موضوع بحث

معجزات امام رضا (ص)

| 1396/01/15 | 20:38 999 بازدید
شیطونک جون به خاطر این گفتم شیطونی چون غذاتو هم از امام رضا میگیری
ولی من اونقدر بی عرضه ام که هنوز نتونستم سلامتیمو ازشون بگیرم.
1392/05/22
|
11:33
مهسا خاطره ات رو که خوندم زدم زیر گریه

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
1392/05/22
|
12:06

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبيم        دولت صحبت آن مونس جان،  ما را بس

ما یه فامیلی داشتیم که سی سال پیش تازه عروس بوده و شوهرش یک شمر به تمام معنا بوده و طلاقش هم نمیداده تا اینکه صاحب دو پسر میشه و اون موقع 25 سالش بوده. اونقدر زندگیش بد بوده که مادر دختره آرزوی مرگ دخترشو داشته! بیچاره دختره داشته از دست مرده روانی میشده.
بعد دختره همراه با چند نفر از فامیلا میرن قم مسافرت.بچه هاشو نمیبره.
توی حرم حضرت معصومه موهاشو میکنه و میبنده به ضریح و حضرت معصومه رو قسم میده که دیگه بر نگرده و همونجا بمیره!!!
وقتی که بر میگردن تصادف سختی میکنن و فقط همون خانم میمیره.پنج شش نفر بودن تو ماشین.این قضیه تو فامیل ما معروف شده. فقط راننده هم که پسر عموی بابامه یه کم لنگ میشه یه پاش. وقتی به مادرش خبر میدن که دخترت مرده میگه:مردنش از زنده بودنش بهتر!
1392/05/22
|
12:13
الان شوهرش هنوز زنده است خاک بر سر.
دو تا پسرشم معتاد شدن.
1392/05/22
|
12:17
مهنا جون امیدت به خدا باشه عزیزم....ما هر چی داریم از کرم خودش داریم.توکل کن
1392/05/22
|
13:18
CafeMom Tickers
زندگی می کنم و برایش دلیل هم دارم :
دوست داشتن فرشته کوچولـــــــــــوم و همسر مهربونــــــــــــم
عزیزم گفتم که امام رضا بهم حال داد چون حاجتنو نداد من نی نی میخواستم ازش اما الان یک ساله نی نی نیومده و هم خودم هم شوشو مشکلاتی و بیماری هایی پیدا کردیم این وسط که دیگه فقط از خدا خواستم بهم نی نی بده و حوصله دکترو ندارم...اگر رفتی مشهد مطمین باش و برو ایمان داشته باش که هر وقت صلاحت باشه حالت خوب میشه حتما برات دعا میکنیم عزیزم اگر با ایمان و امید ازشون بخوای بهت میدن ناامید نشو عزیزم زیارت عاشورا و صلوات هم نذر کن ایشالا که زود زود حالت خوب بشه مریضی خیلی سخته اما خدا بزرگه هیچ وقت بد بندشو نمیخواد مطمین باش ....اون آیه رو یادت بیاد که میگه چه بسیار چیزهایی که فکر میکنید براتون خوبه اما بده و چه بسیار چیزهایی که فکر میکنید براتون بده اما خوبه... همین بیماری رو هم خیلی از جنبه هاشو تو نمیبینی میفهمم خیلی سخته این حرفا رو بپذیری اما سعی کن امید و ایمانت هر روز بیشتر بشه گلم ایشالا خدا به موقعش حالتو خوب خوب میکنه و یه شوهر خوب نصیبت میکنه دوستم
1392/05/22
|
14:26
مرا با خود درآمیز و رنگ های بی شمارت را در وجود سنگی جای ده تا دلم رنگین کمانی از یاد و شمای تو باشد....
قربون امام رضا برم منم شامل لطفش شدم ولی حس میکنم قدرشو ندونستم
سال 90 همسرم بعد از مشکلاتی که برامون تو مالزی پیش اومد ودنیا اومدن دخترم به طور معجزه آسایی متوجه پدیرش دکتری دانشگاه فردوسی شد خلاصه 2-3روز بعد از تولد امام رضا نتایج اومد وهمسم قبول نشده بود!!!!!داشتیم دیونه میشدیم چون خیلی سختی کشیده بودیم همون شب راه افتادیم رفتیم مشهد تموم شبو رفتیم ساعت11 رسیدیم مشهد ورفتیم دانشگاه کلی صحبت کردیم وبعد از اون رفتیم حرم خیلی دلم شکسته بود آخه مشکل مالزی هم تو همون حوالی تولد امام رضا برامون پیش اومده بود چون خیلی اونجا هم غصه خوردیم گفتم یا امام رضا دو ساله داری موقع تولدت دلمو میشکونی دستت درد نکنه همون شب موقع برگشت یکی از خادما یه غذای حضرتی بهمون داد یه کم دلم گرم شد قرار بود فردا صبح برگردیم که ساعت 9 در اتاق هتلمون رو زدند وفیش غذای حضرتی!!!!!!!!!!!! ناهار رو خوردیم وبرگشتیم و2 هفته بعدازدانشگاه تماس گرفتند بیاید برا تشکیل پرونده!!!!!!!.ومن شدم مهمون امام رضا 6ماه رفتم برا زندگی مشهد اما نمیدونم چی کردم که قربونش برم دیگه تحملم نکرد وبرگشتم تهران ولی خیلی دوست دارم با وجو دوری از خونوادم همیشه مشهد باشم آرامش خاصی داره خوش به حال کسایی که مشهدن تو رو به همون امام رضا قدر لحظه لحظه شو بدونید
1392/05/22
|
14:43
مهنا جان عزیز دلم دلم خیلی برایت گرفت خواهر خوبم

خیلی برایت دعا میکنم عزیزم
1392/05/22
|
15:38

      

خاله آریابد- شیطونک- و مهسای عزیز
از همه تون ممنونم.
1392/05/22
|
16:01
بچه ها من دو تا خاطره قشنگ از امام رضا تو مجله روزهای زندگی خوندم. بخش عطر ملکوت.
واقعا تکان دهنده است.

یه خانمی گفته بود شوهرم وضع مالیش خیلی خوب نبوده و نیت کردیم که اگر یه روز ماشین خریدیم اول بریم مشهد.
خلاصه ماشین می خرن و با شوهرش وشوهرای خواهرش میرن مشهد و یه خونه میگیرن. مردها سریع میرن دوش میگیرن و خودشون رو آماده ی رفتن به حرم میکنن. شوهره این خانم بهش میگه ما اول میریم زیارت شما خونه رو جارو کنید و غذا درست کنید تا ما برگردیم!!!
این خانم میگفت که خواهرام اصلا ناراحت نشدن ولی من که خیلی شوق زیارت داشتم دلم شکست و با خودم گفتم ما زنا چرا باید بعدا بریم زیارت؟ و از این لفظ شوهرش که میگه خونه رو جارو بزنید ناراحت میشه.میگه: هیچی نگفتم و شوهرم وشوهر خواهرام که از خونه رفتن بیرون من از شدت ناراحتی و گریه خوابم برد. توی خواب دیدم که یه آقای تقریبا مسن و نورانی اومد تو همون خونه ای که کرایه کردیم. خانمه میگه من تو خواب چادرمو گرفته بودم و با خودم میگفتم این آقای نامحرم کیه اومده خونمون که یه دفعه اون آقا با مهربانی به من گفت: جارو رو به من بدید. شما به دیدار من اومدین و خسته هستید وبعد خود اون آقا شروع میکنه به جارو کردن خونه.
یه دفعه از خواب بیدار میشه و تازه میفهمه که اون آقا امام رضا بوده وشروع میکنه به گریه و بعدا شوهرا هم وقتی بر میگردن از زیارت مطلع میشن که جریان چی بوده و شوهر این خانم به خاطر اینکه قلب زنشو شکسته از زنش حلالیت میطلبه!!!!!
1392/05/22
|
16:14
یه خاطره دیگه هم از یه آقایی که اهل مشهد بوده و می خواد بره اروپا و مادرش بهش میگه: هر موقع جایی گیر کردی بگو یا امام رضا.
این آقا میره ومتاسفانه بعد از مدتی گرفتار زرق و برق اونجا میشه و رو میاره به مشروب و روابط نامشروع.
تا اینکه یه روز بهش پیشنهاد میدن که بیا یه بسته ای رو قاچاقی از تو فرودگاه رد کن تا پول خوبی بهت بدیم.
فکر کنم دوستاش بهش نمیگن که اون بسته توش چیه و خلاصه با یه جور فریب کاری مجبورش میکنن که بسته رو حمل کنه و در ازاش پول خوبی هم بهش بدن.
تو فرودگاه و موقع بازرسی متوجه میشه که قاچاق خوب جاسازی نشده و پلیس هم دستگاههای پیشرفته داره و اگه بگردنش صد درصد بهش حبس طولانی یا حبس ابد میدن چون خارجی هم بوده دیگه.
میگه چند نفری تو صف جلوی من بودن وپلیس دور تا دورمون بود. نفسم بند اومده بود .فهمیدم کارم تمومه. دلم خیلی شکست.بعد از چندین سال حرف مادرم یادم افتاد و با دل شکسته گفتم یا امام رضا درسته خیلی آلوده ام ولی به دادم برس.
میگه نفر جلویی من هم بازرسی شد و نوبت به من رسید. تا خواستن وسایل منو بگردن یه دفعه همه ی مردم شروع کردن به جیغ زدن و دویدن به سمت در خروجی . پلیسها هم فرار کردن و من سریع مواد رو درآوردم انداختم یه گوشه.
میدونید چی شده بود؟
زلزله میاد!!!!!
بعد از چند لحظه زلزله تموم میشه ولی این آقا از دردسری بزرگ نجات پیدا میکنه و به برکت عنایت امام رضا از گناهانش توبه میکنه.
1392/05/22
|
16:30
مهنا خوب بلدی اشکمون رو در بیاری خواهر

فدای دستهات که این همه رو تایپ کردی .... آقا امام رضا خیلی زود حاجتت رو بده که حال ما رو خوش کردی عزیزم
1392/05/22
|
17:33

      

سلام خوبید
من هم وسط رمضان نصف شب داشتتم با بچه ها تو کلوپ چادری ها حرف میزدیم که یک دفعه دلم شدید حوای امام رضا (ع) کرد یه جورایی دلم شکست امام هم از یه جایی که اصلا انتظارش رو نداشتم من و بچم رو دعوت کرد

وای امام رضا (ع) ممنونتم
1392/05/22
|
23:28
کیف و کفش و چکمه مارکدار با قیمت مناسب www.top-shoess.blogfa.com
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی
آقاجونم قربونت بشم.
1392/05/23
|
00:25

من دلم یک بغل آغوش خدا میخواهد
من دوسال پیش سر یه مسله ای گفتم امام رضا باهات قهرم الانهرچی میرم آشتی تحویلم نمیگیره الان دیگه امام رضا با من قهره
1392/05/23
|
03:07
کارو 89 امام رضا با کسی قهر نمیکنه. ما اینجوری فکر میکنیم . وقتی اهل بیت قاتل خودشون رو هم میبخشن دیگه چی باید بگیم؟

یه خاطره ی خیلی جالب از آقای قرائتی در مورد امام زمان واستون گذاشتم. حتما بخونید.

امام زمان(عج) ما را دوست دارد، چون امام رضا فرمود: �وَ أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم � (فقیه/ج4/ص418) یعنی امام زمان از پدر و مادر به مردم مهربان تر است. اینکه امام زمان می آید همه را قلع و قمع می کند، یک تصویر وحشتناک درست می کنند، این غلط است. یک حدیث از امام زمان(عج) داریم که می فرماید: من هرگز شما را فراموش نمی کنم. والله من شما را فراموش نمی کنم! نمی دانم این را در یکی از سخنرانی هایم گفتم. باز نمی دانم در تلویزیون هم گفتم یا نه؟ چون میانگین من هفته ای دو سفر می روم. یعنی سالی صد سفر. هر سفری هم چند سخنرانی، بالاخره نمی دانم چه چیزی را کجا گفته ام. ولی حالا چیز قشنگی است. یک چنین شبی یعنی نیمه شعبانی من مدینه بودم برای عمره. فندق الدخیل، سمت راست قبرستان بقیع، پایینش مغازه است. رویش غذاخوری است. از طبقه دوم به بالا هم مسافرها! چندین کاروان جا دارد. پانزده ـ شانزده طبقه است. رفتم طبقه دوم روی پاساژ غذا بخورم، یک مرتبه متوجه شدم نیمه شعبان مگر برای امام زمان(عج) نیست؟ پیش خودم گفتم: قرائتی یک کاری کن! چه کنم؟ برو همین مغازه پایین، چند تا پیراهن، زیر پیراهنی بخر. برو پیش آشپزها، بگو: شما آشپز هستید. در هوای مدینه داغ پای دیگ داغ، یک عیدی به شما بدهم. نفری یک پیراهن به این آشپزها بده! خوب که طراحی کردم خواستم بلند شوم، متوجه شدم که پول ندارم. پولم تمام شده بود. حال من گرفته شد که چرا من پول ندارم نیمه شعبان یک کاری برای آقا بکنم؟ غذا خوردم. چند دقیقه ای، بیست دقیقه شد یا نشد نمی دانم. یک کسی آمد کنار من نشست گفت: حاج آقا، آشپزها می آیند از شما تشکر کنند، هیچی نگو. نگاهشان کن. گفتم: آشپزها از من برای چه تشکر کنند؟ گفت: من آن طرف نشسته بودم غذا می خوردم، به دلم برات شد که بروم مغازه های پایین، چند تا پیراهن و زیر پیراهنی بخرم و نزد آشپزها بروم و بگویم: عیدی نیمه شعبان است. منتهی اگر بگویم من عیدی دادم، کسی لذت نمی برد. بگویم قرائتی داده اینها بیشتر خوشحال می شوند. من به نیت تو این کار را کردم که اینها بیشتر خوشحال شوند. من به قصد تو این کار را کردم. حالا می آیند و می گویند: تشکر. نگو: چه پیراهنی، چه زیر پیراهنی، من خیط می شوم. من ماندم گفتم: یا حجت بن الحسن، تو چه کسی هستی؟!
1392/05/23
|
12:20
هدیه ثواب های ذکر به کسی که نوبتشه

http://www.ninisite.com/clubs/chat.asp?clubID=22693&ChatDate=23-5-1392&PageNumber=1

1392/05/23
|
19:21
اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد و مماتی ممات محمد و ال محمد
**اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم** یاصاحب الزمان ادرکنی.. آپلود سنتر عکس و فایل آپ سرا وبلاگ بانوی آب... پدر خاک http://najm18.blogfa.com/ تایپیک امام شناسی: http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=907723&PageNumber=1
ممنون مهنا جون واقعا قشنگ بود. یه حسی بهم داد وقتی خوندم یه جوری شدم نسبت به امام زمان....
1392/05/24
|
06:05
مرا با خود درآمیز و رنگ های بی شمارت را در وجود سنگی جای ده تا دلم رنگین کمانی از یاد و شمای تو باشد....
کاشکی خود امام رضا خود امام زمان یه کاری کنن امشب این بچه ی دزدیده شده(محمد طاها) پیدا بشه
1392/05/24
|
20:49
ارسال پاسخ و نظر شما