موضوع بحث

فردا 7 صبح میرم بیمارستان برای زایمان با آمپول فشار

| 1389/06/11 | 20:05 23 بازدید
موضوع بحث: فردا 7 صبح میرم بیمارستان برای زایمان با آمپول فشار
سلاممممممممممممممم به مامان گلا... امروز 40 هفتم تمام شد و این پسملی قصد نداره که بیاد بیرون قرار بر این شد که فردا 7 صبح برم بیمارستان و بهم آمپول فشار بزنن و در ضمن از اپیدورال هم استفاده کنم تو را خدا اگر کسی تجربه مثل من داشته بهم بگه... میترسم آخر دهانه رحم 10 سانت باز نشه و خدای نکرده خطری برای نی نی باشه و سزارین بشم.... امروز هم که دکتر معاینه کرد اصلا دهانه رحم باز نشده بود...... هم برام دعا کنید و هم اگر تجربه ای دارید بهم بگید........... یک دنیا ممنون
1389/06/10
|
14:26
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکیکه همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد
بارسین چقدر حلال زاده ایی ..همین چند دقیقه پیش تو تاپیک روانشناسی شخصیتهای نینیسایت یادت را کردم .
1389/06/10
|
14:33
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
آزرمممممممممممممممممممممممم همین الان برات ایمیل دادم گلم خوبیییییییییییییییی
1389/06/10
|
14:33
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکیکه همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد
گفتم دلم برای بارسین تنگ شده یکدفعه تاپیکت را دیدم خواهر.من مطمئنم یک زایمان راحت و عالی در انتظارته
1389/06/10
|
14:33
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
وای بارسین به قران گریه ام گرفت .خدایا چقدر بزرگی تو.همین الان اخه یادت کردم .عجب دنیایی هست
1389/06/10
|
14:34
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
سلام عزیزم منم چهل یگ هفته رو تموم کردم تا نی نیم اومد منم رحمم باز نشد غیر 4 سانت و در اخرین لحظات سزریان کردن و هیچ مشکلی به وجود نیومد تازه بهتر از طبیعی بود ولی نامردها گذاشتن 3 روز درد طبعی داشته باشم حالا امیدوارم با سوزن فشار رحمت باز بشه و نخوای سزریان بشی موفق باشی و اصلن نگران نباش
1389/06/10
|
14:35
بارسین جون اون لحظه که درد داری از خدا بخواه کار من و شوهرم هم حل بشه و خوشحال بشیم اجی
1389/06/10
|
14:35
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
بارسین جون اصلا نگران نباش خودم صلوات حضرت زهرا نذر میکنم که راحت زایمان کنی به سلامتی.خودت هم توسل به حضرت زهرا کن و اروم و سرحال فقط به چیزهای مثبت فکر کن
1389/06/10
|
14:37
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
http://ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=47002&PageNumber=10 تو این تاپیک نوشتم دلم تنگت شده
1389/06/10
|
14:42
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
مامان الا خدا نکنه من بعد از آن همه درد سزارین بشم بخدا تا الان که پایان هفته 40 هست فقط بخاطر طبیعی صبر کردم اصلا دوست ندارم سزارین بشم.... البته این هم بگم که هر لحظه خودم بگم میبرنم سزارین این چینی ها از پول بدشون نمیاد گلمممممممممممم
1389/06/10
|
14:44
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکیکه همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد
آزرم گلم بخدا تا آنجا که بتونم درد بهم فشار نیاره همه دوستای خوب نی نی سایت را دعا میکنم ... در ضمن همین امروز فهمیدیم که ویزامون را برای یکسال دیگه بهمون دادن که این خودش خیلی خیلی خبر خوبی بود تا سال دیگه خدا خیلی خیلی بزرگه
1389/06/10
|
14:45
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکیکه همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد
انشالله به سلامتی زایمان میکنی و فردا نی نی تو بغلته .....
1389/06/10
|
14:46
نه بارسین جون طبیعی زایمان میکنی عزیزم.اخه شما ورزشکاری گلم .اعتماد به نفس و روحیه مهمترین عامل برای زایمانه.فقط زور بزن و اعتماد به نفس داشته باش همین کافیه
1389/06/10
|
14:46
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
خدا را شکر عزیزم چقدر خوشحالم کردی .پا قدم گل پسرت بوده عزیزم.
1389/06/10
|
14:47
ماشاء الله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.
عزیزم نگران نباش خدا خودش مامانای مهربون رو کمک میکنه امیدوارم زایمان راحتی داشته باشی و نینی نازت زودتر بیا تو بغلت
1389/06/10
|
15:49
سلام بارسین جون

پیشا پیش قدم نو رسیده مبارک
من 40 روز قبل زایمان طبیعی داشتم وشرایطم دقیقا مثل شما بود یعنی وارد هفته 41 شده بودم و اصلا درد زایمان نداشتم و دکترم گفت باید امپول فشار بزنی --منم خیلییییی استرس داشتم و میترسیدم دهانه رحمم باز نشه و مجبور به سزارین بشم چون اون لحظه که من رفتم رو تخت زایمان دهانه رحمم 2 سانت باز شده بود--خلاصه امپول که زدند بعد از 20 دقیقه درد هام شروع شد(مثل درد پری) ولی خیلی زود هم فاصله بین دردهام کم شد هم زود دردهام شدید شد--و بعد از یکی دو ساعت دهانه رحمم 6سانت باز شد و در نهایت از اون لحظه که امپول زدند تا زایمان کردم 5 ساعت طول کشید که به نسبت خیلی افراد که بدون امپول درد زایمان می کنند زمان کمی بود-من اپیدورال هم کردم از شدت درد هام تا حدی کم کرده بود ولی طوری نبود که اصلا درد نداشته باشم ولی کسایی هستند که اپیدورال کردند و راضی هم بودند-در هر حال نگران نباش -- انشالله زایمان راحتی خواهی داشت و نی نیت زود میاد تو بغلت- خانمی اگه بازم سوالی داشتی بپرس
1389/06/10
|
15:56
sana 89 یک دنیا ازت ممنون که وقت گذاشتی و جواب دادی.... گلم من امروز که بیمارستان بودم فقط نیم سانت باز شده بود من فقط همان 4 سانت اول را خیلی میترسم میگم نکنه که خیلی درد بکشم.... بعدش که اپیدورال استفاده کنم انشاالله که به حق 5 تن من از آنهای باشم که کاملا بی حس بشه بدنم... نگرانیم هم از این هست که بعد از یه عالمه درد ببرنم سزارین .... خوش به سعادت شما که راحت شدی گلم...
1389/06/10
|
16:02
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکیکه همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد
barsine aziz...man ham holand zendegi mikonam...sharayete man daghighan mese shoma bood..man ham ba ampoole feshar zaymanam shooroo shod vali bad az 24 saat dahane rahemem faghat 4 sant baz shode bood va pishraft nadash va dar akhar sezarian shodam....vali man az 24 saat darde tabii hichiiiiiiiiiiiii nafahmidam chon epidoral dashtam aliiiii bood kheeeeeeeeeyli razi boodam vaghean hichi nafahmidam...be khatrere hamin aslan negaran nabash ta 4 sant eyne peryode dardesh epidoral aliye shak nakon
1389/06/10
|
16:12
برسین جونم ایشالله فردا یه زایمان عالی و راحت داشته باشی دوست خوبم. منم شاید فردا زایمانم بود اگه بود حتما برات دعا میکنم. تو هم یادت بود برای همه مامان ها و من دعا کن خانومی. منتظر خبر خوش زایمان راحتت هستیم تو تاپیک شهریوری ها و عکس بارسین خوشگلت.
1389/06/10
|
16:28
Lilypie Pregnancy tickers
خواهش میکنم عزیز

درسته که درد زایمان سخته ولی باور کن غیر قابل تحمل نیست فقط سعی کن که با دکتر و ما ما ها همکاری کنی -همراهی شوهرت تو اتاق زایمان از لحاظ روحی خیلی کمکت میکنه--انقباض های قبل از 4-5 سانت دردناکه ولی اصل دردها مال اواخر زایمان و وقت زایمانه که اون زمان اپیدورال کردی و حتما موثره-باز برایت زایمان راحتی را ارزو میکنم
1389/06/10
|
16:44
ارسال پاسخ و نظر شما