1188
بازی‌­هایی که در اجتماع هویت جدی ما را می‌سازند/ قسمت آخر

بازی‌­هایی که در اجتماع هویت جدی ما را می‌سازند/ قسمت آخر

1395/05/12 بازدید5167

نی‌نی سایت: ناهید گودرزی/ در قسمت اول و دوم این مطلب که لینک آنها را می‌بینید راجع به کتاب بازی‌ها و آنچه در مقدمه درباره آن گفته شده صحبت کردیم و این هم ادامه مطلب؛
در تعریف بازی‌ها مجموعه رشته‌ای تبادل مکمل با هدف نهفته است که تا حصول به نتیجه  پیش­‌بینی شده و کاملا مشخص پیش می‌­رود؛ این تبادل‌­ها غالبا تکراری بوده و با ظاهری قابل قبول دارای انگیزه­‌های پنهانی هستند که به زبان عامیانه‌­تر رشته‌ای تبادل با دام یا کلک محسوب می­‌شوند. اما موضوع حائز اهمیت این است که استفاده از کلمه  بازی نباید خواننده را دچار اشتباه کند. این تبادلات به هدف لذت­‌جویی یا شوخی انجام نمی‌شوند بلکه برآمده از خصوصیات شخصیتی افراد هستند.

بعد از تعریف اصطلاح بازی "برن" بازی­‌ها را بر اساس سلیقه  شخصی‌اش تقسیم‌­بندی می‌­کند به "بازی‌های ازدواج، مهمانی­‌ها، روابط جنسی، بازی‌­های دنیای تبهکاری" و در نهایت "بازی‌­های اتاق مشاوره" که مربوط به دنیای حرفه‌­ای است و "بازی‌های خوب" می‌­رسد. سپس برای هر بازی ویژگی­‌هایی شامل عنوان، تز، هدف، نقش‌ها، پویایی‌­شناسی، حرکات و انواع مربوطه را تعریف می­‌کند.
"برن" در دنباله مطلب به خوبی برا انواع بازی ها مثال‌های قابل فهم زده و آنها را تحلیل می‌کند؛ به این نحو که در نهایت خواننده متوجه شرایط و روند پیش روی هر بازی شده و حالت روانی تحریک کندده بازیگران را می‌شناسد. در نهایت آنتی‌تزهای هر بازی مطرح می‌شوند که البته با توجه به تاثیر روانی استفاده از این آنتی‌تزها بر بازیگران بازخوردها و پیامدهای مختلف بررسی و تحلیل می‌شوند.
بازی­‌های خوب اما بسیار قابل توجه­‌اند چرا که در مرحله قبل از صمیمیت از روش‌­های بسیار مناسب ساخت بخشیدن به زمان محسوب می­‌شوند چرا که در آنها تمام بازیگران در نهایت رضایت خاطر به دست آورده و دچار هیچگونه تضرر نمی‌­شوند.
بخش سوم کتاب که با عنوان "فراسوی بازی­‌ها" نوشته شده ابتدا به اهمیت بازی­‌ها پرداخته و توضیح می‌­دهد که چگونه بازی­‌ها نسل به نسل منتقل می‌­شوند و کودکان از پیشینیان خود می­‌آموزند که هر بازی را با چه اسلوبی اجرا کنند. به همین ترتیب است که در جوامع مختلف بازی‌­های متفاوتی موردعلاقه  اجتماع بوده و فاصله  آن جامعه را با جوامع دیگر تعیین می‌­کند. این موضوع البته رابطه ی تنگاتنگی با پیشرفت روابط اجتماعی در یک جامعه داشته و به خوبی نشان می‌­دهد که چرا در یک کشور سطح سلامت روانی بالا بوده در صورتی که در کشور همسایه ممکن است، چنین نباشد.
در پایان "برن" به موضوع "تسلط بر خود" می‌­رسد که در واقع اساس احساس خوشبختی در فرد را پایه‌­ریزی می­‌کند. فردی که دارای تسلط بر خود است سه ویژگی بارز را در خود جای داده است: آگاهی، طیب خاطر و صمیمیت. این انسان فردی است که به علت آگاهی در لحظه  حال زندگی می­‌کند و هر لحظه  خاص را به همان صورت که وجود دارد تجربه می‌­کند و هرگز در گذشته یا آینده غرق نمی­‌شود. این فرد دارای حق انتخاب و رهایی است؛ رهایی از اجبار برای انجام بازی­‌ها و داشتن احساساتی که به وی آموخته شده است و این ویژگی طیب خاطر را در وی نشان می‌­دهد.
اما نکته  مهم اینکه صمیمیت از آنجایی که از کارکردهای "کودک" طبیعی است تنها موقعی به نتیجه  مطلوب می­‌رسد که به هیچ وجه بازی در آن رخنه نکند و به گفته  کتاب تطابق با تاثیرات "والد" است که آن را ضایع می‌کند، ولی متاسفانه این رویدادی است همه­‌گیر و جهانی. اما بیشتر نوزادان قبل از اینکه وضع روحی­‌شان آلوده و ضایع شود، محبت‌انگیزند و تجربه نشان داده ماهیت اساسی صمیمیت همین است.

ارسال نظر شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha