موضوع بحث

امان از کمبود وزن بچه ها، نگرانی مامانا ( شعبه ی 2)

| 1396/01/15 | 15:15 2027 بازدید
فرناز جان من tres orix میدم. رو مهراد که خیلی تاثیر داره. باور کن اثرش رو دقیقا بعد از 12 ساعت به طور مشهود میبینم
1391/04/09
|
16:55
السا جان چرا به خاطر حرف بقیه این قدر خودت رو ناراحت میکنی؟ من هر کس در مورد لاغری و بد غذایی مهراد چیزی بگه میگم به من و باباش رفته. اون طرف هم دیگه ساکت میشه. بی خودی خودت رو ناراحت نکن. وگرنه 2 روز دیگه بچه مدرسه میره. تو جامعه میره و مردم هم که همش حرف میزنن. نمیشه آدم زندگیش رو به خاطر حرف بقیه به خودش تلخ کنه. مادر شوهر من هر وقت چیزی بگه میگم بردمش دکتر گفته همه چیش خوبه و نرماله. حتما که نباید چاق باشه. باید سالم باشه.
1391/04/09
|
16:59
مرسی کارن و فرناز جون ایندفه دوباره سعی میکنم ببینم اینطوری میخوره یا نه
1391/04/09
|
17:35
برای پرواز کردن اول باید ایستادن ، راه رفتن و بالا رفتن را آموخت
پرواز کردن با پرواز کردن آغاز نمی شود
خانوما لطفا یه نفر منو درباره شربت کلسیم که برای رشد قده کمک کنه
1391/04/09
|
17:55
سلام دوستای نازنینم
همگی خوبین؟
ممنون مرضیه جون منم اینکارو میکنم از اعصاب خوردی که بهتره باز وقتی برگشتیم شربتو قطع میکنم

راستی تریس اوریکس که به مهراد جان میدی خوابش چجوریه؟ منظورم اینه که گیج نمیشه؟ چون من مجبورم به محمدمهدی شبا شربتو بدم وگرنه کل روز گیجه شبم که بدم باز نصفه شب از گشنگی غرغر میکنه

نیکی جان من چیزی نمیدونم دوستای دیگه کمکت میکنن
ولی فکر میکنم مثل زینک پلاس باید یه دوره در سال بدی


1391/04/09
|
18:05
سلام مامانا
خوبین؟ عصر جمعه تون به خیر و خوشی
فرناز جون ممنون. ما خوبیم. محمدحسن داره دندونای نیش پایینش میزنه بیرون خیلی بد خواب و بد غذا شده ولی کلا از 1 سالگیش به بعد خیلی راحت تر از قبل غذا میخوره. ولی اگر نخواد بخوره انقد گریه میکنه تا بیخیالش میشم.
مامان کیارش جون پسر من مولتی ویتامین رو که میدادم بهش سریع تف میکرد یا یه وقتایی دهنش قفل قفل میشد. من یه قطره چکون از شربتای قبلی نگه داشته بودم میدادم بهش باهاش بازی میکرد و میکرد دهنش کم کم رفاقتی با قطره چکون پیدا کرد و از دیدنش ناراحت و عصبانی نمیشد. الان اصلا برای خوردن هیچ دارویی اذیتم نمیکنه. کلا سرگرمش کنی و بهش دارو بدی خیلی بهتره تا زورکی. باید فکر این بود که 2-3 سالی باید مولتی ویتامین بهش بدی.
کارن جون پسرمنم 14 ماهه بود که راه افتاد. اصلا به حرف مردم اهمیت نده. یکی از فامیلامون میگفت بچه های من 4 ماهگی دندوناشون کامل بود، 6 ماهگی راه میرفتن. تا یه سالگی کامل حرف میزدن!
بعضیا فقط بیماری مادر آزاری دارن. بهش تمرین بده . انشاالله زود راه میفته.
یه مامانی درباره کلسیم پرسیده بود. به خاطر اینکه باید با آب زیاد خورده بشه و ممکنه کلیه رو در درازمدت اذیت کنه و اینکه اضافه بودن کلسیم بدن هم یه سری مشکلات داره میگن در سال یه دوره بدین. من کلسیکیر میدادم و راضی بودم.


فرناز جون محمدحسن 15 تیر پارسال 7350 بود. امسال حدود 9200.
1391/04/09
|
18:32
سلام به همگی مرضیه جون چرا پستتو پاک کردی من ادم خیلی پر ظرفیتی هستم از انتقاد اصلا ناراحت نمیشم
در مورد غذا دادن به زور بخدا وقتای بود که دخترم مثلا یه هفته هیچی نمیخورد طوری که اصلا دور چشماش کبود میشد حال نداشت دهنش بو میگرفت بخاطر اینکه معدش خالی بود با اینکه دندونهاش سالم بود . گرسنه بود اما غذا نمیخورد منم میدیدم ضعف داره اعصابم قاطی میشد به زور بهش میدادم یکم بهتر میشد بعد که دوباره ولش میکردم ومیگفتم خودش میخوره باز روز از نو و روزی از نو به خاطر همین مجبور میشدم بعضی وقتها به زور متوسل بشم من روزهای رو گذروندم که از یاد اوریش حالم بد میشه بخدا انقدر غصه میخوردم که یاداوریش هم منو ناراحت میکنه امیدوارم همه ی بچه های بد غذا اشتهاشون خوب بشه و مادر پدری غصه نخوره
1391/04/09
|
18:55
عاطفه جان ترس اوریکس خیلی روی خوابش تاثیر نداره. شاید بعد از ظهر یکم بیشتر بخوابه ولی وقتی بیداره گیج نیست. البته منم شب بهش میدم. یه 2.5 سی سی هم بیشتر نمیدم. یه وعده.
ای جان این محمد مهدی تو شکمو هه که نصف شب گرسنه میشه و بیدار میشه. قربونش برم خیلی نمک.

تینا جان در مورد دخترت میدونی چرا وقتی گرسنه میشده غذا نمی خورده که ضعف میکرده و بی حال میشده؟؟؟ چون اون موقع که به زور بهش میدادی غذا خوردن براش یه خاطره بد و شکنجه محسوب میشه و وقتی گرسنه میشه حتی اگه فکر کنه غذا حالش رو خوب میکنه یاد شکنجه و خاطرات بد می افته و طرف غذا نمیره. یواش یواش با غذا قهر میکنه و موقع غذا مادرش رو هم به چشم یه آدمی میبینه که دوستش نداره و می خواد اذیتش کنه. من اینا رو تو یه کتاب خوندم.
باید یه کاری کنی بچه با غذا آشتی کنه. دکتر به من گفت بچه زیر یک سال رو راحت تر میشه با غذا آشتی داد ولی هرچی سن بچه بیشتر بشه و روش غلط ادامه داشته باشه، آشتی دادن بچه با غذا سخت و سخت تر میشه. شاید واقعا دیگه تحمل آدم به اون حد نرسه که بتونه بچه 3-4 ساله رو با غذا آشتی بده. در ضمن بچه تا کوچیکه میشه به زور بهش داد. هر چی بزرگتر بشه مقاومتش بیشتر میشه و لجباز تر میشه و مثلا مادر دیگه زورش به بچه 4-5 ساله نمیرسه.
تینا جان گفتی انتقاد پذیری نوشتم. ناراحت نشی از حرفام؟؟؟
1391/04/09
|
20:57
سلام به همگی مرضیه جان اصلا هم ناراحت نشدم راستش دختر من اصلا اینطوری نیست میدونی دخترم به غذا اهمیت نمیده مثلا اگر دوستش اومده باشه برای بازی خونمون برای صبحونه مثلا یک لیوان شیر میخوره میره .هر چی هم صداش کنی نمیاد اما یه روز دیگه که کسی نیست باهاش بازی کنه میاد کلی صبحانه میخوره بخاطر همین وزنش اضافه نمیشه چون یه روز میخوره یک روز نمیخوره یا یه وقتای که مهمون داریم غذا خیلی کم میخوره چون فکر میکنه بازی مهمتر از غذاست یا مثلا میبینی از صبح تا شب میوه نخورده وقتی بهش میگم برو میوه بخور میگه اخ اصلا یادم رفته بود بعد میره میخوره بعضی وقتها فکر میکنم الزایمر داره در ضمن انقدر پر تحرکه که خدا میدونه همش درحال جنب وجوشه همش کالری میسوزونه واسه همین جون نمیگیره
1391/04/10
|
03:29
سلام

کارن جون کاملا میدونم مدل هفل هشت چیه!!!!!!!!!!!!!! با تمام وجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود!
1391/04/10
|
08:45
فرنازی

منم نگران توقف کامل رشد آرتین هستم چون آهنگ رشد قدش خیلی خوب بود ولی یهو موند! اگه از اول اینجوری بود نگران نمیشدم!

بی خیال!
1391/04/10
|
08:47
دیشب دکتر دوست همسرم خونمون بود. خیلی آدم به روز و با سوادیه. خیلی قبولش دارم همه جوره!

دیشب میگفت اینقدر گیر نده به آرتین

بعضی بچه ها رشد سرشتی دارن یعنی سرشتشون اینه که یهو قد میکشن یهو وزن میگیرن یهو زبون باز میکنن یهو راه میرن!

میگفت تا وقتی علائم بیماری وجود نداره نباید نگران شد!

میگفت زمینه ارثی هم خیلی مهمه و اگه زمینه ارثی دارن مثلا پدر و مادره هر دو استخونی هستن چجوری انتظار دارید که بچه هیکلی باشه!

البته میگفت یه موقعی هم بحث ژن مخفی هستش! مثلا پدر و مادر هر دو قد کوتاه اما بچه قد بلند! به این میگن ژن مخفی !

یعنی مثلا پدربزرگی، پدرپدربزرگی، پدر پدر پدربزرگی، پدر پدر پدر پدربزرگی!!!!!!!!! (بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟) قدش بلند بوده تو بقیه نسل مخفی مونده تا رسیده به این!

و آخرش دید من گیر کردم و هی میگم پس چرا بعضی بچه ها اینجوری اونوجوری

اخرش گفت برو اینو سرچ کن:

Constitutional Growth Delay

حالا اگه سرچ کردم و وقت کردم براون نتیجه رو میگم
1391/04/10
|
08:52
بحث شیرین مادر شوهر شد منم یه چیزی بگم!

البته قبلش بگم مادرشوهر من یه خانم به تمام معناست و خیلی آدم خوبیه واقعا، خیلی مهربونه و خیلی دلسوز

اما خب خصوصیات عجیب غریب خودش رو هم داره که شاید یک دهم درصد آدمهای روی کره زمین داشته باشن! با اوناش کاری ندارم!

اما جالبیش اینه که من از همون روز اول با آرتین خیلی حرف زدم یعنی باور کنید تو این بیست و یک ماهه اندازه تمام عمرم فکم جنبیده! همه چی رو توضیح دادم و آرتین زود به حرف اومد! هفت ماهگی اولین کلمه رو گفت که بابا بود! دومیش هم برق بود که چند روز بعدش گفت! (اینجا رو پارتی بازی کردم رشته خودم برق بوده برق یادش دادم!!!)

الانم ماشالله خیلی خوب حرف میزنه و جمله های پشت سر هم میگه! البته اولش کامل نمیفهمی چی میگه اما یکی دو روز پیشش باشه کامل میتونه تمام حرفاش رو ترجمه کنه!

بعد اونروز مادرشوهرم بدون اینکه بحثی چیزی هم باشه میگه میدونی چرا آرتین زود حرف زد و خوب حرف میزنه!

با خودم گفتم الانه که بالاخره یه تعریفی هم از ما بکنه بعد اینهمه سال و بگه خیلی باهاش کار کردی!گفتم نه! نمیدونم!

گفت چون فقط گوشت گوسفند خورده!!!!!!!!!!!!! چون گوشت گوسفند گرمه بچه زود زبون باز میکنه!!!!!!! اگه گوشت گاو میخورد هنوزم زبون باز نمیکرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

پینوشت: آرتین آلرژی به پروتئین گاو پیدا کرد!!! از اول نداشت چون تا سه ماهگی خوب خوب بود بعد که من خودمو بستم به اون لیدی میل آشغال آلرژی گاوی شد!!!! و گوشت گاو هم دکتر گفته بود نخوره تا شونزده ماهگی که تست کردم و دیگه خوب شده بود!!!

هرچند دکتر دوستمون دیشب میگه من هنوزم مطمئنم تو خودتو سرکار گذاشته بودی و آلرژی آرتین خیلی زودتر از اینا خوب شده بوده!!!!!!!!!!!!
1391/04/10
|
09:10
مادربزرگم همیشه میگه: حرف خونواده شوهر سر میشکنه!!!!!!!!!!!!

خب دیگه یه کم غیبت کردم راحت شدمممممممممممممم!
1391/04/10
|
09:13
سلام دوستان گلم ، خوبید همگی ؟ من یه مدت اینجا نبود م و از هیچی خبر ندارم میشه بگید پامچال کیه؟ همون مهدیه خودمونه دیگه؟ اسم عوض کرده؟
1391/04/10
|
09:19
بچه ها من امروز یه سوال خیلی خیلی مهم ازتون دارم لطفا" درست و کامل بهم جواب بدید چون قلبم داره از تو سینم در میاد ! خیلی نگرانم...........................!

1- دخترم من 18 ماهشه و 9 کیلوئه
2- رفلاکس معده داره
3- غذا نمیخوره بشدت بدغذاست فقط شیر خودم رو میخوره ، اونم چون شاغلم و نصف روز نمیبینمش با گرسنگی می گذرونه ( شیرخشک هم اصلا" لب نمیزنه ، شیرهای دیگه هم نمیخوره)
4- بد داروه به شدت به خاطر همین 9 ماهی میشه که لب به قطره آهن و مولتی ویتامین نزده چون تا میخوردش میرختش بیرون !
5- الان تازه دارو میخوره ولی به چه قیمتی؟ رشدش کمه قدش کوتاهه دندونهاش دارند خراب میشند و همه اینها به خاطر کمبود ویتامنیه حالا بردمش دکتر براش آسماویت نوشته گفته روزی 5 سی سی بدم به نظرتون این مولتی ویتامین میتونه کمبود ویتامین هاش رو جبران کنه؟ کسی تا الان به بچش داده؟ باید قطره آهن هم در کنارش بهش بدم ؟
حالا هر کی از راه میرسه میکه اگه تا الان ویتامین ها و آهنش رو خورده بود اینقدر کمبود رشد نداشت دندون هاش در می اومد و هزار حرف دیگه منم خیلی از این بابت ناراحتم احساس میکنم خیلی بی عرضم که نتونستم ویتامین هاش رو بدم احساس میکنم شاید راه و روش های دیگه ای بود که اگه بهش میدادم اینجوری نمیشد ... خیلی خیلی عذاب وجدان دارم و ناراحتم ... ای خدا ... چیکار کنم
1391/04/10
|
09:28
من از نوزادی به پسرم کلسیم میدادم نوزاد بود 5 قطره استی کیر و یه کلسیم دیگه تا 2 سالگی هم میخورد
الان میخوام پدیا شور بخرم چه جوری باید بدم چند بار در روز و ایا اصلا تاثیری داره و قیمتشم بهم بگید
1391/04/10
|
12:49
سلام

مامان توسا جون حتما اسماویت رو بگیر و بهش بده در کنارشم قطره اهن بده بچه هایی که بد غذا هستن باید تا دوسالگی حتما قطره اهن رو بخورن و اگه بتونی هروز بهش ابمیوه بدی عالیه یا حت یبا این میوه های تابستونی مثل هلو و زرد الو و سیب کمبوت درست کنی هم ویتامین داره و هم کلی کالری داره

ازاده جون به ازای 40 سی سی اب یه بیمونه بدیا شور بریز اگه بسرت طعمش رو دوست داشته باشه که خیلی خوبه و ححتما وزن می گیره بسرت چند وقتشه؟اگه بالای دو سال هست می تونه ورزی 6 تا 7 بیمونه بخوره

هانا جون من که دیگه ذق کردم ولی خداروشکر کوتاهی قد آندیا به خانواده همسرم رفته اینه که هیچی از قدش تنمی گن چون می دونن من سریع می گم مثل شما شده یه بار دکتر به منم گفت اگه شما و همسرت کوتاه بودید احتمال بلند قد شدن اندیا بیشتر میشد جریان همون ژن بنهان

مهدیه من که با تو قهرم این همه بارت بست می ذارم تحویل نگیرهاااااااا خوب

ممول برای توهم یه بست گذاشتم نمی دونم خوندی یانه به هر حال من کلانتر محلم دیگه این چیزا از چشمم مخفی نمی مونه

ازاده جون راستی کلسیم رو هروز می دادی؟حتما باهاش آب زیاد می دادی چون کلسیم خیلی سریع رسوب می کنه و به کلیه اسیب می زنه راستی ازاده یادم رفت بگم هروقت عکس کاربری بسرت رو می بینم یاد حرف خودت می افتم تنسی تاکسی دو آخه دلت میاد بسر به این نازی آخی
1391/04/10
|
14:59
سلام من اومدم خسته و مرده و درب و داغون ! برین کنار انرژیا رد شن

خب ما هنوز جریان مهد رفتنمون ادامه داره باور نمیکنین چه کمری داره از من میشکنه هر روز باید بچمو با گریه تحویل مربیش بدم خودم گریه میکنم علیرضا گریه میکنه خودم گریه میکنم علیرضا... خلاصه این قسمتاش خیلی ربطی به تاپیک نداره تو فکرم یه تاپیک بزنم اگه وقت بشه.
قسمتی که مربوط به اینجا میشه اینه که علیرضای بنده توی مهد خودشو یه بولدوزر نشون داده که هر چی خوراکی دم دستش باشه میبلعه باور کنین کیفشو اینقدر از خوراکی سنگین میکنم که بچم نمیتونه ببره ولی ظهر که میاد خونه کیفه خالیه ! جل الخالق نمیدونم این چه مدلشه والا چی بگم شایدم بچه های دیگه یا شایدم مربیش میخورن آخه مگه میشه؟ مربیش میگه من اصلا کاری بهش ندارم خودش همون اول که میاد چون یه کمم غریبی میکنه میره یه کنار میشینه و کیفشو باز میکنه و هر چی توش هستو میخوره ! بیاید بگید ببینم ازین نمونه ها تا حالا دیدین یا نه !

فرناز مهدیه فعلا گور به گور شده دسترسی به اینترنت نداره براش پست نذار خسته میشی الکی.

اون جریاناتم باید یه شب تو کلوپ خلوت کنیم مفصل بخندیم اینجوری نمیشه :)
1391/04/10
|
15:33
ارسال پاسخ و نظر شما