1239
این 3 فکر سمی زنانه، زندگی مشترکتان را نابود می‌کند

این 3 فکر سمی زنانه، زندگی مشترکتان را نابود می‌کند

1397/01/19 بازدید699
احساس عدم امنیت، تجربه‌ای ناخوشایند و اضطراب‌آور است. معمولاً این احساس در زنان با تشویش و احساس نگرانی زیاد همراه می‌شود به‌گونه‌ای که فرد به‌سختی می‌تواند تکالیف روزانه خود را انجام دهد. سؤال مهمی که اغلب شما در ذهن دارید این است که این عدم امنیت از کجا سرچشمه می‌گیرد. به‌صورت کلی می‌توانیم دو دلیل عمده را در نظر بگیریم؛ اول عزت‌نفس پایین (که در مقالات دیگر به آن می‌پردازیم) و دوم افکار ناکارآمد که مدام در ذهن شما چرخ می‌خورد. این افکار ناکارآمد دائماً احساسات ناخوشایندی نظیر حماقت، کسل‌کننده بودن، ضعیف بودن و درنهایت عدم امنیت را به شما تزریق می‌کنند.
یک‌ضرب المثل قدیمی انگلیسی هست که می‌گوید ذهن خدمتکاری خوب اما ارباب بدی است. اگر شما هر روز دچار احساس عدم امنیت نسبت به خود یا روابطتان هستید درواقع این عادت‌های فکری سمی هستند که ارباب ذهن شما شده‌اند و آن را کنترل می‌کنند.

سه تفکر سمی ایجاد کننده احساس عدم امنیت

در این مقاله در مورد سه تفکر سمی صحبت می‌کنیم که می‌توانند شما را تحت تاثیر قرار بدهند و احساس عدم امنیت را در وجودتان ایجاد کنند.

1. استدلال‌های هیجانی: خانم‌هایی که این فکر سمی در ذهنشان چرخ می‌خورد، در مورد احساسی که نسبت به واقعیت دارند دچار خطا می‌شوند؛ اگر احساس گناه می‌کنید، یعنی خطاکار هستید، اگر احساس ناامیدی می‌کنید، یعنی هیچ راه دیگری وجود ندارد و اگر احساس اضطراب می‌کنید یعنی قرار است اتفاق بدی بیفتد! مشکل اصلی زمانی شروع می‌شود که این طرز فکر سمی وارد روابط بین فردی می‌شود مثل وقتی‌که یک خانم به همسرش می‌گوید احساس حسادت می‌کند و این یعنی همسرش مشغول خیانت کردن به اوست! یا چون او احساس اضطراب می‌کند یعنی همسرش می‌خواهد جدا شود! جای گفتن ندارد که این استدلال‌های هیجانی نه‌فقط برای خود شما بلکه برای همسر یا طرف مقابلتان هم مخرب است چون او هیچ‌وقت نمی‌تواند با دلیل‌های منطقی شما را راضی کند که اشتباه می‌کنید و حس درونی که دارید واقعیت ندارد.


2. ذهن‌خوانی: این فکر سمی همان‌طور که از نام آن پیداست به شما این احساس را می‌دهد که می‌توانید بفهمید در ذهن اطرافیانتان چه خبر است. احساس عدم امنیتی که شما در رابطه‌تان دارید باعث می‌شود یک فکر غیرواقعی را به‌طرف مقابلتان نسبت بدهید و بعد آن را از صمیم قلبتان باور کنید و این باعث می‌شود احساس عدم امنیتتان روز به روز بیشتر شود و این چرخه تا ابد یا حداقل تا زمانی که نخواهید دست از این افکار سمی بردارید، ادامه دارد. از طرف دیگر وقتی باور دارید که می‌توانید ذهن دیگران را بخوانید مدام با خودتان فکر می‌کنید که آن‌ها شما را قضاوت می‌کنند یا می‌خواهند طردتان کنند: «نامزدم به من زنگ نمی‌زند چون از من خوشش نمی‌آید» یا «رئیسم می‌خواهد به اتاقش بروم چون از دستم عصبانی است» و... روی دیگر سکه ذهن‌خوانی این است که باعث می‌شود احساس کنید دیگران از شما بالاتر و برتر هستند: «همکارم دوباره ترفیع گرفته چون دقیقاً می‌داند از زندگی چه می‌خواهد» یا «نامزدم دخترخاله‌اش را بیشتر دوست دارد. باید خیلی اعتمادبه‌نفس داشته باشد» و...

3. شخصی‌سازی: با این طرز فکر منفی شما همه‌چیز را به خودتان می‌گیرید تا به‌اصطلاح شخصی‌سازی می‌کنید. همسرتان عصبانی است پس لابد شما کاری کردید که ناراحت شده است. نامزدتان در مهمانی به دختر دیگری نگاه می‌کند پس لابد شما به‌اندازه کافی جذاب نیستید!

چطور دست از این افکار بکشیم؟

حالا که افکار سمی را که باعث می‌شود در زندگی احساس عدم امنیت کنید، شناسایی کردید، سؤال اصلی اینجاست که چطور باید از شر آن‌ها خلاص شوید. قدم اول این است که لحظه‌ها یا موقعیت‌هایی را که باعث می‌شود این احساسات سراغتان بیاید شناسایی کنید. سپس از خودتان بپرسید که در این موقعیت‌ها در ذهنتان چه خبر است و چه فکرهایی به سرتان می‌زند. سپس افکاری را که در آن لحظه دارید مورد آزمایش قرار دهید و برای آن شواهد قطعی و واقعی پیدا کنید. یادتان باشد حس درونی یا حس ششم و... کفایت نمی‌کند و شما باید برای اثبات این فکر یک دلیل واقعی داشته باشید مثلاً اگر فکر می‌کنید همسرتان به شما خیانت می‌کند از خودتان بپرسید که چه مدرکی برای اثبات آن به‌جز حسادت خودتان دارید. در اغلب موارد هیچ شاهد و مدرکی وجود ندارد و این بهترین روش مقابله با افکار سمی خواهد بود. در مرحله بعد شبیه افرادی رفتار کنید که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند. مثلاً وقتی احساس می‌کنید که همسرتان به شما خیانت می‌کند ممکن است پنهانی سراغ گوشی تلفنش بروید و آن را کنترل کنید اما برای مقابله با افکار منفی باید در این شرایط از خودتان بپرسید اگر یک زن با اعتمادبه‌نفس بالا که به خودش اطمینان دارد جای شما بود چه می‌کرد؟ پس تلفن همسرتان را کنار بگذارید و اتاق را ترک کنید. حتی اگر احساس امنیت نمی‌کنید تظاهر به داشتن آن کنید تا به‌مرور این احساس در شما تقویت شود.

ارسال نظر شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha