرم چرا نمازتو تند خوندی چرا... میگم خب میگذره اما الان که با جاریم دوتایی شدن و هی دخالت میکنن سخت تر شده مثلا میگن چرا میری دکتر چرا پول سونوگرافی انومالی میدی باید بری بیمارستان دولتی همسرمم نه به من هیچی میگه نه به مادرش میگه خودتون حلش کنید یا میگه : جلو من بگن من جوابشون بدم حق داره چون جلو اون رفتارش عوض میکنن .خسته شدم چیکارکنم راهنماییم کنید لطفا

اطلاعات تکمیلی

سن ۲۳ جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

سلام و وقت بخیر 
ببنید شما در ابتدا باید در انتخاب تون دقت میکردین حالا این ازدواج صورت گرفته .باید خودتون رو آماده کنید و بپذیرید که رفتار اونها همین هست و تغییری نمیکنن به این راحتی و شما فقط با حرص خوردن به خودتون صدمه میزنید و راهکارهایی که تا الان امتحان کردین جواب نداده دنبال راه حل برای ارتباط کمتر و همراه با احترام باشید با همسرتون صحبت کنید با این مضمون که جملات را با کلمه من شروع کنید و احساس و نیاز خودتون رو بیان کنید نه با محکوم کردن خانواده اش .در نهایت هر چه قدر ارتباط شما وهمسرتون بهتر باشه قطعا اختلاف کمتر خواهد شد

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha