۷۰ درصد از ایست های قلبی در خانه اتفاق میافتد
طبق اعلام سازمان اورژانس کشور، واقعیتی نگرانکننده وجود دارد: حدود ۷۰ درصد از ایستهای قلبی نه در بیمارستان، بلکه در خانه یا محیط کار رخ میدهد؛ جایی که اولین افرادی که با بیمار روبهرو میشوند، اعضای خانواده، دوستان یا همکاران هستند، نه پزشکان و پرستاران.
جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، با اشاره به این آمار تأکید کرده است که لحظات ابتدایی بروز ایست قلبی، حیاتیترین زمان برای نجات جان بیمار است. به گفته او، «زمان طلایی» برای اقدام مؤثر، ۵ تا ۱۰ دقیقه نخست پس از مشاهده علائم است؛ دقایقی که میتوانند مرز میان زندگی و مرگ باشند.
چرا ۱۰ دقیقه اول بروز علائم سکته قلبی مهم است؟
در ایست قلبی، قلب ناگهان از تپش مؤثر بازمیایستد و خونرسانی به مغز و سایر اندامهای حیاتی قطع میشود. مغز تنها چند دقیقه میتواند بدون اکسیژن دوام بیاورد. اگر در همان دقایق اولیه عملیات احیای قلبی ـ ریوی (CPR) آغاز نشود، احتمال آسیب جدی مغزی یا مرگ بهطور چشمگیری افزایش مییابد.
این در حالی است که در شهرهای بزرگ، با وجود ترافیک و فاصلهها، رسیدن آمبولانس در کمتر از ۱۰ دقیقه همیشه ممکن نیست. بنابراین تا پیش از رسیدن نیروهای امدادی، این اطرافیان بیمار هستند که میتوانند با اقدامات ساده اما حیاتی، شانس زندهماندن او را چند برابر کنند.
در مواجهه با فردی که سکته قلبی کرده چه کار کنیم؟
اگر با فردی روبهرو شدید که ناگهان بیهوش شده و به ایست قلبی مشکوک است، قبل از هر چیز آرامش خودتان را حفظ کنید، سطح هوشیاری او را با صدا زدن و تکان ملایم بررسی کنید و فوراً با اورژانس (۱۱۵) تماس بگیرید یا از فرد دیگری بخواهید این کار را انجام دهد.
اگر بیمار نفس نمیکشد، بلافاصله احیای قلبی–ریوی را شروع کنید؛ یعنی در مرکز قفسه سینه با دستهای صاف و قفلشده، ماساژهای محکم و پیوسته انجام دهید (حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ فشار در دقیقه) و این کار را بدون وقفه ادامه دهید تا نیروهای امدادی برسند یا علائم حیاتی بازگردد، بنابراین باید از قبل آموزش های لازم را دریافت کرده باشید. اگر دستگاه شوک خودکار (AED) در دسترس است، آن را طبق دستور صوتی دستگاه به کار ببرید. این چند دقیقه نخست، حیاتیترین زمان برای حفظ جریان خون به مغز و افزایش شانس زندهماندن فرد است.
آموزش همگانی؛ یک ضرورت نه یک انتخاب
رئیس سازمان اورژانس کشور معتقد است آموزش کمکهای اولیه باید به یک مهارت عمومی تبدیل شود؛ مهارتی مانند رانندگی یا کار با تلفن همراه. او میگوید اگر اعضای خانواده، کارمندان ادارات، دانشآموزان و دانشجویان با اصول اولیه احیای قلبی و نحوه برخورد با شرایط اضطراری آشنا باشند، میتوانند تا زمان رسیدن اورژانس، جان فرد را حفظ کنند.
کمکهای اولیه شامل اقداماتی ساده اما تعیینکننده است؛ از جمله بررسی هوشیاری فرد، تماس سریع با اورژانس، آغاز ماساژ قلبی در صورت قطع تنفس یا نبض و در صورت دسترسی، استفاده از دستگاه شوک خودکار (AED). این اقدامات نیاز به تخصص پزشکی پیشرفته ندارند، اما آموزش صحیح و تمرین عملی میطلبند.
نقش خانوادهها در نجات جان عزیزان
از آنجا که بیشتر ایستهای قلبی در خانه اتفاق میافتد، خانوادهها اولین حلقه امدادرسانی محسوب میشوند. تصور کنید یکی از عزیزانتان ناگهان دچار بیهوشی و قطع تنفس شود؛ آیا میدانید چه باید بکنید؟ آیا میتوانید در همان لحظات اولیه، بدون ترس و سردرگمی، ماساژ قلبی را شروع کنید؟
آموزش دیدن باعث میشود در شرایط بحرانی، بهجای وحشتزدگی، با تمرکز عمل کنیم. حتی چند دقیقه ماساژ صحیح قلبی میتواند جریان حداقلی خون به مغز را حفظ کند و فرصت بیشتری برای رسیدن نیروهای اورژانس فراهم آورد.
هر کدام از ما یک نجاتدهنده بالقوهایم
واقعیت این است که ایست قلبی میتواند برای هر فردی، در هر سن و هر مکانی رخ دهد. داشتن دانش و مهارت اولیه، نهتنها برای کمک به دیگران، بلکه برای آرامش خاطر خودمان نیز ضروری است. وقتی بدانیم در شرایط بحرانی چه باید بکنیم، احساس کنترل بیشتری خواهیم داشت.
شاید آموزش چند ساعته کمکهای اولیه، روزی جان یکی از نزدیکترین افراد زندگیمان را نجات دهد. در شرایطی که زمان، مهمترین عامل بقاست، آمادگی ما میتواند همان تفاوت حیاتی باشد.
پیام اصلی روشن است: ما میتوانیم اولین حلقه نجات باشیم.