2783
اشتباه بزرگ والدین درباره نوجوان/کارهای ممنوعه در رابطه

اشتباه بزرگ والدین درباره نوجوان/کارهای ممنوعه در رابطه

نویسنده نی نی سایت 3 روز پیش بازدید1189

نی نی سایت: اگر نوجوان دارید، احتمالاً این صحنه برایتان آشناست؛ از مدرسه به خانه می‌آید، در اتاقش را می‌بندد، جواب سؤال‌های شما را کوتاه می‌دهد و اگر هم بخواهد درباره اتفاقی که برایش افتاده حرف بزند، خیلی زود گفت‌وگو به نصیحت و تذکر ختم می‌شود.

شاید فکر کنید نوجوان‌ها دیگر حوصله حرف زدن با والدینشان را ندارند، اما یک روان‌پزشک کودک معتقد است گاهی مشکل دقیقاً برعکس است: والدین آن‌قدر زیاد حرف می‌زنند که جایی برای حرف زدن نوجوان باقی نمی‌ماند.

دوران نوجوانی می‌تواند یکی از سخت‌ترین دوره‌ها برای رابطه والد و فرزند باشد. کودکی که تا همین چند سال قبل برای کوچک‌ترین اتفاق‌ها سراغ مادر و پدرش می‌آمد، حالا ممکن است بیشتر دنبال استقلال باشد، زمان بیشتری را با دوستانش بگذراند و حتی ترجیح دهد بعضی مسائلش را با خانواده در میان نگذارد.

تغییرات خلق‌وخو، حساس شدن نسبت به حرف والدین، تغییر ساعت خواب و استفاده از زبان و اصطلاحات متفاوت هم می‌تواند این فاصله را بیشتر به چشم بیاورد.

اما برای اینکه رابطه با نوجوان همچنان نزدیک و قابل اعتماد بماند، همیشه لازم نیست جواب همه سؤال‌ها را بدانیم یا برای هر مشکلی راه‌حل پیدا کنیم. گاهی کاری که بیشتر از هر چیز دیگری لازم است، گوش دادن است.

وقتی گفت‌وگو تبدیل به سخنرانی می‌شود

دکتر ویلو جنکینز، روان‌پزشک کودک، یکی از اشتباهات رایج والدین در گفت‌وگو با نوجوانان را بیش از حد صحبت کردن می‌داند.

او در ویدئویی که در شبکه اجتماعی تیک‌تاک منتشر کرده، به والدین توصیه می‌کند به این موضوع دقت کنند که در گفت‌وگو با فرزندشان چه کسی بیشتر حرف می‌زند.

اگر بیشتر اوقات این شما هستید که سؤال می‌پرسید، توضیح می‌دهید، نصیحت می‌کنید و در نهایت هم راه‌حل ارائه می‌دهید، شاید چیزی که بین شما و نوجوان اتفاق می‌افتد، بیشتر از اینکه گفت‌وگو باشد، سخنرانی باشد.

توصیه جنکینز ساده است: با یک سؤال شروع کنید، بعد مکث کنید و واقعاً گوش بدهید.

مثلاً وقتی نوجوان می‌گوید «امروز با دوستم دعوام شد»، لازم نیست بلافاصله بگویید «من که از اول گفته بودم با این دوستت نگرد!»

گاهی یک سؤال ساده مثل «چی شد که دعواتون شد؟» می‌تواند مسیر گفت‌وگو را کاملاً تغییر دهد.

نوجوان همیشه دنبال راه‌حل نیست

یکی از عادت‌های رایج والدین این است که به محض شنیدن یک مشکل، دنبال حل کردن آن می‌روند.

نوجوان از یک دوستش ناراحت است؛ والد می‌گوید با او قطع رابطه کن.

از مدرسه خسته است؛ والد می‌گوید بیشتر درس بخوان.

از یک امتحان بدش می‌گوید؛ والد یادآوری می‌کند که از اول هم به اندازه کافی درس نخوانده است.

اما همیشه چیزی که نوجوان نیاز دارد، راه‌حل نیست. گاهی فقط می‌خواهد احساس کند کسی حرفش را فهمیده است.

لورن یانگ، درمانگر مورد تأیید انجمن مشاوره و روان‌درمانی بریتانیا، توصیه می‌کند والدین در برابر وسوسه حل کردن فوری مشکل نوجوان مقاومت کنند. بهتر است ابتدا احساس او را جدی بگیرند و نشان دهند که حرفش شنیده شده است.

مثلاً به جای اینکه بگوییم «این که چیزی نیست، همه امتحان دارن»، می‌توانیم بگوییم: «می‌فهمم چرا این امتحان این‌قدر استرست کرده.»

همین تفاوت کوچک می‌تواند باعث شود نوجوان احساس نکند که احساساتش بی‌اهمیت یا اغراق‌آمیز تلقی شده است.

با یک سؤال شروع کنید، اما جواب را خودتان نسازید

اگر می‌خواهید نوجوان بیشتر با شما حرف بزند، سؤال‌های باز می‌توانند کمک‌کننده باشند.

به جای اینکه بپرسید «مدرسه خوب بود؟» که احتمالاً جوابش یک «آره» یا «نه» است، می‌توانید بپرسید:«امروز مدرسه چطور گذشت؟»

یا:«این روزها بین دوستات و مدرسه چه خبر؟»

یا حتی:«چیزی هست که این روزها ذهنت رو مشغول کرده باشه؟»

بعد مهم‌ترین قسمت ماجرا شروع می‌شود: منتظر بمانید.

لازم نیست بلافاصله بعد از جواب نوجوان، تجربه خودتان را تعریف کنید یا به او بگویید چه کار کند. اجازه بدهید حرفش را کامل کند.

گاهی والدین از روی نگرانی وسط حرف فرزندشان می‌پرند و می‌گویند: «من می‌دونم مشکل چیه...» اما ممکن است واقعاً هنوز ندانند.

اگر از شما گلایه کرد، سریع از خودتان دفاع نکنید

نوجوان ممکن است یک روز به مادر یا پدرش بگوید: «تو اصلاً منو نمی‌فهمی.»

شنیدن این جمله برای والدین آسان نیست. طبیعی است که بخواهید از خودتان دفاع کنید و بگویید: «این همه برای تو زحمت می‌کشم، چطور می‌گی من تو رو نمی‌فهمم؟»

اما شاید بهتر باشد قبل از دفاع کردن، یک سؤال بپرسید:«چی باعث شده این‌طور احساس کنی؟»

این جمله به معنی قبول کردن همه حرف‌های نوجوان نیست. فقط فرصتی ایجاد می‌کند تا بفهمید او دقیقاً چه چیزی را تجربه کرده است.

ممکن است نوجوان از این ناراحت باشد که هر بار درباره مشکلی حرف می‌زند، قبل از تمام کردن حرفش با نصیحت یا قضاوت روبه‌رو می‌شود.

«چرا حرف نمی‌زنی؟» همیشه جواب نمی‌دهد

گاهی والدین از سکوت نوجوان نگران می‌شوند و سعی می‌کنند با سؤال‌های پشت سر هم او را به حرف زدن وادار کنند.

«چی شده؟»

«چرا ناراحتی؟»

«با کی دعوات شده؟»

«چیزی تو مدرسه اتفاق افتاده؟»

«مطمئنی چیزی نیست؟»

اما اگر نوجوان واقعاً آمادگی صحبت کردن نداشته باشد، این فشار ممکن است باعث شود بیشتر عقب‌نشینی کند.

گاهی جمله‌ای مثل «هر وقت خواستی حرف بزنی، من هستم» پیام مؤثرتری دارد.

هدف این نیست که نوجوان را مجبور کنیم همان لحظه همه احساساتش را توضیح دهد. هدف این است که بداند وقتی آماده شد، یک نفر را برای شنیدن حرف‌هایش دارد.

اعتماد در لحظه‌های معمولی ساخته می‌شود

دبی کینان، روان‌درمانگر و عضو انجمن مشاوره و روان‌درمانی بریتانیا، می‌گوید هدف همیشه نباید این باشد که نوجوان فوراً «درد دلش را باز کند».

اعتماد معمولاً در لحظه‌های کوچک و روزمره شکل می‌گیرد؛ نه الزاماً در گفت‌وگوهای خیلی جدی و طولانی.

ممکن است نوجوان هنگام شام یک جمله درباره دوستش بگوید، در ماشین از اتفاقی که در مدرسه افتاده تعریف کند یا قبل از خواب از چیزی که ذهنش را مشغول کرده حرف بزند.

اگر در همین لحظه‌های ساده با دقت گوش کنیم و سریع سراغ قضاوت، نصیحت یا مقایسه نرویم، احتمال بیشتری دارد که نوجوان در موقعیت‌های جدی‌تر هم سراغمان بیاید.

گوش دادن به معنی بی‌قانونی نیست

البته گوش دادن به نوجوان به این معنی نیست که والدین باید همه رفتارهای او را بپذیرند یا هیچ مرزی برایش تعیین نکنند.

نوجوان همچنان به قانون و چارچوب نیاز دارد؛ درباره ساعت خواب، استفاده از گوشی، مدرسه، رفت‌وآمد و نحوه رفتار با دیگران.

تفاوت در این است که می‌توان این مرزها را با آرامش و احترام تعیین کرد، نه با ترساندن و تهدید.

مثلاً به جای اینکه گفت‌وگو درباره گوشی همیشه با «اگه دوباره شب گوشی دستت باشه، برای همیشه ازت می‌گیرمش» شروع شود، می‌توان درباره زمان استفاده از گوشی صحبت کرد و دلیل قانون خانه را هم توضیح داد.

والد همچنان می‌تواند مرز مشخصی داشته باشد، اما نوجوان احساس نمی‌کند برای شنیده شدن باید با والدینش وارد جنگ شود.

وقتی نوجوان حرف می‌زند، اول از اعتمادش تشکر کنید

گاهی یک نوجوان بعد از مدت‌ها بالاخره درباره مشکلی با مادر یا پدرش حرف می‌زند. شاید موضوع برای بزرگسال ساده به نظر برسد، اما اینکه نوجوان تصمیم گرفته آن را با شما در میان بگذارد، خودش اتفاق مهمی است.

در چنین شرایطی، قبل از هر چیز می‌توان گفت:

«ممنون که بهم گفتی.»

یا:«خوبه که اومدی با من حرف زدی.»

این جمله‌ها ساده‌اند، اما به نوجوان نشان می‌دهند که حرفش ارزش شنیده شدن دارد.

بعد می‌توانید از او بپرسید که آیا فقط می‌خواهد شما گوش بدهید یا دوست دارد با هم درباره راه‌حل فکر کنید.گاهی همین سؤال، جلوی بسیاری از نصیحت‌های ناخواسته را می‌گیرد.

والد موفق، همیشه والدِ راه‌حل‌دهنده نیست

از نظر جنکینز، گوش دادن بیشتر به جای سخنرانی کردن، یکی از ویژگی‌های مهم والدینی است که می‌خواهند رابطه خوبی با نوجوانشان داشته باشند.

حفظ آرامش در زمان بروز مشکل، پذیرفتن اشتباهات خودمان و تلاش برای جبران آنها و تعیین مرزهای رفتاری با محبت، نه از طریق ترساندن، هم از دیگر بخش‌های این رابطه سالم است.

نوجوان قرار نیست همیشه حرف والدین را بپذیرد و والدین هم قرار نیست همیشه با تصمیم‌های او موافق باشند. اما چیزی که می‌تواند در این سال‌ها حفظ شود، احساس امنیت و اعتماد است.

شاید نوجوانتان همیشه نخواهد حرف بزند. شاید بعضی روزها فقط جواب کوتاه بدهد و در اتاقش را ببندد. این بخش از نوجوانی عجیب نیست.

اما اگر بداند وقتی بالاخره تصمیم گرفت حرف بزند، قرار نیست با یک سخنرانی طولانی، مقایسه با بچه‌های دیگر یا جمله «من که از اول گفته بودم» روبه‌رو شود، احتمال بیشتری دارد که دوباره سراغ شما بیاید.گاهی برای نزدیک ماندن به نوجوان لازم نیست بیشتر حرف بزنیم.

فقط کافی است کمی بیشتر گوش کنیم.

 

ارسال نظر شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید