716

بی اعتمادی به همسر در دوران عقد

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 47 بازدید

سلام من در دوران عقد به سر می‌برم و ۱وسال ونیم هست که تو عقدم همسرم دوستی در دوران دانشگاه داشتن که خیلی صمیمی بودن همسر من آدمی به شدت آروم و مهربون بودن و هروقت که دعوامون میشد ایشون کوتاه میومدن  یک روز منو همسرم دعوایی بینمون شد که من خیلی عصبی شدم و به ایشون ناسزا گفتم همسرم خیلی ناراحت شدن و به مدت یک هفته هیچ تماسی با من نداشتن و من هم که زنگ میزدم جواب نمیدادن بعد از یک هفته اومدن و به پدرم پیامهای منو نشون دادن و پدرم هم جلوی همسرم زد توی گوشم اون یک هفته تموم شد و من از همسرم عذر خواهی کردم بعد چند روز به طور اتفاقی دیدم که ایشون تمام مسائل این مدت رو به دوستشون گفته بودن و دوستشون بهشون گفته بود که به من بی محلی کنه و من خیلی خیلی ناراحت شدم همچنین همسرم به خواهرشون که از خودشون بزرگ تره هم گفته بودن اوایل ازدواج هم همسرم رفته بودن به داداششون گفته بودن با زنم مشکل دارم برادرشون هم رفته به خانومش گفته داداشم میخواد از زنش جدا بشه وبعد از مدتی من اینو فهمیدم و بازم خیلی ناراحت شدم دیگه به شوهرم اعتماد ندارم و میترسم کوچک ترین حرفها رو بهش بزنم یا میترسم هرلحظه منو تنها بذاره چیکار کنم 

اطلاعات تکمیلی

سن ۲۰ جنسیت زن شغل ندارم وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور و مدیر کلینیک نی نی سایت

با سلام
ما با چند مساله مختلف روبرو هستیم که خوب است آنها را از هم جداگانه ببینیم و بررسی کنیم:
1- واکنش های شما که باعث بروز فاصله و از بین رفتن صمیمیت خواهد شد.که بایستی روی این واکنش ها آگاهانه کار کنید.
2- بازگو کردن مسایل توسط همسر شما به دیگران که با نوع تعاریف شما تبدیل به یک رفتار عادت گونه شده و به این راحتی ها از بین نخواهد رفت. از طرفی ممکن است این نوع واکنش به دلیل کاهش استرس باشد و ایشان با بروز مشکلات به دیگران اضطراب خود را کم می کند.
3-بحث بی اعتمادی شما که نمی توانید کوچک ترین حرف خود را به او بزنید.
4- کلمات پایانی شما که عمیق تر هستند یعنی این که می ترسید هر لحظه شما را تنها بگذارد.

در 3 مورد اول باید بگم کسب مهارتهای ارتباطی، ایجاد صمیمیت بیشتر و بازگو کردن نیازها و خواسته ها و مواردی که برای هر کدام از طرفین مهم است می تواند کمک کند تا به مرور این مسایل کم شود. در این بین هم همسر شما نیاز هایی دارد و قطعا خواسته هایی دارد که شما باید در جهت آنها پیش روید و هم این که شما خواسته هایی دارید. مثل بازگو نکردن حرف ها به دیگران توسط ایشان که همسر شما بایستی  برای رفع آن و کسب اعتماد از شما تلاش کند.
اما بایستی در نظر داشته باشید این موارد نیاز به زمان و صرف انرژی دارند و به مرور با صحبت کردن و زمان دادن به هم می توانید آنها را مدیریت کنید.
برای اینکه بدانیم چطور خواسته ها و نیازهایمان و حتی ناراحتی های خود را بازگو کنیم مطالعه کتاب برای زن و شوهر ها وقت زندگی بهتر رسیده را پیشنهاد می کنم.

اما برای مورد 4 که بسیار عمیق است و مطمئن باشید در زندگی شخصی و مشترک شما بصورت ناخودآگاه اثرات بزرگی و کوچکی خواهد گذاشت مراجعه به یک روانشناس و بررسی و ریشه یابی ترس ها بسیار می تواند مفید باشد.
شاد و پیروز باشید.



 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha
پرسش ها و پاسخ های مشابه

بی اعتمادی به همسر به دلیل دیدن فیلم های جنسی

پاسخ *سلام همراه عزيز: ممنون از اينكه ما را انتخاب كرديدشرايط شما كاملا قابل درک است !شما همسرتان را در حال مشاهده فيلم ديده ايد ،فكرتان مغشوش شده و هزاران فكر ناخوشايند به ذهنتان راه يافته،آرامشتان را حفظ...

بی اعتمادی به همسرم

پاسخ سلام دوست عزیز تشکر از اینکه سوالتان را با ما در میان گذاشتید در مورد نحوه آشنایی ومدت دوران عقدتان صحبت نکردید لکن من نگرانی شما رو درک میکنم . از شما میخواهم بجای اینکه این افکار را در ذهنتان با خود...

خیانت و بی اعتمادی همسر

پاسخ باسلام دوست عزيز با وجود اطلاعات كمی كه داديد متوجه شدم كه زندگی زناشویی شما در حيطه صميميت دچار آسيب شده و وقتی نيازهای روانشناختی شما ازطريق يكديگر تامين نميشه بسيار بديهی هست كه همسرتون وارد رابطه...

شرط بندی و بی اعتمادی به همسر

پاسخ سلام دوست عزیز برای شرایطی که ایجاد شده متاسفم ومیدونم که تحمل این شرایط سخت هست شاید اگر اطلاعاتتان را در مورد قمار و آسیب های که میتونه به فرد وخانوادش بزنه بالا ببرید بهتر بتونید همسرتون رو درک کنی...