810

سلام. 20 سالم هست تو دانشگاه غیرانتفاعی روانشناسی قبول شدم اما بعد سه ترم به شدت احساس پشیمانی کردم چون اولا محیط دانشگاه به شدت خراب و دور از محیط درسی بود و دوم شغلی که در آینده نصیبم میشد با روحیاتم سازگار نبود اما از محتوا دروس و گفت و گو استادها لذت میبردم. به خاطر دو مشکل بالا تغییر رشته و دانشگاه دادم و دانشگاه پیام نور اومدم و رشته علوم ورزشی انتخاب کردم اوایل خانوادم مخالفت داشتند و کلی بحث و اعصاب خوردکنی شد برام بابام میگفت رشته سختیه و باید توان بدنی آنچنانی داشته باشی و مامانم میگفت روانشناسی خیلی برتر و بهتر از علوم ورزشیه ولی من علاقه داشتم و عاشق محیط کاری همراه با ورزش و باشگاه و ... بودم الان ترم 1 علوم ورزشی هستم ولی هیچ کس حتی نزدیک ترین فامیل ها هم نمیدونن که من تغییر رشته دادم و هر کس که پرسید سریع مامانم جواب میده که روانشناسی میخونه دکتر مامانم ازم پرسید رشتت چیه و گفتم علوم ورزشی بعد دکتر بهم گفتن هر کی پرسید بگو روانشناسی میخونم مادرم دائم میگه دوستات الان ترم 4 شدن و تو هنوز هیچی نخوندی و این جمله دائم توی ذهنم تکرار میشه من هر دو رشته رو دوست دارم و عاشقشونم ولی با این تفاوت که محیط کاری توی روانشناسی زیاد با روحیم سازگار نیست چون آدم حساس و تاثیر پذیرم و اینکه به قبلا از دوران مهد کودک تا دبیرستان شاگرد زرنگ بودم ولی محیط درسی خوبی نبودن و من از درس خوندن زده شدم و الان میخوام تا لیسانس درس بخونم و صرفا دیپلم نباشم و میدونم با لیسانس کاری گیر نمیاد ولی پشیمونم چون اومدم علوم ورزشی و دیدم اکثرا دانشجوهایی هستند که بدون کنکور و با معدل پایین اومدن و حرفها و رفتار مدام مادرم بهم تلقین کرد رشته سطح بالایی نمیخونم و از طرف دیگه کلاس تو پیام نور به خاطر تشکیل کلاس های کم احساس دانشجو بودن رو ندارم و دوست دارم مثل قدیم فعال باشم و دائم برم سر کلاس تو کارم احساس پشیمانی میکنم ولی در عین حال هم برخی مسائل رو میسنجم راضیم مثلا میگم وقت کلاس ها رو میتونم برای کلاس های دیگه توی بیرون مثل باشگاه یا مربیگری یا کامپیوتر و هنر بزارم لطفا راهنماییم کنید احساسات دوگانم اذیتم میکنه احساس سرخوردگی و عقب موندن از هم سال هام رو دارم در ضمن یه مدت کوتاه هم سابقه افسردگی داشتم (3ماهه) و تحت نظر پزشک درمان شدم 

اطلاعات تکمیلی

سن 20 جنسیت زن شغل دانشجو وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

مشاور و مدیر کلینیک نی نی سایت

با سلام
سوال شما را همکاران به بنده ارجاع دادند و از آنجایی که هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست باید بگم که من هم فردی بودم که تغییر رشته داده ام. من ریاضی محض می خواندم و به سمت روانشناسی گرایش پیدا کردم در ابتدا با افرادی مثل خودم صحبت می کردم که خیلی ها همین احساس تناقض را تجربه کرده بودند. حتی استادی دارم که از رشته پزشکی به روانشناسی تغییر رشته دادند.
فشار خانواده برای تغییر از رشته پزشکی به سمت روانشناسی حتما خیلی بیشتر از فشاری هست که شما تجربه میکنید.
 شما باید به چند نکته توجه کنید:
1-با توجه به سن شما داشتن احساس های متناقض برای  تصمیم گیری و اقدام برای انتخاب رشته  و شغل  کاملا طبیعی است.
2-یک فرد در سن 30 سالگی دکتری می گیرد ولی در سن 32 سالگی بر اساس یک سانحه فوت میکند. یک نفر در سن 40 سالگی تازه  در مقطع کارشناسی ارشد قبول می شود و تا 80 سالگی زندگی میکند. یکی 20 سالگی ازدواج میکند ولی هیچ وقت نمی تواند بچه دار شودولی فردی در 30 سالگی ازدواج می کند اما در 32 سالگی بچه دار می شود و ... در نتیجه هیچ کس از دیگری جلوتر نیست همه ما در مسیری که باید هستیم و تجربه هایی خواهیم داشت که ما رو به نقطه ای که اکنون هستیم می رساند.
3- به انتخابی که کردید پایبند باشید و در این مسیر حرکت کنید، سر خود را بالا بگیرید و با صدای بلند اعلام کنید که چه رشته ای مطالعه می کنید. مسئولیت زندگی شما با خود شماست و این شما هستید که باید زندگی کنید . اگر روانشناسی را ادامه بدهید به درجات بالا هم برسید هنگام مراجع دیدن احساس خوبی نداشته باشید و از زندگی لذت نبرید هیچ کس ( نه مادر نه پدر و نه هیچ کس دیگه) در آن لحظه نیست که به شما کمک کند .
 4- در رشته روانشناسی در مقطع لیسانس به سختی وارد بازار کار خواهید شد و حداقل بایستی تا کارشناسی ارشد ادامه بدهید اما علوم ورزشی متفاوت است.
5-هیچ رشته ای بر دیگری برتری ندارد این ما هستیم که به رشته ای که می خوانیم با علاقه ای که داریم و با پشتکار و مطالعه فراوان معنی و شخصیت می دهیم. شما می توانید با مطالعه و تلاش در این رشته بسیار موفق شوید.
6- نکته آخر این که برای داشتن اعتماد بنفس نیاز به تایید بیرونی را در خود از بین ببرید موتور انگیزه شما باید از درون شروع به کار کند هر جایی نقاط قوت و ضعف خود را دارد یک جا دانشگاه محیط خوبی ندارد یک جا دانشجو های ضعیف ترری دارد و یک دانشگاه دیگر مساله مربوط به خود اما اینها چقدر مهم اند؟ مهم شما هستید مهم زندگی شماست . مهم مسیولیتی است که دربرابر تمام زندگی خود قبول میکنید.
منبع انگیزه را درونی کنید جایی درون خودتان به دنبال آن بگردید.
به بیرون از خود کاری نداشته باشید.
موفق و پیرو باشید.

تجربه شما

login captcha

من هم تغییر رشته دادم و خیلی راضی ام با اینکه همه سرزنشم میکردن. از پاسخ خوبی که داده شده خیلی لذت بردم 

پرسش ها و پاسخ های مشابه

احساس پشیمانی بعد از دعوا جلوی مادرشوهر

پاسخ دوست عزيز سلامبحث و مشاجره بين همه ى زوج ها پيش مياد و كاملا طبيعيه هنر ما مديريت كردن اين موارد هستش.شما در مرزبنديهاى زندگيتون اين موارد رو مشخص ميكنيد مثل موردى كه خودتون اشاره كردين كه قرار گذاشتي...

پشیمانی از بی حرمتی کردن

پاسخ سلام عزيزم... گفتين ١٧ سالتونه يعنی اينكه هنوز تو سن بلوغ هستين معمولا تو سن بلوغ نوجوونا كمی عصبی و پرخاشگر ميشن و اين بخاطر تغييرات هورمونی هستش . اگر نسبت به اقوامتون حاضر جوابی كردين و احساس ميكني...

پشیمانی نسبت به انتخاب نامزدم

پاسخ سلام عزیزم تنها نکته ای که می توانم به شما بگویم این است: باارزش ترین چیزی که ما در این دنیا داریم، عمر ماست. ثروتی که هر روز که می گذرد دارد از آن کم می شودو هرگز هم جایگزینی ندارد. در ازدواج شما عمر...

قهر کردن باهمسر و پشیمانی از ترک‌ منزل

پاسخ سلام دوست عزیز بهار مبارک دوست عزیز، رفتار نامناسب همسرتون با شما در جمع، یک مساله هست. قهرکردن شما به عنوان اعتراض، یک مساله‌ی دیگه. رفتار خانواده‌ی همسرتون مساله‌ی سوم هست. عرف خانواده‌تون مساله‌ی چ...