1188
از دلخوری همسر بنیامین تا پیام ویژه پسر قوچان نژاد

از دلخوری همسر بنیامین تا پیام ویژه پسر قوچان نژاد

1397/03/30 بازدید6680
نی نی سایت: اینستاگرام را که باز کنید باید مراقب باشید خدای ناکرده توپ فوتبال به صورتتان نخورد از بس که هنوز همه سرمست از پیروزی هستند. از فوتبال و شادی برد ایران مقابل مراکش بگذریم، از اینستاگرام چه خبر این هفته هر کدام یک رنگ است. یکی از مشکل غریبه ها و بغل کردن بچه ها نوشته، یکی با ویدیویی برای همسرش آرزوی موفقیت کرده و دیگری هم مژده ای خوش می دهد که کودکی بیمار به بهبودی نزدیک می شود. پس اگر دوست دارید حال و هوای این هفته اینستاگرام دستتان بیاید این مطلب نی نی سایت را بخوانید.

شایلی محمودی و دلخوری از غریبه ها

شایلی محمودی همسر بنیامین بهادری درباره یک موضوع خاص و البته مشترک بین همه مادرها صحبت کرده است. او با انتشار عکسی از پسرش بن سان نوشت:« یه موضوعی خیلی ناراحتم می کنه ومطمئن هستم که مامانهای دیگه هم با من هم نظر هستن. واقعا چطوریه که بعضی آدمهای غریبه تا بچه‌ای رو می‌بینن به خودشون اجازه میدن سریع به دست و وصورتش دست بزنن؟ واقعا دیگه نمی‌دونم چه کنم؟ بعد خواهش می‌کنی ناراحت میشن. من میدونم همه بچه ها با مزه ان ولی مامان این بچه‌ها حتی اگه کمی روی بچه‌هاشون حساسیت داشته باشن که دارن نگرانن که دستهای شما یک دقیقه قبل با چی برخورد داشته؟ راههای دیگه‌ای مثل حرف زدن هم هست برای بازی با بچه‌ها.»

   
رضا رشیدپور و خبر خوب

رضا رشیدپور مجری تلویزیون صفحه اینستاگرامش را با یک خبر خوب به روز کرده است. خبری که حالا به قول خودش بعد از کلی گوشه و کنایه خیلی می‌چسبد. او با انتشار عکسی از اعزام محمد پرهام به خارج از کشور درباره این سفر نوشته است:« یه خبر خوب ... به لطف و محبت شما مردم مهربان محمد پرهام نازنین بالاخره عازم سفر درمانی به خارج از کشور شد . وظیفه ی من هست که در برابر اعتماد و لطف تک تک شما به برنامه حالا خورشید تعظیم کنم و قدردان بزرگواری شما باشم‌. دعا می کنم این کوچولوی ناز هرچه زودتر شفای کامل پیدا کنه‌. ای کاش آنقدر توانایی داشتم که می تونستم برای همه ی کودکان مبتلا به این بیماری کاری بکنم‌. اما همان یک بار هم کلی کنایه و زخم زبان شنیدم و قضاوتهای تلخ دیدم. البته من عادت کردم و همین که برق خوشحالی رو در چشم پدر و مادر سختی کشیده ی محمد پرهام تماشا می کنم برام یه دنیاست.
پ.ن : مخاطبان مهربان حالا خورشید در کمتر از چهل و هشت ساعت نزدیک به چهار و نیم میلیارد تومان به حساب این کوچولو واریز کردند.»

همایون غنی زاده و داستانهای بی بی بتول

همایون غنی زاده بازیگر و کارگردان تئاتر با انتشار عکسی از یک کودک کار اینستاگرامش را به روز کرده است. غنی زاده در کپشن این عکس داستان جالبی از زنی به نام بی بی بتول روایت کرده:« بی بی بتول می گفت مرض داری. مرض لبخند. بهداری سرنبش هم می گفت اسمش خستگی خنده است. به بی بی بتول گفته بودند: لبخندم خسته تر از اينه كه خودش را جمع و جور كنه. راست گفته بودند. چون بی پدر خودش را مدتهاست ولو كرده است روی صورتم و از جايش تكان هم نمی خورد. خودش را موذيانه وا داده است روي لبهايم و نای رفتن هم ندارد. مدتهاست تمام خطوط صورتم از خستگی خنده ام دردشان گرفته. بی بی بتول وازلين می ماليد لای خطها كه عالی نبود ولی خوب بود. يكم می سوخت ولی خوب بود. بدتر از همه شبهاست كه زمان خوابيدن هم نميرود بی پدر. حتی وقتی بی بی بتول مُرد هم از روی صورتم تكان نخورد. درد بی درمان است درد بی درمان! خدا نصيب دشمنم هم نكند. بی بی بتول نذر كرده بود و می گفت حتما شفادهنده شفايم خواهد داد و هي ورد می خواند و شفادهنده را فوت می كرد در صورتم! در لبخندم! ولي خب! شفا پيدا نكردم كه نكردم. حالا همه اينها يك طرف، طرف ديگر دندانهای جلويم هستند كه اينطوری هوا می خورند و هميشه خشك هستند! خشك و سرد. كاش لبخند لعنتي حتی برای چندثانيه عقب می كشيد تا لب بالايم دندان‌ها را خيس كند. گفتم لب بالايم يادم آمد آنهم ترك خورده است. درست آن وسط ، بالای لبم از تو ترك خورده است. چه تركی! گاهي كمی خون ميزند بيرون، می افتد بين خط دودندان جلويم و خيسشان می كند، كه هيچ بد هم نيست. بی بی بتول كه زنده بود رب انار می ماليد لای تركم. از وقتي بی بی بتول مرده اوضاعم هم بدتر شده. سر قبرش يكی دوتا توسری و چك هم سر لبخند هميشگی ام خوردم. فشار لبخندم چنان است كه موهايم سفيد شده .آقا لُب مطلب اين است كه ديگر تحملش را ندارم. اما چه می‌ شود كرد. مريضي است ديگر! بهش می گويند خستگی لبخند. شما قدر سلامتی ات را بدان.»

حسن آقا میری و خاطره مادر

حسن آقا میری روحانی محبوب که طرفداران زیادی هم در اینستاگرام دارد، یک ویدیوی جالب از مادران کودکان سندرم داون منتشر کرد. او در کپشن این ویدیوی زیبا نوشته:«مادر. یک جایی از فیلمِ مادر ِعلی حاتمی، مادر شروع می‌کند به وصیت درباره مراسم بعد از مرگش، می‌گوید«سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهر نکنید.... حرمت زَنِیَّتِ مادرتونو حفظ کنین. محمد ابراهیم، خیلی ریز نکن مادر، اون وقت می‌گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ..... روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده‌ها به مرده هاشون می ذارن.» من این فیلم را چند سال بعد مرگ مامان پروانه دیدم که ده سالم بود یا یازده. اینجاهای فیلم بود که بغضم ترکید و یاد وصیت‌نامه‌ مامان افتادم که توش از همه چی نوشته بود « از اینکه چقدر همه‌مان را دوست داشته و به‌خدا می‌سپارد، از اینکه پول نیم کیلو لپه به بقال سرکوچه بدهکار است، از اینکه پسرک هفت ساله‌اش احساساتی‌ترین آدم دنیاست و از بابا خواسته بود مواظبم باشد.» بعد حسابی گریه کردم و بابا که از راه آمد، یک پس گردنی سه انگشتی زد. بابا هیچ خوشش نمی‌آمد از فیلم‌هایی که توش مادرها می‌مردند؛ هیچ خوشش نمی‌آمد از هاچ زنبور عسل که همیشه دنبال مادرش می‌گشت و فکر می‌کرد برای ما بدآموزی دارد. نگران بود بیفتیم دنبال پیدا کردن مامان. من، اما همیشه چشمم به تلویزیون بود تا ببینم مامان‌ها و بچه‌ها چطوریند. هنوز هم همین‌ام. عاشق تماشای مادرها در لحظه‌ای که دارند سربازهاشان را از زیر قرآن و لای دود اسپند رد می‌کنند. مسخِ ساعتی که زنگ مدرسه می‌خورد و بچه‌ها جیغ می‌کشند و از کلاس می‌دوند تا برسند به مادری که نیم ساعت یا بیشتر زیر باران تند، معطل‌شان شده. و شیفته شنیدن سوال‌هاشان«لقمه‌ت رو خوردی مادر؟ کسی اذیتت نکرد؟ کارت خوب بود؟ خسته شدی، بمیرم برات. خدا پشت و پناهت باشه.» حالا بیشتر از پیش بر این گمانم، که مادر، کلام مشترک همه آدم‌هاست. چه تسبیح بدست، نشسته باشد میان سجاده، چه با چشمانی نگران بایستد پشت استیج مسابقه معروف خارجی در انتظار رای داورها و چه، مامان پروانه من، که سالهاست پیش خداست، اما بوی نارنگی دست‌هایش، خاطره چادرنماز گل‌دار سفیدش و عکس‌های کهنه و رنگ و رو رفته‌مان، روزها و شب‌ها با من است.
و همیشه برایم غریب است که چگونه این واژه خواستنی مشترک، با خودش دلتنگی می‌آورد. دلتنگی محبتی همیشگی و بی‌خواسته و آسمانی. انگار که خدا آینه‌ای گذاشته از خودش، می‌گوید تماشا کن مرا و به مادر اشاره می‌کند. انگار که مادر به توان بی‌نهایت بشود خدا. انگار که.... دل‌تان تنگ مامان‌هاتان نشد؟ دل من که، بدجور...
متن: استاد مرتضی برزگر»
 

    
تیارا و ویانا صادقی و تولد بازی

دخترهای رضا صادقی خواننده محبوب پاپ به غیر از صفحه پدرشان که بیشتر اوقات متعلق به آنهاست، یک صفحه مخصوص خودشان هم دارند که توسط پدر و مادرشان اداره می‌شود. این بار نوبت تولد ویانا دختر دوم رضا صادقی است تا موضوع اصلی صفحه اینستاگرامشان باشد. در این صفحه پدر و مادر ویانا عکسی از روز تولد دختر کوچک منتشر کردند و نوشتند:«یك سالگى ويانا بانو . ممنونم از همه شما جانان براى تبريكات و مهربونيهاتون .خدارو شكر كه ويانا و تيارا حاميان خوش قلبى مثل شما دارن ... من و همسرم از همه شما نهايت سپاس رو داريم.»


شهرام حقیقت دوست و دیار دلاوری

شهرام حقیقت دوست بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون که این روزها برای تماشای بازیهای تیم ملی فوتبال در روسیه به سر می‌برد در اینستاگرامش یک ویدیوی با مزه و با نشاط از خودش و دختر امیردلاوری، دیار به اشتراک گذاشته است، این ویدیو را در اینجا ببینید. حقیقت دوست درباره این ویدیو نوشته:« دیاردلاوری جان كوچك كه ايشالا هميشه همينجوری با نشاط و دوست داشتنی باشه زندگيت تولدت مبارك .»
 


     
مجید صالحی و دوقلوهای افسانه ای

مجید صالحی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون جشن تولد دوقلوهای چهارساله‌اش را با هوادارانش شریک شد. او با انتشار عکسی از حنا و آروین نوشت:« تولد چهار سالگی حنا جون و آقا آروین مصادف شد با چه شب به یاد موندنی ، پیروزی ایران مقابل مراکش در جام جهانی، در عید فطر ، عید همه مسلمین، شیعه و سنی. تبریک به همسرم ، به مادر بچه هام ،که شب و روز وقتش رو برای دو قلوهامون گذاشت ، کنارشون بود حتی موقعی که من در حال تماشای برد تیم ملی ایران بودم و لذت میبردم، و چند سالیست جای خواهرای عزیزم و مادر خدابیامرزم تمام بد خلقی ها و اذیتهای من رو تحمل میکنه.»

سروین بیات و آرزوی موفقیت با دوران

سروین بیات همسر رضا قوچان نژاد ، قبل از بازی تیم ایران مقابل مراکش با یک ویدیو از زبان دوران پسرش برای تیم ملی فوتبال آرزوی موفقیت کرد. او در کپشن این ویدیو نوشت:« آرزوی موفقیت برای تیم ملی در مسابقه های جام جهانی.» البته این آرزوی موفقیت از زبان یک کودک شیرخوار خیلی هم برای تیم ملی ایران آمد داشت و توانست تیم مراکش را شکست بدهد. حالا باید دید این پیام در بازی دوم که امشب برگزار می‌شود، تاثیری دارد یا نه؟

ارسال نظر شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha