خیانت همسرم و برگشتن من به خانه پدری

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 147 بازدید

سلام وقتتون بخیر

عاجزانه ازتون کمک میخام

بزارید از اول براتون تعریف کنم منو شوهرم سه سال دوست بودیم عاشق هم بودیم اون 22سالش بود من 21که به هم رسیدیم اونموقع ها تازه اینستا اومده بود که عروسی کردیممنم شوهرم خوشگل و قد بلند و بدنساز هی دخترا فالوش میکردن قربون صدقش میرفتن تا من فهمیدم گوشیشو شکست اینستاشو پاک کرد دوباره بعد یه مدت انحام میداد خلاصه ما دعواهامون چند وقت یک بار شروع میشد ولی حل میشد خدایی چیزی ام نمیدیدم ازش تا اینکه باردار شدم و از هم فاصله گرفتیم بعد زایمانمم که راحت من که نبودم چکش کنم واسه خودش کاری کرده

یه سری پیام تو گوشیش دیدم زد زیرش گفت مزاحمه باورش کردم باز دیدم گفت اشتباه میکنی به قول تو حاشا میکرد تا اینکه 29اسفند 97گوشی به دست خوابش برده بود رفتم بهش بگم بیا سر جات بخواب پیاماش و دیدم وای دختره واسش نوشته بود من که نمردم کنارتم تو شوهرمی و فلان 

همونجا مردم بهم گفت دوست داشتم من تا چش باز کردم تورو دیدم جوونی نکردم و فلان

با مشاوره حرف زدم 

بخشیدمش بخاطر بچم برگشتم به زندگیم اما چه زندگی یه مرده متحرک بودم هرکی رو تو خیابون میدیدم فکر میکردم دخترست خیلی خیلی روزای سختی رو گذرونم ولی باز پاشدم سرپام بی مهری بهم میکرد خیلی سخت بود

آمارشو گرفتم باز با دختره بود اعتراف کرده بود که دختره تهدیدش کرده به خودکشی اگه رابطه رو تموم نکنه

من خیلی سختی کشیدم بی پولی مطلق که حتی پول نونم نداشتیم

ولی باز صبر کردم

الان چند ساله دارم تحمل میکنم تا اینکه چند روز پیش من خونه مادرم بودم.

فردای روزی که اومدم یه کلیپس مو رو مبل خونم دیدم و باز دنیا رو سرم خراب شد 

بهش گفتم کسی اینجا بوده گفت آره چرا گفتم کی گفت عباس دوستم گفتم بهش بگو کلیپسشو جا گذاشته  هیچی نگفت بهش گفتم چرا هیچی نمیگی نمیخوای توضیح بدی موند داد و بیداد بعدم درگیر شدیم و خیلی کتکم زد انگشت دستم فکر کنم شکسته اون یکی دستم کبوده صورتم زخمه

اومدم خونه پدرم و گفتم طلاق 

ولی دلم داره میترکه واسه پسر دوسال و نیمم توروخدا بگید چیکار کنم چطور اقدام کنم این شوهر نمیشه واسه من چون نه محبت عاطفی میکنه نه جنسی نه مالی نه هیچی .

کمکم کنید چیکار کنم زود جوابمو بدید توروخدا حالم خرابه

اطلاعات تکمیلی

سن 27 جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور خانواده و زوج درمانی

سلام وقت بخیر
یکی از عوامل اصلی خیانت، نارضایتی از روابط زن و شوهر است؛ زمانی که بین همسران روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند. اختلالات زناشویی که به مرور زمان برای برخی به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه شریک زندگی خود محروم باشند، معمولا وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.
خیانت مردان به این معنا نیست که دیگر عاشق همسرشان نیستند، بلکه اغلب از وضعیت کنونی خود رضایت ندارند. خیانت معمولا در زمانی اتفاق می افتد که زوجین دارای فرزند هستند و روال زندگی شان یکنواخت شده است. با وجود آنکه از بسیاری جهات تامین اند، عواطف آنچنان که باید مورد توجه قرار نمی گیرد و زن و مرد رضایت کافی از یکدیگر ندارند.
 
برای اجتناب از این امر اوقاتی را به بودن در کنار هم اختصاص دهید و برای یکدیگر زمان بگذارید و در این زمان نه در مورد درس فرزند و یا مخارج زندگی، بلکه در مورد عواطف و خواسته ها و امید و آرزوهایتان به گفتگو بنشینید.
 
پس بهترین راه حل پیشگیری است. سعی کنید همان همسری شوید که شوهرتان در ابتدا عاشقش شده بود. زنان معمولا پس از ازدواج از دوستی مهربان و عاشق به زنانی غر غرو و بی حوصله تبدیل می شوند و این امر مردها را خسته و دلسرد می کند. بهتر است مثلا بجای آنکه سر همسرتان داد بکشید که چرا حوله خیس را روی زمین می اندازد، از او تعریف کنید و یا با رفتار جنسی غیرمنتظره او را غافلگیر و خشنود کنید.

ممکن است به شما قول دهد که این رابطه را به پایان می رساند. اما موضوع به آن سادگی که فکر می کنید نیست. هیجانات و مسائل یک رابطه جدید چیزی نیست که بتوانید به راحتی به آن خاتمه دهید. به احتمال زیاد این ازدواج به جدایی و یا شکست می انجامد، مگر آنکه همسر شما تصمیم بگیرد به روابطش پایان دهد و یا متوجه شود که هیچکس را به اندازه شما نمی خواهد.

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha